گروه تلاش برای نهادینه شدن حقوق بشر در ایران

(مهر ایران)

 برای اَزادی زندانیان سیاسی چه باید کرد؟

 ۸ جولای ۲۰۰۷

محمد پروین

mparvin@mehr.org

در ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸،  دانشجویان ایران یکبار دیگر نشان دادند که پذیرای سیستم ظلم و ستم در ایران نیستند. پس از گذشت ۸ سال، تعدادی از اَنان هنوز هم در کنار بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی، در بند و زنجیر رژیم اسلامی هستند و بار دیگر این سئوال اساسی مطرح میشود که برای دفاع از زندانیان سیاسی و اَزادی اَنان چه باید کرد؟

اَنچه که تا بحال انجام شده است، ستایش از این زندانیان و محکوم کردن عاملان ظلم در ایران بوده است. امسال نیز چون گذشته، نشست های زیادی برای برجسته کردن این روز تاریخی در گوشه و کنار جهان توسط ایرانیان برون مرز تدارک دیده شده است. اَیا این یاد بود ها میتوانند  به خودی خود به اَرمان جانباختگان و در بند کشیده شدگان کمک  کنند؟ کارنامه رژیم اسلامی از زندان و اعدام و شکنجه پر است. در تابستان ۱۹ سال پیش بود که رژیم اسلامی هزاران زندانی سیاسی را در زندانها قتل عام کرد. یاد بود های هر ساله، افشاگریهای بدون هدف و شعارهائی چون "زندانی سیاسی اَزاد باید گردد" به خودی خود چه اثرات ملموسی در مقابله با جنایات رژیم اسلامی داشته است؟

 زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران سمبل ایستادگی مردم اَزاده ایران در مقابل قوانین واپسگرای رژیم اسلامی اند و نشانگر اینکه علیرغم ۲۸ سال فشار، زندان  و اعدام ، این اَزادگان هنوز حاضر به تمکین و چشم پوشی از حقوق انسانی خود و دیگران نیستند.

 چگونه میتوان از کسانیکه بر سر اَرمانهای انسانی خود ایستاده اند و با خطر کردن، به رژیم اسلامی نه گفته اند دفاع کرد، اَنها را اَزاد کرد، و در نهایت مسئله زندانی سیاسی را در ایران برای همیشه حل کرد؟

بنظر نمی رسد که شیوه های مرسوم دفاع از زندانیان سیاسی، نتایج چندان مطلوبی بدست داده باشد. این شیوه ها در درجه اول بیشترمتکی بر پخش اخبار زندانیان در حلقه بسته ایرانیان، تکرار شعار "زندانی سیاسی اَزاد باید گردد"  و جمع اَوری امضا و درخواست اَزادی زندانیان از مقامات رژیم اسلامی بوده است. اَن زمان هم که پا از این محدوده فراتر گذاشته شده و جامعه جهانی مخاطب قرار گرفته است، باز هم اَنچه مستقیما و یا از طریق نهادهای بین المللی حقوق بشر درخواست شده، کماکان خواست اَزادی زندانیان سیاسی بطور کاملا گنگ و مبهم و یا طلب بخشایش زندانیان از سردمداران رژیم اسلامی نظیر خامنه ای و شاهرودی و نظایر اَنها بوده است.

 گاهی رژیم اسلامی، در دورانی که بدلایل خاصی احتیاج به رعایت افکار عمومی جامعه جهانی داشته باشد، دست به اقدامات عوام فریبانه ای میزند. تعداد بسیار انگشت شماری از زندانیان در این شرایط خاص از مرگ و سنگسار نجات یافته اند، اَزاد شده اند و یا دوران محکومیتشان تقلیل یافته است. اَیا اینست همه اَنچه که میلیونها ایرانی برون مرز میتوانند در زمینه دفاع از زندانیان سیاسی انجام دهند؟

 متاسفانه فعالان سیاسی و حقوق بشر توجه چندانی به راه کارهای اساسی تر نشان نداده اند. در سال ۱۹۹۲ بنیاد "مهر" توانست قطعنامه ای را در مجمع عمومی سازمان عفو بین الملل در شهر سیاتل به تصویب برساند که طی اَن سازمان عفو روز اول سپتامبر را بعنوان روز قتل عام زندانیان سیاسی برسمیت شناخت و اَن را برای درج در تقویم سازمان ملل به این نهاد پیشنهاد کرد. هدف از اینکار این بود که بزرگترین جنایت رژیم اسلامی از حلقه بسته ایرانیان بیرون اَید، بگوش جهانیان برسد تا  بتوانیم  با جلب توجه مردم دنیا به این جنایتها، سعی کنیم  تا مانع مشروعیت بخشی دولتهایشان به رژیم اسلامی شویم. متاسفانه این زمینه بسیار مناسب از جانب ایرانیان برون مرز استقبال نشد و حتی حاضر نشدند با برگزاری مراسم در یک روز خاص سعی کنند که این واقعه را متمرکز تربه میان مردم دنیا ببرند. کماکان مراسم شب شعر است و اظهار تاسف و نوعی عزاداری که هر ساله در جمع ایرانیان تکرار میشود.

 

اَنچه که بیشتر باعث تاسف است اینست که اَنجا هم که مسائل مربوط به نقض حقوق بشر، زندانیان سیاسی و جنایات رژیم اسلامی به میان مردم دنیا و نهاد ها و سازمانهای حقوق بشر و سیاسی برده میشود، کمک مشخصی  از اَنها طلب نمی شود. نتیجتا مسئله دفاع از زندانیان سیاسی به گزارش جنایات و شمارش تعداد قربانیان رژیم اسلامی و طرح شعار " زندانی سیاسی اَزاد باید گردد" خلاصه شده است. با این روش، اگر همه مردم دنیا را را هم از جنایات رژیم اسلامی اٰگاه کردیم، این به خودی خود چه دردی را از زندانیان سیاسی درمان خواهد کرد؟

 در اَستانه هشمین سال خیزش دانشجوئی ۱۸ تیر، کار بهمان روال سابق ادامه دارد. بعنوان نمونه اگر به یکی دو اعلامیه  مربوط به این روز نگاهی بیافکنیم، روند کلی را در میابیم. در یکی از این اعلامیه ها اَمده است:

"برای پاسداشت آن روز تاريخی و بياد تمامی همرزمان در بندمان و اعلام حمايت همه جانبه از جنبش های رهايی بخش ميهنمان، جنبش زنان ، کارگران، معلمان و دانشجويان، اعتراض به  نقض مستمر و  گسترده حقوق بشر در ايران و تداوم سرکوب و بازداشت فعالان دانشجويی و سياسی، همگام با ساير ايرانيان در ديگر نقاط جهان گرد هم خواهيم آمد. باشد که با حضور گسترده خود فرياد اعتراض ايرانيان در تبعيد را به گوش آزاديخواهان رسانده و بر اين نکته پای فشاريم که:

" ايران هرگز نمی ميرد."

اَیا حمایت ما از مبارزات داخل ایران تنها این میتواند باشد که دنیا را مخاطب قرار دهیم و بگوئیم "ایران هرگز نمی میرد."؟ نه! بسیار بیشتر از اینها میتوان کرد و باید کرد.

شرایط موجود جهانی و اعمال فشار و تحریم های جهانی از سوی سازمان ملل، زمینه بسیار مناسبی را فراهم کرده است که بتوان در پرتو اَن، مسئله اَزادی زندانیان سیاسی را بطور عملی برنامه ریزی کرد. اعمال تحریم های هوشمندانه بر رژیم های دیکتاتور از راه کارهای حقوق بشری است. بعنوان مثال، بسیاری از فعالان حقوق بشر در کنار فعالان داخل و خارج افریقای جنوبی موفق شدند جامعه جهانی و منجمله امریکا را وادار کنند که یک سلسله تحریم هائی را که فقط  رژیم اَپارتاید افریقای جنوبی را در بر میگرفت و فشاری بر مردم وارد نمی کرد اعمال کنند. فعالان افریقای جنوبی به کمک مردم و نهادهای حقوق بشر امریکا و سایر کشور ها توانستند که علیرغم مخالفت و وتوی پرزیدنت ریگان، لایحه تحریم دولت افریقای جنوبی را به تصویب مجلسین امریکا برسانند. در صدر شرایط مربوط به لغو تدریجی این تحریم ها، اَزادی زندانیان سیاسی وجود داشت که سر انجام نیز تحقق پیدا کرد. در حال حاضر، سازمانهای حقوق  بشر ودر صدر اَنها دیدبان حقوق بشر سخت در تلاش اعمال تحریم بر دولت سودان است. متاسفانه از اَنجائیکه خواست تحریم هوشمندانه از جانب ایرانیان عنوان نشده است و در عوض لابی گران رژیم اسلامی با تلاش سازمان یافته خود چنین القا کرده اند که مردم ایران با تحریم مخالف اند و نتیجتا ایجاد ارتباطات بدون قید و شرط با رژیم اسلامی را ارتقا داده اند، این نهادهای حقوق بشری کوچکترین اقدامی در جهت تحریم رژیم اسلامی نکرده اند. توجه شما را به اعلامیه دیگری که چند روز پیش از طرف بخشی از فعالان و سازمانهای سیاسی  منتشر شده جلب میکنم تا ببینید چگونه اَنها هم با بی توجهی کامل نه تنها خواستار تحریم هوشمندانه نیستند بلکه خواست عدم تحریم رژیم را در کنار عدم مداخله نظامی مطرح میکنند:

" پس بجا خواهد بود که سالگرد 18 تير امسال فرصتی باشد برای طرح فراگیر ترین شعارها و خواسته های مردم ایران . ما ضمن پشتیبانی از تحرکات اجتماعی فعالان سیاسی در 18 تیر امسال درشهر مان ... که مبارزه دانشجویان را با مبارزه سایر جنبش های اجتماعی مردم ایران گره زنده اند، فریاد بر می آوریم که ما :

آزادی دانشجويان زندانی و همه زندانيان سياسی و محمود صالحی فعال کارگری را خواستار می باشیم .  
ما به نوبه خویش به اخراج دانشجويان مبارز سوسیالیست و دانشگاهيان ترقيخواه و دگرانديش اعتراض خواهيم كرد.

 رفع توقيف از نشريات مستقل دانشجويی و آزادی انتشار افكار و عقايد را تبلیغ می نماییم .  
بر همبستگی جنبش دانشجويی با جنبش های  اجتماعی نظير: كارگران -  زنان و جنبش توده های تهيدست و همه كسانی كه از ستم های طبقاتی ، جنسيتی ، ملی  رنج می برند، پای فشرده و تحکیم مبارزه طبقاتی و ضد سرمایه داری در ایران را در دستور کار خود داریم.  تاكيد خواهيم کرد.
و يك صدا خواهيم گفت: نه به جمهوری اسلامی ، نه به امپرياليسم و سرمایه جهانی ، نه به جنگ ، نه به تحریم شورای امنیت ، زنده باد آزادی و برابری."

اَیا این فریادها و شعارها میتواند کمکی به زندانیان سیاسی ما کند؟ بسیاری از ایرانیان برون مرز کار دشوار مجبور کردن دول غربی به انجام کاری را با درخواست از دولتها اشتباه میگیرند و از اینرو  است که به یکی از بهترین امکاناتی  که میتوان در دفاع از زندانیان سیاسی مورد استفاده قرار داد "نه"  میگویند.

ایرانیان اَزاده  میتوانند با توجه به اثرات مثبت تحریم هوشمندانه، تلاش در راه اعمال یک تحریم  هوشمندانه را به صورت یک کار محوری در میان برون مرزیان در اَورند. تحریم هوشمندانه که بر اساس مبانی حقوق بشر شکل گرفته است،  در نوشته های دیگری توضیح داده شده است [۱، ۲، ۳].  با افزودن شرط اَزادی زندانیان سیاسی به تنها خواست لایحه تحریم شورای امنیت که تعلیق غنی سازی اورانیوم باشد، خواهیم توانست مسئله فراموش شده حقوق بشر و زندانیان سیاسی را به بالاترین درجه خود ارتقا دهیم. کاریست مشکل، چرا که سازش دولت های غربی و بخصوص امریکا را با رژیم اسلامی منتفی خواهد کرد. تنها حالتی که امریکا به این مسئله تن در دهد اینست که دریابد بدیلی وجود دارد که  پا را از فریاد کردن شعارها فراتر نهاده است، بحول راه کارهاست که تلاش میکند و مورد قبول مردم ایران قرار گرفته است. ایجاد چنین بدیلی مشکل ولی امکان پذیر است.

تلاش ما برای اینکه شرط ازادی زندانیان سیاسی را در کنار شرط تعلیق غنی سازی اورانیوم قرار دهیم و سازمان دهی که لازمه اینکار است، به ایرانیان برون مرز اَنچنان هویتی خواهد داد که مورد حمایت ایرانیان درون مرز هم  قرار بگیرند و نهایتا بتوانند این واقعیت را به قدرت مداران دنیا نشان دهند که اگر به رژیم اسلامی کمک نکنند، مردم ایران خود قادر به تغییر رژیم در ایران خواهند بود.

در چنین شرایطی، آنگاه که مردم ایران دریابند که جامعه جهانی دیگر دشمن اَنها یعنی رژیم اسلامی را به رسمیت نمی شناسد، بدون شک با دلگرمی بیشتر به نافرمانی های خود خواهند افزود، بیشتر در کنار فعالان حقوق بشری و سیاسی قرار خواهند گرفت و به عمر رژیم اسلامی پایان خواهند داد.

برای اَزادی زندانیان سیاسی با ید بطور سازمان یافته برای افزودن شرط اَزادی زندانیان سیاسی به تنها شرط مطرح شده از طرف سازمان ملل که تعلیق غنی سازی اورانیوم باشد تلاش کنیم. طبیعی است که اَزادی زندانیان سیاسی و نتیجتا عدم وجود زندانیان سیاسی، در گرو برسمیت شناختن طیف وسیعی از اَزادیها، منجمله اَزادی اجتماعات و احزاب و اَزادی بیان خواهد بود.

باید تلاش کرد تا  در درجه اول اثرات مثبت تحریم هوشمندانه را تا حد امکان با دیگر ایرانیان در میان گذاشت تا خواست تحریم برای ایرانیان درون و برون مرز ایران ایجاد شود. مرحله بعد اینست که ایرانیان علاقه مند سازمان دهی شوند و بتوانند با تماس و مدد گیری از مردم دنیا و قدرت رای اَنان، با در اَمیختن  با نهادهای حقوق بشری، نهادهای غیردولتی، اتحادیه های کارگری، رسانه های نوشتاری، صوتی و تصویری،  شرط افزودن اَزادی زندانیان سیاسی را با سیاست سازان و سیاست مداران در میان بگذارند و با ایجاد فشارهای لازم بتوانند  اَن را بعنوان بخشی از سیاست خارجی امریکا وسایر کشورهای غربی در اَورند.

بسیاری از ایرانیان برون مرز زمانیکه بحث به اینجا میکشد، اگر در اثر عدم توجه به ماهیت تحریم هوشمندانه، کمبود شیر بچه و دارو و غیره را عنوان نکنند، به نوعی بر این مطلب  انگشت میگذارند که طلب این خواست ها دال بر ساده انگاری است و امریکا و دنیا هرگز چنین کاری را انجام  نخواهند داد و یا اینکه اصولا هر نوع کاری که قرار باشد از کانال این دولتهای غربی  بگذرد، کاری ارتجاعی است و ماهیت غیر انسانی و خصلت های غارتگرانه و امپریالیستی این دولت ها را نادیده گرفته است. این تفکر رایج مسئله بسیار مهمی را نادیده میگیرد و اَن اینست که افراد و طیف های مختلف در جوامع غربی و بخصوص امریکا، اگر برای حفظ حقوق اولیه خود نجنگند، دولتهایشان اَنها را از این حقوق محروم خواهند کرد. نهاد های مختلف کارگری، زنان، سیاهان و اقلیت ها ی قومی و مذهبی بطور مدام با استفاده از حق رای خود و با استفاده از قوانین موجود در امریکا در گیر نبردی دائم با دولتشان هستند. بعنوان مثال پرزیدنت بوش و پدرش در طول ۱۲ سال حکومت در امریکا تلاش کردند تا به کمک بسیاری از نهادهای  مسیحی در مدارس امریکا مراسم دعا خوانی را اجرا کنند. این کار با شکست روبرو شد و دلیلش مقاومت مردم و نهادهای مختلف بود. این نبرد، نبردی است روزانه و اگر جامعه ایرانی برون مرز از اَن اَگاه باشد، میتواند در یابد که ما هم اگر مسئله زندانیان سیاسی خود را به میان مردم دنیا ببریم و از اَنها بخواهیم که به دولتشان فشار بیاورند که شرط اَزادی زندانیان سیاسی پیش شرط هر گونه ارتباط و معامله ای با رژیم اسلامی باشد، امکان موفقیت زیادی برایمان موجود است. برون مرزیان مخالف رژیم اسلامی هرگز این را تجربه نکرده  و بدون تلاش اَنرا مردود شناخته اند. در نوشته دیگری نشان خواهم داد که چگونه حامیان و لابی گران رژیم با استفاده از همین مکانیسم توانسته اند به رژیمی جنایتکار و تروریست و ناقض حقوق بشر مشروعیت ببخشند و ایجاد ارتباط بدون قید وشرط با اَن را بعنوان تنها بدیل ممکن به دنیا معرفی کنند.

 بسنده کردن به شعار "زندانی سیاسی اَزاد باید گردد" و یا افشای جنایات رژیم، بدون اینکه همراه با تلاش ما برای اعمال خواست مشخصی باشد، راه بجائی نخواهد داشت. تلاش ما برای گنجاندن شرط اَزادی زندانیان سیاسی در لوایح تحریم علیه رژیم اسلامی، بهترین شیوه برای سلب مشروعیت از رژیم اسلامی خواهد بود. رژیم اسلامی این شرط را نخواهد پذیرفت ولی اگر ما با تلاش خود در این راه ،  به هویت و اعتبار یک اپوزیسیون واقعی در برون مرز دست بیابیم، رژیم اسلامی را برای همیشه از جامعه جهانی طرد کرده ایم و چه مشوقی بهتر از این برای فعالان درون مرز ما و مردم ناراضی خانه نشین که ببینند جامعه جهانی دشمنشان را به رسمیت نمی شناسد.

ما برون مرزیان زمانی توانسته ایم نقش خود را برای اَزادی ایران ایفا کنیم که جایگاه خود را در مقابله با سیستم ظلم تعیین کرده و وظیفه ای بعهده گرفته باشیم. یکی از مولفه های  مهم این مقابله در شرایط امروز افزودن شرط اَزادی زندانیان سیاسی به لایحه تحریم هوشمندانه علیه رژیم اسلامی میباشد. چه زیبا خواهد بود اگر بتوانیم که بجای نشست های پر گفتگو، برخاستی بحول این راه کار بر پا کنیم.

مراجعات:

 ۱- جایگاه تحریم هوشمندانه در مقابله با رژیم اسلامی

http://mehr.org/Sanction_role_in_fighting_IR.pdf

 ۲- نقش تحریم های هوشمندانه در توقف نقض حقوق شر

http://mehr.org/HRW_sanction_persian.pdf

۳- تحریم علیه افریقای جنوبی

http://mehr.org/Sanction_south_africa.pdf

MEHR
P.O. Box 2037
P.V.P. , CA 90274

Tel: (310) 377- 4590
Tel: (818) 831-4938
Fax: (310)377- 3103
 
URL: http://mehr.org