رفتار رژیم اسلامی حاکم بر ایران قابل تغییر نیست

محمد پروین

mparvin@mehr.org

 پیش گفتار:

 انگیزه این نوشته نامه ایست که اخیرا اَقای امیر انتظام به دبیر کل سازمان ملل نوشته اند [۱]. این نامه در راستای اهداف "شورای ملی صلح" است که خانم شیرین عبادی و ابراهیم یزدی در ایران بر پا کرده اند. اهدافی که این شورا دنبال میکند در نوشته ای دیگر مورد بررسی اجمالی قرار گرفته است [۲].

--------------------

 پایداری اَقای امیر انظام  بر باورهایشان قابل تحسین است و میتوان درک کرد چه بهای سنگینی بخاطرش پرداخته اند. منتها چه غم انگیز است که این باور،  پس از ۲۹ سال زندانی بودن ایشان و ۳۰ سال جنایات روزمره رژیم اسلامی به این مرحله رسیده است که رفتار این سیستم واپس گرا تغییر پذیر است. متاسفانه بنظر میرسد که ایشان چنان در بند این رویای تغییر رفتار گرفتارند که  در نامه خود به اَقای بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل، این باور را بدون ارائه هیچ شاهدی  به مردم ایران هم نسبت داده  و نوشته اند که:

"عالیجناب، مردم ایران که قربانی سیاست های ماجراجویانه، جاه طلبانه، خودسرانه، خشونت بار، جنگ طلبانه و غیر انسانی این نظام هستند در صف مقدم مبارزه برای تغییر رفتار این نظام قرار دارند."

اقای امیر انتظام:  اَنچه رژیم اسلامی میکند حاصل خواست و تسلط یک فرد و یا گروهی که بر خلاف سیاست های رژیم عمل کند  نیست که شما قادر به تغییرش باشید. تمام جنایات رژیم اسلامی از زندان، شکنجه، قطع اعضای بدن، سنگسار، ستم مضاعف بر زنان، اقلیت های مذهبی و قومی و غیره تماما قانونی و نص صریح قانون اساسی و ملحقات اَن و در صدر همه قانون مجازات اسلامیست که مطابق ماده چهار قانون اساسی عملا پاسدار انطباق قوانین اساسی با قوائد و اصول اسلامیست. کلیه جناح های رژیم و منجمله جناح به اصطلاح "اصلاح طلب" که احتمالا چشم امید شما به اَنست التزام خود را عملا به این قوانین به اثبات رسانده اند. به باور من، فعالان حقوق بشر و سیاسی در ایران و بسیاری از مردم ایران در تلاش دستیابی به یک دموکراسی سکولار در ایران هستند و تحقق  این خواست در قدم اول با بر چیده شدن بساط حکومت اسلامی ممکن است نه با تغییر رفتار اَن. ا

 کدام یک از این اصلاح طلبان خواستار استقلال قانون اساسی از قانون جزا شده است؟ راه حل شما، التزام رژیم بر قبول کنوانسیون های بین المللی را طلب میکند. احتیاج به تلاش شما برای اینکار نیست. رژیم اسلامی اکثر کنوانسیون های بین المللی را پذیرفته است. بعنوان مثال کنوانسیون  منع شکنجه از طرف این رژیم پذیرفته شده و رژیم اسلامی مدعی است که شکنجه نمیکند. اَنچه میکند و با افتخار هم اَنرا اعلام میکند تعزیر است. شما اگر بر خلاف قوانین اسلامی تعریف شده توسط این رژیم رفتار کنید باید اصلاح شوید. برای اصلاح است که شما به زندان میافتید، برای اصلاح و درس گرفتن است که ابتدا انگشت شما را میبرند، بعد پای چپتان و بعد راست و سپس چشمتان را در میاورند. سنگسار برای عبرت سایرین و ارشاد اَنهاست. و تمامی اینها در متمم قانون اساسی، قانون جزا اَمده است. اَیا هرگز از زبان هیچ یک از اَنانی که شما چشم امید به تغییر رفتارشان بسته اید در مخالفتی هر چند کم مایه در بکار گیری قانون جزا شنیده اید.

رفتار رژیم اسلامی بر اساس ساختار قدرت سیاسی، ایدئولوژیک اَن، دخالت دین در دولت، صدور انقلاب اسلامی و تسلط کامل بر منابع مالی مملکت  شکل گرفته است. هر نوع تغییری در این زیر بنا باعث فرو ریختن کل سیستم خواهد شد و از اینرو هم هست که هیچ کدام از جناح ها بدنبالش نیستند. بخشی از رژیم خواهان تغییرات ظاهری است تا راحت تر و سریع تر مورد پذیرش کامل جامعه جهانی قرار گیرد و منافع مالی دول غرب را  با موجودیت خویش  گره زده و از اینرو حاکمیت خویش را تثبیت نماید. همان چیزی که جناح احمدی نژاد با قلدری و قدر قدرتی دنبال میکند و بسیار موفق تر از دیگران هم در باج گرفتن از غرب بوده است. تحلیل شما از این مجموعه پیچیده این است که  باور ها و عملکرد های این رژیم ناشی از "ماجراجوئی" است و در این رابطه نوشته اید که:

"این حکومت به آزادی، دموکراسی، صلح و حق تعیین سرنوشت ملت خود هیچ اعتقادی ندارد و به همین دلیل هیچ نگرانی و دغدغه ای در مقابل مشکلات اقتصادی، امنیت روانی و مادی آن ها ندارد. و به راحتی حاضر است که کل مردم ایران را قربانی ماجراجویی خود کند."

اَقای امیر انتظام، سرکوب اَزادیها و عدم توجه به مسائل مالی مردم ناشی از "ماجراجوئی" نیست. این سرکوب ها برای بقا و دوام سیستمی است که اکثریتی از مردم ایران به آَن "نه" گفته اند و از ایدئولوژی سرچشمه میگیرد که بنای "اصلاح" را بر حذف فیزیکی میگذارد. از همه مهمتر این سرکوبها در جهت سلطه کامل بر منابع مملکت ما و در خدمت غارت و چپاول نهادهای وابسته به رژیمی است که از گور تاریخ سر برون اَورده و میداند که شانس دیگری هرگز نصیبش نخواهد شد.

 اگر منافع مالی کمپانیهای بزرگ دنیا و دولتهای غربی که نمایندگان سیاسی  این کمپانیها هستند با منافع رژیم اسلامی گره بخورد، موانع سر راه کسانی که بدنبال یک دموکراسی سکولار در ایران هستند دو صد چندان خواهد شد. اَیا شما مایلید که در نهاد مالی که که در اَن سرمایه گزاری کرده اید تلاطم بنیادی صورت گیرد؟ و اگر امکانش را داشتید با تمام قوا از ایجاد چنین تلاطمی جلوگیری نمیکردید؟

تحریم هوشمندانه رژیم اسلامی دقیقا بر همین اساس است که به جای ایجاد ارتباط و کمک به این رژیم و توانمند کردن اَن، نهادهای سرکوب و مالی رژیم تحت فشار قرار گیرند تا مردم در جنگ خود با این رژیم که بر بنیاد نافرمانی مدنی استوار است توانمند شوند. تحریم های هوشمندانه همانطور که در نوشته های متعددی توضیح داده شده است، مبنای حقوق بشری دارد و تنها نهادهای سرکوب و مالی رژیم اسلامی را هدف قرار میدهد [.۱، ۲،۳]  بیش از ۶۰ در صد اقتصاد ایران تحت کنترل کامل بنیادها و نهادهائی است که تنها به ولی فقیه پاسخگو هستند [۴]. شما بدون توجه با ماهیت تحریم های هوشمندانه همان حرف حامیان و لابی گران رژیم را تکرار میکنید که تحریم ولو نوع هشیارانه اَن بر مردم فشار میاورد و در نامه خود نوشته اید:

 "تشدید تحریم ها حتی به صورت هوشمندانه درد و رنج مردم ایران را بخاطر ایجاد محدودیت در حوزه های اقتصادی و تقویت باندهای قاچاق کالای دولتی و افزایش رانت خواری و تورم و بیکاری و ایجاد محدودیت در تهیه کالا و مایحتاج عمومی بتدریج و گام به گام ملت ایران را در گورهای دسته جمعی دفن خواهد نمود."

اَیا عدم فروش اسلحه و مهمات و وسائل جاسوسی و غیره  به سپاه پاسداران، سپاه قدس، بسیچ و نیروهای سرکوب بر مردم ایران فشار میاورد؟

اَیا تحریم بانک هائی که مستقیما در جهت ایجاد امکانات مالی برای سپاه قدس و حزب اله کار میکنند برای مردم تورم و بیکاری ایجاد میکند؟

اَیا جلوگیری از سفر مسئولان این نهادها به خارج کشور، باندهای قاچاق را تقویت میکند و فشاری بر مردم ایجاد میکند؟

اَیا قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریست ها مردم ایران را ناراحت خواهد ساخت؟

 تحریم هائی که امریکا با کمک اروپا اعمال کرده و یا در صدد ایجاد است، مربوط به یکی دو سال گذشته است. بیکاری، تورم و فقر اقتصادی مسئله ایست که مردم ما سالهاست با اَن دست به گریبان هستند و تماما ناشی از سیاست هات اقتصادی رژیم، سلطه بنیادها و غارت و چپاول دست اندرکاران رژیم و بخش مرفهی است که با رژیم همکاری میکنند. در تمام دورانی که رژیم اسلامی تحت تحریم امریکا قرار داشت، تمام اروپا با رژیم اسلامی به داد وستد مشغول بودند و هنوز هم به میزان زیاد هستند. در همان دوران کمپانیهای امریکائی نیز از طریق نهادهای وابسته به خود با رژیم اسلامی معامله میکردند تا حدی که جنرال الکتریک و هالی برتون تا دوسال قبل در تهران دفتر داشتند. در مرتبط کردن وضعیت بد اقتصادی مردم به تحریم ها، هیچ گونه واقعیتی وجود ندارد.

 شما با این برخورد غیر واقع بینانه و قرار دادن تحریم در کنار جنگ، صلح با رژیم اسلامی را بعنوان تنها گزینه پیشنهاد کرده اید و اینکه این امر به مردم ایران در مدیریت بحران کمک خواهد کرد. شما نوشته اید:

 "پس اگر، نه جنگ و نه تحریم نمی تواند موجب تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی در پرهیز از ماجراجویی و تطبیق خود با الزامات صلح و امنیت بین المللی گردد، تنها گزینه ممکن، کمک به مردم ایران در مدیریت بحران و خروج از بن بست فعلی می باشد."

 و سپس برای تحقق این طرح "مدیریت بحران" تقاضا کرده اید که :

 "عالیجناب، تقاضای من (ما) از جنابعالی بسیار ساده و در عین حال فوق العاده مهم است. به عنوان مصداق اعتماد سازی در پرونده هسته ای و برای اینکه امکان کنترل و نظارت واقعی بر فعالیت های هسته ای ایران ممکن باشد از جمهوری اسلامی بخواهید که تمامی کنوانسیون های پایه ای حقوق بشر، کنوانسیون های منع شکنجه، کنوانسیون الغاء کلیه اشکال تبعیض از زنان، و اساسنامه دیوان بین المللی کیفری را پذیرفته و به آن عمل کند.  و جامعه جهانی نیز با تمام امکانات بر عملکرد نظام در رعایت حقوق بشر، و منجمله میثاق حقوق مدنی و سیاسی، و پروتکل های اختیاری آن نظارت کند. رعایت کامل موازین، استاندارها و الزامات حقوق بشری در ایران کلید حل بحران هسته ای و سایر بحران ها در منطقه است."

اَقای امیر انتظام، طرح پیشنهادی شما را سازمان ملل و سایر نهادهای دیگر بین المللی از بدو تاسیس رژیم ظلم اسلامی بدون کوچکتری اثری اجرا کرده اند. هر سال از جانب سازمان ملل، نهادهای حقوق بشر بین المللی، اتحادیه اروپا، و وزارت امور خارجه امریکا گزارشات بسیار جامعی در زمینه نقض حقوق بشر در ایران منتشر شده و از رژیم اسلامی خواسته شده است که از معیارهای بین المللی و کنوانسیون ها تبعیت کند. رژیم اسلامی هم با ندیده گرفتن این درخواست ها و بر اساس تعابیر خاص خود به اَدم کشی هایش ادامه داده است. دلیل هم این بوده است که در صورت عدم پذیرش این درخواست ها تنبیهی برای رژیم اسلامی در نظر گرفته نشده و ارتباطات و معاملات غرب با این رژیم مشروط به پذیرش این خواست ها نبوده است. حدود ۶ ماه پیش اتحادیه اروپا یکی از بهترین و جامع ترین گزارشات را در مورد نقض حقوق بشر در ایران منتشر کرد و کماکان خواستار توقف اَنها شد. منتها در همان روزها چهار کمپانی اَلمانی، ایتالیائی، فرانسوی و یونانی مذاکرات جدیدی را برای عقد قرار داد های مالی با رژیم اسلامی اَغاز کردند. این درخواست ها و گزارشات تنها برای حفظ ظاهر و در واقع پوشاندن عدم توجه عملی اَنها به نقض حقوق بشر در ایران بوده است.

اینروزها حامیان و لابی گران رژیم هم برای اینکه پوششی برای تلاش های خود بیابند، همه مدافع حقوق بشر شده اند. به تجربه دریافته اند که بهترین تاکتیک برای لوث کردن نقض حقوق بشر درایران بسنده کردن به گزارش در مورد اَنست. اینروزها یکی از فعال ترین لابی گران رژیم، سازمان نیاک، که از بدو تاسیسش بدنبال ایجاد ارتباط بدون و قید و شرط دنیا با رژیم اسلامی است و تا چند ماه پیش کوچکترین اشاره ای به نقض حقوق بشر در ایران نکرده است، به خیل دیگر گزارش گران نقض حقوق بشر اضافه شده  و در سایت خود در صدد است که اَبروی از دست داده خود را با پخش اعلامیه های سازمان عفو بین الملل بدست اَورد. منتها بنظر اَنها اَدم کشی های رژیم نباید کوچکترین اثری در مناسبات دنیا با این رژیم داشته باشد. اَنها میخواهند چین دومی ایجاد کنند که کماکان اعدام و شکنجه میکند، تمام نهاد های حقوق بشری و دنیای غرب هم اَنها را محکوم میکنند منتها ارتباطات و معاملات با اَن بدون کوچکترین وقفه ای ادامه دارد.  

 تحریم های هوشمندانه بر اساس همین واقعیت شکل گرفت که جباران تاریخ با خواهش و پیشنهاد، تن به معیارهای انسانی نمیدهند.  تنها، تحت فشار هائی با برنامه و دراز مدت است که ممکن است بتوان نتایجی مثبت بدست اَورد. برای چالش رژیم، کاهش و حذف این فشارها باید  مشروط به تحقق یک مجموعه از مطالبات حقوق بشر باشد و  پیش شرط هر نوع ارتباطی با رژیم اسلامی قرار گیرد. بجای پرداختن به  این بازی چندش اَور که ساخت حامیان و لابی گران رژیم است و از این واقعیت که  جنگ با ملت ایران بد است صلح با  رژیم اسلامی را نتیجه میگیرد، باید هر نوع جنگی با مردم ایران و هر نوع صلحی با رژیم اسلامی را محکوم نمود. در این راستاست که تحریم رژیم اسلامی تا زمانیکه نقض حقوق بشر در ایران متوقف نشده است باید ادامه یابد.

 بعنوان اولین قدم، تلاش شما و همه کسانی که دل در گرو ایرانی سکولار و آزاد دارند میتواند در این جهت باشد که شرط اَزادی زندانیان سیاسی در کنار شرط تعلیق غنی سازی قرار گیرد و تا تحقق اَن تحریم های هوشمندانه ادامه  یابد. این امر هم با خواهش و تمنا از سازمان ملل و یا دول غربی امکان پذیر نیست. ایرانیان برون مرز با مدد اَزادی خواهان درون مرز باید بتوانند با سازمان دهی، تشکیل بلوک های سیاسی فعال در کشور های مورد اقامت خود و جلب حمایت مردم، نهادهای مدنی، اتحادیه های کارگری، تشکلات زنان، هنرمندان و غیره و با استفاده از قدرت رای اَنها این خواست انسانی را به دول غربی تحمیل نمایند. شما و همه زندانیان سیاسی با حمایت از این برنامه میتوانید به شعار توخالی "زندانی سیاسی اَزاد باید گردد"  در پای اعلامیه ها پایان داده و با تلاش برای اینکه اَزادی زندانیان سیاسی پیش ّشرط هر نوع ارتباطی با رژیم اسلامی قرار گیرد، به این شعار جنبه عملی و ملموس ببخشید. میتوان به این وا قعیت توجه داد که اَزادی زندانیان سیاسی که به معنای پذیرش مخالفان و دگر اندیشان است با مرگ رژیم توام  خواهد بود و نتیجتا مورد قبول رژیم واقع نخواهد شد. دول سود جوی غربی هم با توجه به همین مطلب است که نمیخواهند با طرح عملی حقوق بشر، سازش با رژیم و پذیرش اَنرا تعلیق به محال کنند. منتها در بدترین حالت ممکن، حداقل دست اَوردی که چنین تلاش همه جانبه ای خواهد داشت این خواهد بود که ایرانیان مخالف رژیم در برون مرز تلاشهای خود را به حول یک خواست انسانی تعریف کنند و در تمام صحنه های بین المللی و انظار عمومی دنیا  به شناخت و  اعتباری که فاقد آن هستند دست یابند. بهترین بازتاب چنین جنبشی برای اَزادی زندانیان سیاسی، در درون ایران خواهد بود. فعالان و کوشندگان جان بر کف ما در درون سیاه چالهای رژیم اسلامی برای اولین بار خواهند دید که ما خارجه نشنینان بجای هلهله برای تلاششان و یا عزاداری در جان باختنشان، مسئله اَنها را و خواست اَزادی اَنان را در سراسر گیتی سر داده و در تلاشیم تا اَنرا بصورت بخشی از معادلات سیاسی دنیا  در اَوریم و از اینرو  است که دیگر خود را تنها نخواهند دید. ناراضیان خانه نشین نیز در ایران، از منظر دیگری به کل جنبش سیاسی ایران خواهد نگریست.

 حال فقط تصور کنید که ما اگر در طی این تلاش، بتوانیم در هر حدی دول غربی را هم  وادار به این کنیم که تا زندانی سیاسی در ایران هست به این رژیم نه بگویند و  برایش مشروعیتی قائل نباشد، چه تحول بزرگی در ایران ایجاد خواهد شد. اَنگاه اَزادی خواهان ما در ستیز با رژیم ملایان در ایران به ارزیابی های جدید و امیدوار کننده ای از توازن قوای خود با دشمنشان دست خواهند یافت. اَنها علاوه بر رژیمی خونخوار با همه سود جویان غرب نیز که در باز سازی نیروهای این سیستم دست داشته اند در مصاف بوده اند و علیرغم این اجازه نداده اند که این سیستم سرکوب گر تثبیت گردد.  زمانی که ببینند بخشی از جامعه جهانی نه تنها به دشمنشان کمک نمیکند بلکه هر نوع ارتباطی را با اَن به اَزادی زندانیان سیاسی مشروط کرده است، اَنوقت خود را در مصاف با این دشمن بسیار توانمندتر خواهند دید. چنین شرایطی دور نمای امیدوار کننده ای را نه تنها برای فعالان سیاسی و حقوق بشر بلکه برای همه اَزادی خواهان غیر فعال ایران ایجاد خواهد کرد و به گسترش اَن جنبش فراگیری که بتواند بنیاد ستم را از ایران زمین برکند مدد خواهد رساند.

 

یادداشت ها:

 

 

۱- نامه اَقای امیر انتظام به دبیر کل سازمان ملل

 http://mehr.org/amirentezam_letter_UN.htm

۲-نقش ایرانیان برون مرز در اثر گذاری بر سیاست های غرب و مقابله با شبکه لابی گران  

  http://mehr.org/Beyond_18Tir_Part2.htm

 ۳-   جایگاه تحریم هوشمندانه در مقابله با رژیم اسلامی

http://mehr.org/Sanction_role_in_fighting_IR.htm