چرا رژیم اسلامی همچنان بر سر پاست؟

   محمد پروین

mparvin@mehr.org

(310)377-4590

سالی دیگر هم سپری شد و رژیم اسلامی هنوز زنده است. احمدی نژاد پرده های رنگ و ریای به اصطلاح اصلاح طلبان رژیم را کنار زد و سیمای واقعی رژیم اسلامی را به دنیا نشان داد. کاری را که باید ایده ال اپوزیسیون رژیم اسلامی باشد او برایشان انجام داد. اگر ایرانیان سر در لاک خود برده اند و تنها در حلقه خود و جمع ایرانیان، زندان و شکنجه و اعدام رژیم اسلامی را شماره میکنند، احمدی نژاد ماهیت رژیم اسلامی را در میان جامعه جهانی افشا کرد. سرشت ترور و وحشت رژیم را با دخالت های اَشکار در فاجعه عراق، با خواست علنی محو اسرائیل و نفی هالوکاست و ادامه نقض روزانه حقوق بشر در ایران به نمایش گذاشت. منتها، "اپوزیسیون" نه تنها از این فضای مناسبی که دشمن برایشان مهیا کرده بود بهره ای نجست، بلکه اجازه داد که رژیم اسلامی باز هم از میان گنداب هائی که خود میسازد، فاتح و پیروز سر بلند کند.

امروز به لطف سر درگمی اپوزیسیونی برون مرز، احمدی نژاد خود را نه تنها قهرمان ناحیه معرفی ساخته است، بلکه با استفاده از جو موجود جهانی، فاجعه عراق، و فاجعه ساز اَن امریکا، خود را به نحوی مطرح کرده است که بجای طرد از جامعه جهانی، مذاکره و نشست با اَن مورد نظر باشد. اَنجا هم که گردن کشی ها و باج گیریهایش از حد و مرز صبر و حوصله سود جویان جهانی تجاوز میکند، نتیجه همچنان ارتقای رژیم اسلامی است و سر بلند کردن و مطرح شدن فرد بی اَبرو و جنایتکار دیگری چون رفسنجانی. مضحکه انتخاباتی اخیر رژیم، باز هم به یمن عدم وجود و حضور اپوزیسیون برون مرز، این امید را در دل دولتمداران جهان ایجاد کرد که اگر لازم شد میتوانند بجای احمدی نژاد، زیاده گوی تند رو، با رفسنجانی "دیپلمات میانه رو" حساب سازش و معامله باز کنند.

اپوزیسیون به اصطلاح مترقی ما کماکان اسیر در فضا و جوی که رژیم، حامیانش، لابی گران رنگارنگش، و تسلیم طلبان توده ای ایجاد کرده اند، دلش را به این خوش کرده است که برای اثبات "پیش رو" بودن خود با همه دنیای مرتجع غرب قهر باشد و از اینرو هم هست که بدون توجه به امکانات خارج از کشور و در گیر و دار راه اندازی نشست های بی حاصل، "برخاستی" در دستور کارش نیست.

از این نیش زبان ها که حاصل دردی جانکاه است که بگذریم درمان همانست که در میان اپوزیسیون گم است: ترسیم چشم اندازهای استراتژیک در فرو پاشی رژیم ظلم و ننگ در ایران و تعیین تاکتیک هائی در محدوده توان برون مرزیان برای کمک به پیشبرد این استراتژی توسط اَزادگان درون ایران.

رژیم اسلامی بر اساس بافت ایدئولوژیک، ساختار قدرت سیاسی، سلطه کامل بر منابع اقتصادی مملکت ما و هژمونی طلبی و تلاش درگسترش اسلام سیاسی در ناحیه خاور میانه و سایر نقاط دنیا، قابل تغییر، دگرگونی ، استحاله و اصلاح نیست. نقض حقوق بشر در رژیم اسلامی قانونی است. به استناد قوانین اساسی و متمم ها و ملحقات اَن است که رژیم به بند میکشد، شکنجه و اعدام و سنگسار میکند. بهمین دلیل است که هر حرکتی در ایران برای احقاق حقوق اولیه، افراد را در مقابل رژیم اسلامی قرار میدهد. از اینروست که حقوق بشر در ایران مسئله ایست کاملا سیاسی و با این دید است که من و گروهی که بدان تعلق دارم، مهر، به مسائل حقوق بشری نگاه میکنیم. توقف نقض حقوق بشر در ایران در گرو توقف و نابودی رژیم اسلامی است.
سئوال همیشگی اینست که ما، در محدوده توان فردی و طبقاتی خود و بر اساس موقعیت جغرافیای خود و کلا بعنوان افرادی خارج از ایران، چه نقش هائی میتوانیم در توقف ماشین سرکوب رژیم اسلامی داشته باشیم. در میان این نقش ها باید اَنرا که عمده است تعیین کرد و بحول این نقش مشخص باشد که نشست هائی که پیامدش برخاستی هم است تشکیل داد.
برای تشخیص این راه کارها باید بتوانیم اهداف استراتژیک و دراز مدت خود را تعریف و تعیین کنیم و در پرتو شناخت این اهداف استراتژیک باشد که ببینیم نقش ما و کاری که ما میتوانیم بکنیم چیست. هدف استراتژیک، سلب قدرت از رژیم اسلامی است. برای اینکار باید منابع قدرت رژیم را شناخت و از او سلب کرد.
قدرت با تبعیت تعریف میشود و بخودی خود معنا و مفهومی ندارد. قدرت کثرت گراست و با جمع است که قابل تعریف است. اگر توده های مردم از قدرت حاکم تبعیت نکنند، این قدرت فروریخته است. اعمال قدرت و وادار کردن مردم به تبعیت از طریق منابع قدرت صورت میگیرد. بنا براین اگر قرار است شرایطی را که برای عدم تبعیت مردم لازم است ایجاد کرد، باید بتوان این منابع قدرت را ضعیف کرد و نهایتا از بین برد. این منابع چه هستند؟ بعنوان نمونه هائی میتوان منابع زیر را در نظر گرفت:

- نیروهای مسلح
- نهادهای جاسوسی
- نهادهای بورکراتیک نظیر ادارات دولتی
- سیستم های تبلیغات ایدئولوژیکی. رسانه ها، ایام عزا و جشن، شبکه مساجد
- سیستم رشوه خواری و کنترل نهادهای به اصطلاح خصوصی
- نهادهای به اصطلاح غیر دولتی و اتحادیه های کارگری و نهادهای به اصطلاح حقوق بشری که تماما تحت کنترل رژیم میباشند.
- بخش تکنوکرات و مرفه جامعه که به خدمت رژیم در اَمده اند.
- شبکه وسیع لابی گران ایرانی و غیر ایرانی در خارج کشور
- منابع مالی تحت کنترل دولت و بخصوص نفت و گاز

حفظ و گسترش این منابع تماما به منابع مالی بستگی دارد و اکثر وسائل و ابزار لازم برای اداره این منابع از خارج کشور تامین میشود. اَنچه مسلم است اینست که بدون محروم کردن رژیم از منابع مالی اش سلب قدرت از رژیم اسلامی توسط مردم امکان پذیر نیست. این رژیم تا جائیکه امکانات مالیش اجازه دهد، نیروهای سرکوب خود را برای در هم شکستن مقاومت های مردمی باز سازی خواهد کرد و داوطلبانه کنار نخواهد رفت. بهمین دلیل قطع و یا تضعیف منابع مالی رژیم و ایجاد مانع برای حفظ و بسط منابع قدرت، نقش اساسی در تضعیف و نهایتا از بین بردن کلیه این منابع دارد.

در پرتو این نگاه کوتاه استراتژیک به مسئله قدرت در ایران است که تحریم هوشمندانه بعنوان یک تاکتیک و ابزار برای تضعیف و قطع منابع مالی رژیم مطرح میشود. کاری که مشکل است اما اگر به آن توجه کرده و به آن بپردازیم در حد توان اپوزیسیون خارج از کشور هست. تلاش در این راه اگر به هدف نهائی خود هم دست نیابد، پروسه اَمادگی برای انجام این کار، وضعیت نابسامان اپوزیسیون را سامان خواهد بخشید و برای انجام پروژه های دیگری توانا خواهد ساخت.

اعمال تحریم هوشمندانه که تا بر اَورده نشدن شرایط بسیاری منجمله ازادی تمام زندانیان سیاسی، لغو قانون سنگسار، و انتخابات اَزاد پا بر جا خواهد بود، کار ساده ای نیست و تنها با خواهش و تمنا عملی نخواهد شد. در درجه اول باید مشروعیت کاذبی را که حامیان رژیم اسلامی و لابی گرانش برای اَن دست و پا کرده اند از بین برد. باید شیوه های ما در افشای جنایات رژیم کاملا دگرگون شود. باید از محدوده جامعه ایرانیان در اَمد و بجای افشا گریهای اینرنتی در میان ایرانیان، این جنایات را با خواست تحریم جنایتکاران به میان مردم دنیا برد. ما اگر همه مردم دنیا را نیز با روشهای مناسب از جنایات رژیم اسلامی اَگاه کنیم، این بخودی خود اثرات چندانی در توقف این جنایات نخواهد داشت. باید در پی افشای هر جنایتی، از اَنان خواست که به دولتها و دولت مدارانشان فشار بیاورند که عامل این جنایات، رژیم اسلامی را به رسمیت نشناسند، به اَن مشروعیت ندهند، و تحریم هوشمندانه را بر اَن اعمال کنند تا مردم ایران با برداشته شدن موانع خارجی برای تقابل با دشمنشان توانا شوند.

برای اجتناب از طولانی شدن نوشته، توضیحات بیشتری در مورد جایگاه تحریم هوشمندانه در مقابله با رژیم های دیکتاتوری را به نوشته دیگری با همین عنوان موکول میکنم و شما را به نوشته های قبلی در این زمینه رجوع میدهم [ ۱].
زمینه بسیار مهم دیگری برای سلب مشروعیت از رژیم اسلامی به محاکمه کشاندن سران جنایتکار رژیم در دادگاههای خارج است. با استناد به این محاکمات و محکومیت های رژیم است که میتوان باز هم مردم دنیا را مخاطب قرار داد و بر این اساس که جنایات این رژیم در دادگاههای خود اَنها به اثبات رسیده است، از مردم دنیا خواست که با فشار بر دولتهایشان سعی کنند که نگذارند این جنایتکاران بعنوان نماینده مردم ایران به جامعه جهانی راه بیابند.


محاکمه سران رژیم اسلامی، شامل رفسنجانی و فلاحیان به همت گروه مهر و سالها تلاش کوشندگان حقوق بشر اَن در راهست. دادگاه فدرال امریکا در روز دوم فوریه ۲۰۰۷ به یکی از هزاران جنایات رژیم اسلامی رسیدگی خواهد کرد   [۲، ۳]. میتوان خبر و داستان مربوط به این محاکمه را نظیر اعلام جرم مربوط به اَن که پس از تلاش های بسیار بنیاد مهر در سال ۲۰۰۳ صورت گرفت به نوعی بایکوت کرد و با سکوت از کنار اَن گذشت و یا میتوان از این واقعه تاریخی بعنوان ابزاری برای سلب مشروعیت رژیم اسلامی استفاده کرد و نگذاشت که دنیا رژیمی جنایتکار را به رسمیت بشناسد. محاکمه رژیم اسلامی برای یکی از جنایاتی که در داخل ایران اتفاق افتاده است، واقعه ای منحصر بفرد و تاریخی است که زمینه های بسیار مناسبی را برای جلوگیری از کمک دول سود جو به رژیم اسلامی ایجاد خواهد کرد. اَنچه ایرانیان اَزادی خواه در مورد ارتقای این واقعه و استفاده از اَن انجام دهند جایگاه اَنها را در برخورد به رژیم ظلم و جور اسلامی تعیین خواهد کرد.
یاد داشت ها:

۱- نقش تحریم های هوشمندانه در توقف نقض حقوق بشر
http://mehr.org/HRW_sanction_persian.pdf


۲- محاکمه رژیم اسلامی در دادگاه فدرال امریکا در تاریخ ۲ فوریه ۲۰۰۷
http://mehr.org/Trial_Announcement_2007_persian.pdf


۳- اعلام جرم علیه رژیم اسلامی
http://mehr.org/Opening_Remarks2_Persian.pdf