" اپوزیسیون" خلع سلاح شده رژیم اسلامی

(محمد پروین)

 طیف وسیعی از افراد و گروه هائی که نام اپوزیسیون رژیم اسلامی را یدک میکشند، خود را در برخورد به دشمن مردم ایران در زمینه های اساسی ، چنان خلع سلاح کرده اند که صرفنظر از اینکه چه نامی بر خود نهند، دیگر نمی توان اَنها را جدی  گرفت. منتها، جدی نبودن اَنها دلیل این نیست که نتوانند عامل باز دارنده ای برای تلاش های اَزادی خواهی در ایران باشند. هدف برخورد به اَنها، کم کردن این اثرات باز دارنده است.

 

کار اپوزیسیون جدی، انشا نویسی و ذکر مصیبت های "دموکراتیک" و بیان  اَرزوها و اَمال نیست. مخالفان جدی رژیم اسلامی که خود و مردم ایران را لایق حکومتی سکولار و دموکراتیک میدانند و بر اساس ساختار قدرت، قانون اساسی و عملکرد ۲۶ ساله رژیم، توان و خواست استحاله را در اَن ندیده و لذا اَزادی  را از اَن طلب نمی کنند، وظیفه خود را تدوین برنامه و استراتژی نابودی و سرنگونی  رژیم ظلم در ایران میدانند. بسیاری از این "اپوزیسیون" انشا نویس احتمالا دیگر ادامه این نوشته را نخواهند خواند، چرا که خواست و یا توان اینکار را در خود و دیگران نمی بینند. به گمان من اما، اینکار عملیست و توان اَن نیز موجود است.

 

شیوه براندازی رژیم را امکانات و توانائی های ما و رژیم اسلامی،  شرایط  زمانی و مکانی ایران و جهان، و خصلت مبارزاتی مردم تعیین میکند. این انتخاب بر این اساس نیست که ما از روشی خوشمان میاید و یا معیارهای اخلاقی و نظایر اَن برایمان تعیین کننده است. بحث بر سر انتخاب موثرترین شیوه هاست. شیوه ای که ما را درگیر نبردی نامتعادل نکند و شانس موفقیت بیشتری داشته باشد. میتوان نشان داد که این روش موثر در شرایط کنونی، نافرمانی مدنی و مبارزات بدور از خشونت هست. جای اثبات این نظر در این نوشته نیست، اما در نوشته های دیگری مورد بحث قرار گرفته است [ ۱،۲].

 

تکیه گاه این روش سلب قدرت رژیم از طریق از بین بردن منابع قدرت اَن و عدم تبعیت از اَن است. بنابراین بر هم زدن نظم موجود، سر پیچی از قانون و تضعیف نهادهای تقویت کننده رژیم از ابزار اولیه این جنگ است. جنگی که سلاحهایش اَتشین نیست.  سلب قدرت از رژیم اسلامی از طریق چنین جنگی میسر است و نه از طریق خواهش و تمنا.  برپائی و پیروزی چنین نبردی  در گرو تدوین استراتژی دقیقی است که هم اَموختن  فن نافرمانی و هم بسیج هر چه بیشتر مردم  را برای شرکت در مراحل مختلف این نبرد در مد نظر داشته باشد.  نبردی که از همه زوایای ممکن، رژیم اسلامی را مورد فشار قرار دهد.

 

افراد و گروههائی که از  رفراندم سازگارا حمایت کردندَ و اکثرا با بیانیه ۵۶۵ نفر نیز هم اَوا شده اند،  صرفنظر از اینکه امروز چه گونه حمایتشان را توجیه میکنند  با این شیوه مبارزه بیگانه اند. بسیاری واژه "نافرمانی" را بکار میگیرند، اما چون نیت دیگری دارند و یا از اَن اَگاهی درستی ندارند، عملا بیشتر این مقوله را  لوث کرده اند . به قول جین شارپ، متخصص مبارزات بدور از خشونت، بزرگترین دشمنان مبارزات بدور از خشونت کسانی هستند که فکر میکنند تنها با داشتن نیت خوب و تکرار واژه عدم خشونت  و نظایر اَن مسئله دیکتاتوری قابل حل است.  این افراد و گروهها. چون از این فن سر رشته ای ندارند و فلسفه و عمل اَنرا نمی دانند، نه در درون ایران و نه برون مرز، نه تنها نقشی در ایجاد جنبشی برای سلب قدرت از رژیم ندارند، بلکه در جهت معکوس هم عمل میکنند و به باز سازی قدرت رژیم  کمک میکنند. بگذارید کمی مشخص تر عمل کردهای "رفراندم چی ها" را مرور کنم.

 

بحث مبلغین رفراندم این روزها بر سر تشکیل کمیته های رفراندم است. . کار این کمیته ها این خواهد بود که هم صدائی مردم را در مورد خواست برپائی رفراندم اینبار نه از طریق امضا های اینترنتی بلکه از طریق مشارکت مستقیم اَنان در این کمیته  ها  به معرض نمایش بگذارد. یعنی اینکه به رژیم اسلامی و به دنیا اعلام شود که مردم ما خواهان این رژیم نیستند. و بعد چه؟

 

من طی مقالات متعدد و با استناد به حرف و عمل طراحان اصلی فراخوان نشان داده ام که  اَنها بدنبال حکومتی سکولار در ایران نیوده و در نهایت خواهان  شکلی ملایم تر از رژیم اسلامی  هستند. خواستی که مورد نظر بخش هائی از فعالان و مقامات خود رژیم هم هست، چرا که دوام و بقای سیستم اسلامی بدان وابسته است. بهمین دلیل هم هست که این  خواست را، خواست تغییر قانون اساسی و اَرایش چهره منحوس رژیم را،  از خود رژیم اسلامی درخواست دارند. میدانند که رژیم اسلامی هم در پی بیرون اَمدن از این بن بست است و شانسش را می بینند که رژیم باا استفاده از ترفند ها و مکر و نیرنگی که در اَن استاد است، ابتکار عمل اَنها را تحقق بخشد.

 

از طرف دیگر،  بسیاری از حامیان رفراندم در برون مرز، با دریافت اینکه حنای این رفراندم  رنگی ندارد، ظاهرا عنوان میکنند که دیگر بدنبال رفراندم سازگارا نیستند، بلکه رفراندمی را مطرح میکنند که بعنوان مثال ما در گروه "مهر" هم عنوان کرده و میکنیم. ما از سالها پیش که بحث رفراندم در اشکال مختلف عنوان شد،  با توجه به بی معنی بودن رفراندم به عنوان  شیوه کسب قدرت سیاسی، رفراندم را بعنوان یک تاکتیک و بعنوان یک چالش به کرات مطرح کرده ایم و میکنیم. مخاطبان این چالش کسانی هستند که مدعی اند این رژیم هنوز اکثریت جامعه ما را نمایندگی میکند. به عنوان مثال  اصلاح طلبان درون رژیم و حامیان غربی اَنها معتقدند بودند و هنوز هم هستند که اگر اَنها  دست بالا را در حکومت بیابند، رژیم اسلامی مورد پذیرش و حمایت مردم خواهد بود.   هدف این چالش اینست که این ادعا را با رفراندمی که خارج از کنترل رژیم صورت بگیرد، به چالش بطلبد. چیزی که هر گز مورد قبول واقع نخواهد شد، اما جدال بر سر اینکه این رژیم مشروعیت دارد یا نه را، از بین می برد. 

 

بگذارید فرض کنیم که همه حامیان رفراندم به این تشخیص درست رسیده اند که رفراندم جز در شکل چالش  خود، امری بی معنی است و بر اَنند که در کنار ما و دیگران با بسیج ایرانیان برون مرز این ادعا را به مردم و دولتهای غربی نشان دهند. و بگذارید فرض کنیم که همه ما در این امر موفق هم بشویم  و ما به همه دنیا نشان دهیم که این رژیم نماینده مردم ما نیست و مشروعیت ندارد. این امر به خودی خود چه دردی را دوا خواهد کرد؟  ما اگر نتوانیم  طرز استفاده از این دست اَورد را نشان دهیم، در نهایت هم که موفق به  اَگاه کردن مردم دنیا شویم، تغییری در چیزی ایجاد نکرده و  کمکی به مردم ایران نکرده ایم.

 

این چالش و اثبات عدم مشروعیت رژیم، خود وسیله ایست برای اینکه ما بتوانیم از مردم دنیا کمک بگیریم. این کمک تنها میتواند این باشد، که مردم اَگاه  از عدم مشروعیت این رژیم، با ما همراه شوند و  بر دولتهایشان فشار بیاورند که به ادعاهای خود در مورد دموکراسی در کشورهای دیگر عمل کنند و دست از حمایت رژیم اسلامی بردارند. حمایتی که در چارچوب کمک های اقتصادی و مشروعیت بخشی های دیپلماتیک و سیاسی تجسم یافته است؟

 

 اَیا حامیان رفراندم و مدعیان اثبات عدم مشروعیت رژیم،  درخواست چنین کمکی را دارند؟

 

ما در گروه "مهر" همواره تاکید زیادی به عامل بسیار مهم کمک های مالی و اقتصادی غرب به رژیم اسلامی، مشروعیت بخشی به اَن،  و نقش اَنها در دوام سیستم اسلامی در ایران داشته ایم و سعی کرده ایم که اهمیت این موضوع را به دیگران هم نشان دهیم. این کمک ها، همواره منابع مالی رژیم را تقویت کرده است، نیروهای سرکوب رژیم را در داخل و نیروهای کنترل و مهار اپوزیسیون را در خارج تقویت نموده است و در عین حال وسیله ای فراهم کرده  است که بنیاد های مختلف که بیش از ۶۰ در صد اقتصاد ایران را کنترل میکنند، و سران رژیم چون رفسنجانیها و عسگر اولادیها هر چه بیشتر منابع ملی ما را به یغما ببرند.

 

اَیا حامیان رفراندم و بیانیه ۵۶۵ نفرخواهان قطع این کمک ها هستند؟ اَیا از تنها زمینه ای که خواست رفراندم میتواند بوجود  اَورد، برای قطع این کمک ها  استفاده خواهند کرد؟ جواب منفی است. چنین خواستی نه تنها وجود ندارد، بلکه بخش های وسیعی به تبعیت از سیاست های  جدید امریکا، خواهان ارتباطات بیشتر و پذیرش رژیم اسلامی توسط جامعه جهانی هم هستند. بگذارید این مطلب را کمی دقیق تر توضیح دهم.

 

چند هفته قبل، همانطور که انتظار میرفت امریکا جنگ زرگریهای خود را نهایتا کنار گذاشت و یکبار دیگر بطور رسمی اعلام کرد که تنها شرط پذیرش رژیم در جامعه جهانی، پذیرفتن شرایط امریکا در مورد برنامه های اتمی اَن میباشد و اینکه بعنوان حق و حساب اولیه، با پذیرش ایران در سازمان تجارت جهانی  که همواره در صدر خواسته های رژیم اسلامی بوده است، موافقت دارد، و فروش لوازم یدکی هواپیماها را هم مجاز خواهد شمرد. حق و حساب های دیگری که در راه است، اَزاد کردن سپرده های رژیم، اخذ وام های بیشتر از بانک جهانی، اعمال فشار بیشتر بر سازمان مجاهدین و  ایجاد محدودیت برای  همه  اپوزیسیون، باز گرداندن پناه جویان و عدم صدور پناهندگی جدید، و بالاتر از همه فراموش کردن برنامه "تغییر رژیم" است.

 

این سیاست ظاهرا جدید، دو روز پس از انتشار بیانیه ۵۶۵ نفر در ایران اعلام شد، بیانیه ای که نه تنها مخالفتی با کمک های غرب به رژیم ندارد، بلکه بیشترین انتقادش به رژیم اینست که چرا نتوانسته است از کمک های بیشتری، منجمله عضویت در سازمان تجارت جهانی برخوردار شود.

 

پاره ای  از گروهها  و افراد که از حامیان تحریم اقتصادی رژیم بودند، با تغییر سیاست امریکا، یکشبه تغییر سیاست داده اند و تئوریسین ها و اقتصاد دانان  به مدح و ثنای عضویت رژیم در سازمان اقتصاد جهانی و بطور کلی مزایای ارتباط امریکا با ایران پرداختند. بعنوان مثال، اَقای شاهین فاطمی در مصاحبه ای با رادیوی صدای ایران در لس اَنجلس در رابطه با این سئوال که  ارزیابی ایشان در مورد پذیرش رژیم ایران در سازمان تجارت جهانی چیست میگوید که این امر بسیار مثبت است ، چرا که رژیم ایران نمی تواند استانداردهای این سازمان نظیر خصوصی سازی را رعایت کند و لذا این اَخرین ضربه نهائی به رژیم خواهد بود!! بنظر ایشان چیزی که رژیم ایران سالهاست  برایش سر ودست میشکند ضربه کار ساز را به خودش وارد خواهد کرد. چگونگی اش  را هم  البته توضیح نمی دهند. برنامه خصوصی سازی  را هم من در مقاله بعدی توضیح خواهم داد که اَقای فاطمی  ملاحظه کنند که نه تنها رژیم را از بین نخواهد برد، بلکه  به بهای فشار بر مردم، ایادی رژیم را  پروار تر خواهد کرد. این برنامه از شرایط  بانک جهانی برای دادن وام هم بود و همچنانکه در همین نوشته خواهد اَمد، رژیم با ترفند های همیشگی خود برایش راه حل "مناسب" هم  پیدا کرده است. 

 

 بخش های دیگر حامی رفراندم و بیانیه هم با دست افشانی برای بیانیه ای که به وضوح خواستار چنین کمک هائی شده است در کنار فاطمی ها قرار گرفته اند.

 

) [۳]AIC رژیم اسلامی به کمک لابی گران سازمان یافته خود چون شورای ایرانی امریکائیها (

 و دهها سازمان مشابه دیگر سالهاست در تلاش ایجاد ارتباط با امریکاست. انگیزه  تبعیت این  سازمانها از سیاست های رژیم نه از سر اعتقادات ایدئولوژیک بلکه از زاویه منافع مالی است. هیئت مدیره "ای-اَی-سی" پر از مسئولان شرکت های نفتی، و نمایندگان  سیاسی اَنها که از سیاست مداران شاغل و یا سابق امریکا هستند میباشد. رژیم اسلامی در این زمینه هم توانسته است خارج کشور را به کنترل خود در اَورد و علیرغم بودن در لیست رژیم های تروریستی امریکا، دخالت های اَشکار در تروریزم جهانی و ۲۶ سال جنایت در ایران باز هم خود را به جامعه جهانی بقبولاند. رژیم اسلامی به یمن بی توجهی بسیاری از ما  و همکاری بخش های  دوم خردادی داخل و خارج و دنباله روان سیاست های امریکا و در قالب  طرح هائی چون رفراندم و بیانیه ۵۶۵ نفر، در موقعیتی قرار گرفته است که بتواند این پذیرش را خواست مردم ایران جلوه دهد.

 

بحث در مورد تحریم رژیم اسلامی، و برخورد بسیار نادرست و غیر علمی "اپوزیسیون" انشا نویس را به نوشته بعدی موکول میکنم. اَنچه در اینجا میخواستم نشان دهم این بود که حامیان رفراندم و بیانیه که مدعی اند از رفراندم سازگارا بریده اند و اَنها هم به رفراندم بعنوان چالشی برای نشان دادن عدم مشروعیت رژیم نگاه میکنند، کماکان در حد حرف و انشا نویسی باقی خواهند ماند، چرا که اصولا نمی خواهند  از اثبات عدم مشروعیت رژیم اسلامی  تنها  بهره برداری ممکن را بکنند و مانع کمک های دولت ها و کمپانیهای سود جو به رژیم اسلامی بشوند. این هیاهو گران فرصتی یافته اند تا وجدان گناه کار خود را در قبال بی عملیشان اَرامش ببخشند و به خود تلقین و به دیگران وانمود کنند که دارند کاری میکنند.  منتها، حاصل کارشان ایجاد تاخیر در استقرار اَزادی و دموکراسی در ایران خواهد بود. اَنها مستاصلند و نمی دانند چه کنند. بجای اَنکه چشم ها را باز کنند، مبارزات مردم ما را ببینند، پیام چهار شنبه سوریها  را در یابند، به سرشت مبارزاتی مردم ما پی ببرند و سعی کنند شیوه های ارتقای این مبارزات را برای نابودی سیستم ظلم  بیاموزند، به تغییراتی که از نظر اَنها "ممکن" و "کم هزینه" است رضا داده اند. این نوع تغییرات را، هم رژیم اسلامی میخواهد و هم حامیان غربییش. به همین دلیل هم بود که از اَغاز ماجرای رفراندم، گمان من بر این بود که این "سرگرمی" اَبشخور بسیار مناسبی برای اتحادیه اروپا و امریکا خواهد بود.

بیهوده نیست، که خانم کاندولیزا رایس بجای اینکه نگران توضیح چرخش ۱۸۰ درجه ای سیاست های (ظاهری) امریکا باشد، سوار بر بستر امنی که رفراندم و بیانیه ۵۶۵ نفر راه انداخته است، سیاست ملایم سازی و سازش با رژیم اسلامی را توجیه میکند و به پیش می برد.

 

سیاست های فاجعه اَمیز  "اپوزیسیون" رفراندمی، جدا از بخشی هائی که  سرسپرده  سیاست های امریکا هستند، در بهترین حالت از سر استیصال است. نه توان مبارزه واقعی با رژیم را دارند، نه خواستش را و نه راه و رسمش را می دانند. از همین رو هم هست که بجای تلاش در قطع منابع مالی رژیم، به تقویت اَن کمک میکنند، بجای تامل در استراتژی مبارزات و نافرمانیهای مدنی و  ایجاد حرکت، به گفتمان رفراندم و در نهایت به ایجاد کمیته رفراندم که عملا در همان مرحله گفتمان متوقف خواهد شد می پردازند و بجای اَنکه شهامت اَنرا داشته باشند که بگویند نمی دانیم و بیاموزند، به صرف یدک کشیدن عنوان های جامعه شناس و اقتصاد دان و غیره، مخاطبین خود را با لفاظی های بی معنی  گول میزنند. چندی پیش رادیوی صدای ایران در لس اَنجلس گفتگوئی با یکی از این جامعه شناسان و حامیان شرمگین رفراندم داشت، که نوار اَن موجود است. در قسمت  پرسش و پاسخ، شنونده ای از چامعه شناس ما خواست که توضیح دهد چگونه این رفراندم مطرح شده،  قادر است  رژیم اسلامی را تغییر دهد. سئوالی بسیار مشخص در مورد رفراندمی که همه از چند و چون اَن  اَگاهیم، در رابطه با سیستمی مشخص. لطفا خوب  به پاسخ جامعه شناس ما توجه کنید:

" برای پاسخ به این سئوال من باید مسئله را از نظر مبانی جامعه شناسی و مدرنیته بررسی کنم که فرصتش اینجا نیست. من این مطلب را در سخنرانی خود در ناحیه اورنج کانتی توضیح خواهم داد."

قضاوت در مورد این عوام فریبی ها را به خود خوانندگان عزیز واگذار میکنم.

 

خانه این طیف از "اپوزیسیون" از پای بست ویران است. این جماعت که فقط در بیرون از ایران مطرح هستند، در داخل ایران تنها به اصلاح طلبان حکومتی  تکیه دارند. در برون مرز اما، تا دلتان بخواهد سر درگمی، اغتشاش، چند دستگی، و جو کاذب ایجاد کرده اند. ماهیت کار اَنها نهایتا روشن خواهد شد، اما کار امروز اَنها در برون مرز سخت با سیاست های دولتها و کمپانیهای غربی سازگار و در خدمت اَنهاست. این دولتها و کمپانیها  بر بستر این جو کاذب، ارتباطات دوستانه خود را  با رژیم ایران بسط  خواهند داد. اَن زمان که  منافع اَنها با منافع رژیم اسلامی بطور کامل گره بخورد، اَنوقت ایرانیان اَزاده برای تغییر رژیم اسلامی نه تنها با سیستمی بیرحم و جنایتکار، بلکه با تمامی دنیا روبرو خواهند بود. نام حامیان رفراندم و بیانیه بعنوان کسانی که به ایجاد این مانع بزرگ کمک کردند و این فاجعه بر بستر استیصال اَنان شکل گرفت ثبت تاریخ خواهد شد.

 

امیدوارم توانسته باشم علت انتخاب عنوان این نوشته، "اپوزیسیون خلع سلاح شده" را توضیح دهم.

  اپوزیسیونی که خود را با رفراندم بعنوان شیوه کسب قدرت سیاسی و بیانیه های "ما میخواهیم" تعریف کرده است، خلع سلاح است، چرا که  بیان اَرزوها و درخواست انها از خود رژیم را جانشین سلاح نافرمانی ساخته است و بجای برنامه ریزی برای  شکل دادن به نارضایتیها،  برای مردم انشا مینویسد.

 

 اَزادی خواهان اما همچنان خواهند جنگید، اگر چه موانع سر راهشان اینبار بسیار سخت تر خواهد بود.

۲۴ مارچ ۲۰۰۵

محمد پروین

mhtml:file://C:\Documents and Settings\Parvin\My Documents\AA_My Word Documents\Articles MP\Articles Persian\Articles in HTML Format\Opposition.mht!x-usc:mailto:mparvin@mehr.org

 

منابع:

۱-  برای سرنگونی رژیم اسلامی چه باید کرد؟

http://mehr.org/What_is_to_be_done_1.pdf

 

۲- منابع مربوط به نافرمانی مدنی و مبارزات بدور از خشونت

http://mehr.org/index_nv.htm

 

۳- شورای ایرانی امریکائی ها را بشناسید

http://mehr.org/index_AIC.htm

 

MEHR

P.O. Box 2037
P.V.P., CA
90274، USA

Tel: (310) 377-4590
Fax: (310) 377-3103

 

E-mail: mhtml:file://C:\Documents and Settings\Parvin\My Documents\AA_My Word Documents\Articles MP\Articles Persian\Articles in HTML Format\Opposition.mht!x-usc:mailto:mehr@mehr.org
URL: http://mehr.org/