اتحاد عمل شبکه لابی گران رژیم اسلامی در راستای رهنمود های

 شورای ملی ایرانی امریکائی (نیاک)

  محمد پروین

mparvin@mehr.org

۲ ژانویه ۲۰۰۹

 در نوامبر سال ۲۰۰۷، تریتا پارسی، دبیر و بنیان گزار سازمان ملی ایرانی-امریکائی (نیاک) با جمع بندی تلاشهای ۱۰ سال گذشته خود مجموعه ای از نظریات و راه کارهائی را که برای مشروعیت بخشی به رژیم اسلامی تدوین و بکار گفته شده بود بعنوان "چالش ایرانی" مطرح کرد [۱]. در نوشته ای تحت عنوان "چالش خامنه ای" بطور غیر مستقیم به این نظرات برخورد شده است [۲]. بنظر میرسد که برای جا انداختن این طرح احتیاج به این بود که اَنرا حاصل اندیشه های "متخصصین امور مربوط به ایران" بدانند. از اینرو بود که یکسال بعد در نوامبر ۲۰۰۸، عده ای که اغلب در مشروعیت بخشی به رژیم اسلامی کارنامه روشنی دارند، به خود لقب متخصص دادند و در کنار اَقای تریتا پارسی جان کلام  طرح یکسال پیش او را بعنوان "بیانیه مشترک متخصصین مربوط به ایران" در کنفرانسی که نیاک ترتیب داده بود ارائه دادند    [۳].

 این طرح در واقع زمینه های تبلیغاتی و عملکرد شبکه وسیعی از لابی گران را فرموله کرد و تلاش مشترک و همساز افرادی  را تحت عنوان نویسنده و پژوهشگر و متخصص برای ایجاد ارتباط بدون قید و شرط با رژیم اسلامی متمرکز تر نمود. این شبکه بطور مداوم بخش های مختلف این "راه کارها" را که تماما بر قلب واقعیات تکیه دارند بصورت نوشته، میز گرد و کنفرانس در رسانه های نوشتاری و تصویری مطرح میکنند. اگر نوشته ای  در افشای ماهیت رژیم اسلامی منتشر شود، حداقل یکی از افراد این شبکه بلافاصله با شیوه های خاص خود به اَن حمله میکند. بعنوان مثال در تاریخ  ۱۱ دسامبر ۲۰۰۸ خانم  کلادیا روزت نوشته بسیار مستدلی را در مورد رخنه رژیم اسلامی در سازمان ملل منتشر کرد [۴]. درست روز بعد در تاریخ ۱۲ دسامبر خانم ثریا سپه پور- اولریچ در مقاله ای کوشید تا با حمله به او واقعیات منعکس در نوشته او را مخدوش کند [۵]. ثریا سپه پور در سایت گروه "مبارزه علیه تحریم و جنگ" (کسمی) ستون ثابتی برای نوشته های خود دارد. کسمی همچنانکه از نام کامل اَن اَشکار است هدفش برداشتن تحریم علیه رژیم اسلامی است و برای پوشاندن تلاشهایش در تثبیت رژیم ملایان ، تحریم و جنگ را چون دیگر لابیگران در کنار هم قرار داده است.

 اَنچه نهایتا باید بدان توجه کرد اینست که تمام ترفندهای لابی گران فقط برای رسیدن به یک هدف است: ایجاد ارتباط بدون قید و شرط با رژیم اسلامی. برای تحقق این امر تلاش همه لابی گران رژیم بر برداشتن تحریم های علیه رژیم اسلامی متمرکز شده است.  اَنها بدرستی دریافته اند که با برداشتن تحریم، پیوستن رژیم اسلامی به جامعه جهانی و گره خوردن کامل منافع کمپانیهای غرب و شرق با منافع رژیم اسلامی، موجودیت رژیم اسلامی تضمین شده است.

بنا براین، بطور بسیار طبیعی مهمترین کار فعالان حقوق بشر و تلاش گران دستیابی به یک دموکراسی سکولار باید مقابله با این توطئه باشد. تحریم های هوشمندانه علیه رژیم اسلامی نه تنها باید ادامه یابد بلکه باید تشدید شود. اَن زمان که فعالان و جان بلب اَمدگان  درون مرز ببینند که دنیا به سیستمی که جان اَنها را میگیرد نه گفته و اَنرا به رسمیت نمیشناسند. اَنوقت ممکن است که توان مقابله و نابودی این سیستم واپس گر را در خود ببینند و مبارزات اَزادی خواهی اوج بگیرد.اعمال تحریم هوشمندانه کار ساده ای نیست و با خواهش و تمنا عملی نخواهد شد. احتیاج به سازمان گسترده ای دارد که بتواند با کمک مردم کشور های غربی و بخش وسیعی از سازمانهای غیر دولتی و بهره گیری از قدرت رای و نفوذ  اَنها،  موانع سر راه را بردارد. تحریم های موجود امریکا و سازمان ملل فاقد مهمترین مولفه تحریم های هوشمندانه میباشد. این بخش گمشده، عدم وجود شرایط مربوط به حقوق بشر در ایران است. تنها خواست غرب برای برداشتن این تحریم ها، توقف غنی سازی اورانیوم است و در ازای اَن مشوق های بسیاری به رژیم  اسلامی پیشنهاد شده که در راس همه تضمین امنیت رژیم است. تلاش اصلی ایرانیان باید در جهت ایجاد تحریمی  باشد که شرط توقف نقض حقوق بشر و در قدم اول اَزادی زندانیان سیاسی در کنار شرط تعلیق غنی سازی قرار گرفته باشد. البته  امکان اینکه رژیم اسلامی تن به چنین شرطی بدهد بسیار کم است. بهمین دلیل هم هست که دول غربی برای اینکه جای سازش با رژیم را باز بگذارند، چنین شرطی را داوطلبانه مطرح نخواهند کرد چرا که  سازش با رژیم را تعلیق به محال خواهد کرد، باید کوشید تا این شرط را به غرب و امریکا تحمیل کرد. کاری سخت اما عملی است. تحریم افریقای جنوبی که اولین شرط تخفیف اَن اَزادی زندانیان سیاسی بود،  علیرغم مخالفت شدید پرزیدنت ریگان در سنای امریکا تصویب شد. این پیروزی حاصل تلاش گسترده فعالان افریقای جنوبی در درون امریکا و به ویژه در میان جوانان و دانشگاههای امریکا بود.

 متاسفانه بسیاری از ایرانیان مخالف رژیم اسلامی، از سر عدم آگاهی،   تبعیت کورکورانه از مواضع حزبی، و یا تحت شانتازهای لابی گران، با مخالفت با تحریم و یا سکوت در باره اَن عملا همراه حامیان و لابی گران رژیم شده اند. گروه های دیگری نیز هستند که علیرغم مخالفت با لابی گران چون از نظر حزبی جانبدار هستند با تبعیت از سیاست های حزبی،  بنا را بر این باور نادرست  گذاشته اند که امکان چندانی برای سازش قدرت های بزرگ بخصوص ایالات متحده با رژیم اسلامی وجود ندارد. با دلبستن به این قمار خطرناک است که عملا بجای مقابله پایه ای و اصولی با لابی گران و سعی در ایجاد جنبشی برای اعمال تحریم های مشروط به توقف نقض حقوق بشر بر رژیم اسلامی،  تنها به افشای کارلابی گران بسنده کرده اند.

علیرغم همه این زمینه های منفی، ایرانیان اَزاده ای که از قید وبند چارچوب های لایتغیر حزبی و ایدئولوژیک رها هستند باید همدیگر را بیابند و سازمانی را از پائین بنا کنند. الگویش را خود لابی گران برای ما درست کرده اند. تنها باید  این الگو را معکوس کرد و به ضد رژیم اسلامی بکار گرفت. سازمان نیاک هم در صحنه سیاست ایران غیر جانبدار است و هم در صحنه سیاست امریکا. در ایران هر که در مسند قدرت باشد، نیاک رابطه با اَن را مفید میداند . در امریکا هم هر جمهوری خواه و دموکراتی که با ایجاد ارتباط با رژیم موافق باشد مورد تائید اَنهاست. از مخالفان نظرشان هم سلب امید نمیکنند، هر چه از توانشان بر میاید میکنند تا اَنها را هم به اردوگاه  خود نزدیک کنند. اینگونه بود که سازمان نیاک توانست قطعنامه  ۳۶۲ مجلس امریکا را که در جهت تشدید تحریم ها بود و تعداد زیادی نماینده طرفدار اَن بودند بایگانی کند. این دست اَوردها از اَنجا میسر میشود که بسیاری از مخالفان رژیم اسلامی عملا برون مرز را به این لابی گران واگذار کرده اند و با بسنده کردن به شعار، هورا کشیدن برای مبارزان درون مرز  و اَه و ناله از جنایات رژیم میخواهند رژیم ظلم در ایران را سرنگون کنند. زهی خیال باطل.

 تنها ذکر تحریم و یا عنوان کردن شرط حقوق بشر هم راه بجائی نخواهد برد. تلاش در این راه اگر از پائین به بالا صورت گیرد و توده های فعال برون مرز را بحول این اهداف سازمان دهد، ایرانیان اَزادی خواه را از چنان مشروعیت و اعتباری برخوردار خواهد ساخت که میتواند بار اَور ثمرات بسیار مثبتی در برون و درون ایران باشد. اپوزیسیون اَزادی خواه  اگر به حول این محور تلاش کند این شانس را خواهد داشت که بتواند جنبش اَزادی خواهی در ایران را بعنوان بدیل جدی رژیم اسلامی به دنیا معرفی کند. از اَنجائیکه رژیم اسلامی هر نوع جنبش  علنی بحول تحریم را در درون مرز بهر بهائی که شده سرکوب خواهد کرد، بار فعالیتهای علنی و عملی اینکار باید بر دوش  برون مرزیان باشد.

تحریم هوشمندانه امری مجرد نیست. یکی از تاکتیک های مبارزاتیست که از استراتژی سرنگونی رژیم ظلم از طریق نافرمانی مدنی سرچشمه میگیرد [۶].  اَنانیکه بطور علمی و عملی به سرنگونی رژیم ظلم در ایران برخورد کنند نیک میدانند که اگر تحریم  رژیم اسلامی از میان برود و رژیم به جامعه جهانی بپیوندد، استقرار یک دموکراسی سکولار در ایران با موانعی دو صد چندان مواجه خواهد شد.  برای اَینده ای روشن تر باید تلاش لابی گران در جهت برداشتن تحریم را با شکست روبرو ساخت. شناخت مکانیسم کار اَنان، قدم اول این کارزاراست.

 برای اینکه بتوان با برنامه های مخرب این لابی گران که با مشروعیت بخشی به رژیم اسلامی کمر به در هم شکستن هر نوع مقاومت و مبارزه ای بر علیه رژیم بسته اند، مقابله کرد، باید در درجه اول اَنها را شناسائی کرد و تاکتیک ها و استراتژی اَنها را افشا کرد. از اینروست که "مهر" بر اَنست که پیگیر تر از گذشته تلاشهای این شبکه در هم تنیده شده را دنبال و افشا کند. مجموعه ای از نظرات اخیر این شبکه در سایت "مهر" منعکس شده و بطورمداوم بر اَن اضافه خواهد شد. دقت در مواضعی که از جانب خود این لابی گران اعلام میشود بهترین شناخت را از اهداف اَنها بدست خواهد داد. برای کسانیکه با زبان انگلیسی اَشنا هستند اتصال زیر میتواند به این شناخت کمک کند.

http://mehr.org/lobby_web.htm

   از دیگر دوستانی که فعالیتهای لابی گران را دنبال میکنند طلب یاری داریم تا اگر از مطلبی  اَگاه هستند که در  سایت مهر منعکس نشده است ما را از اَن اَگاه سازند.

توجه به نکات مطرح شده در نوشته تریتا پارسی و "متخصصین" برای شناخت سایر لابی گران بسیار ضروری است. از اینرو جان کلام این دو نوشته که مشترکات بسیار دارد و همانطور که در ابتدا اَمد در واقع از یک جا ریشه میگیرد، برای اَگاهی خوانندگانی که به زبان انگلیسی اَشنا نیستند در اینجا بطور فهرست وار و بدون دخل و تصرف ذکر میگردد. این خلاصه برگرفته از اسلاید هائیست که در نوامبر ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ در رابطه با این دو مقاله در برنامه "مهر" در تلویزیون پارس نشان داده شد.

مراجعات:

 

  1. The Iranian Challenge, by Trita Parsi 
    http://www.thenation.com/doc/20071119/parsi

  2. Joint Expert Statement on Iran
    http://www.expertsoniran.com/statement.pdf

  3. The Clergy Challenge, by Mohammad Parvin 
     http://mehr.org/Clergy_challenge.htm

  4. Iran’s Power At the United Nations, by Claudia Rosett
    http://www.defenddemocracy.org/index.php?option=com_content&task=view&id=11784000&Itemid=347

  5. Power at the UN, by Soraya Sepahpour-Ulrich
    http://www.campaigniran.org/casmii/index.php?q=taxonomy/term/973

  6. جایگاه تحریم هوشمندانه در مقابله با رژیم اسلامی
    http://mehr.org/Sanction_role_in_fighting_IR.htm

   

۱- چکیده مقاله تریتا پارسی دبیر نیاک در مجله نیشن

The Iranian Challenge, by Trita Parsi
http://www.thenation.com/doc/20071119/parsi

    ایران در صدر چالش های امریکا قرار دارد.

 سیاست دولت بوش: اصرار بر توقف کامل غنی سازی اورانیوم، تغییر رژیم و منفرد کردن ایران است.

 سیاست تندروهای مدافع احمدی نژاد: قابلیت اتمی نامحدود، بازرسی های اتمی دست چین شده و جانشین  امریکا  شدن در منطقه بعنوان یک قدرت مسلط است.

این دو سیاست، دو کشور را در مسیر تخاصم قرار داده است.

سیاست خارجی امریکا که بر اساس بی اطلاعی شکل گرفته است، باعث دشمنی بین امریکا و ایران شده است و برنامه های اَینده امریکا را محدود به اشکال مختلف دشمنی با ایران نموده و برخوردهای سازنده را حذف کرده است.

یک سیاست موفق در مورد ایران باید با ارزیابی چند فرض اساسی اَغاز شود:

 ۱- ایران اَماده تغییر رژیم است

 این واقعیت ندارد. اگر چه روحانیت حاکم محبوبیت ندارد، اَنها به این زودی نخواهند رفت.

 مردم ایران شایسته یک دولت بهتر، دولتی که برای جوانان اَینده اقتصادی بهتری را ایجاد کند و به حقوق بشر احترام بگذارد هستند، ولی حق انتخاب فعلی مردم ایران بین رژیم اسلامی و  اَزادی دموکراتیک نیست.

 حق انتخاب اَنها بین هرج و مرج و ثبات است.

 ۲- ایران غیر منطقی است و قابل کنترل نمیباشد

این واقعیت ندارد.

مطالعه دقیق رفتار ایران و نه تنها حرفش نشان میدهد که دارای یک برنامه حساب شده برای رسیدن به یک سری اهداف است:

از قید کنترل های اتمی رها شدن و  در اَمدن بعنوان قدرت مسلط در خاور میانه

اَنها برای ایجاد سر درگمی و جلب نظر کشور های مسلمان، مقاصد خود را در پشت تبلیغات ایدئولوژیک پنهان میکنند.

 پاره ای اوقات نیز از بی منطقی بعنوان یک عامل  بازدارنده استفاده میکنند، با این حساب که اگر عکس العمل ایران قابل پیش بینی نباشد، دشمنانش در حمله به ایران اکراه خواهند داشت.

 ۳- ایران ضد امریکاست

نه دقیقا.

 ضدیت با امریکا یک وسیله هست. اگر امریکا بخواهد کماکان ایران را در ناحیه کنار بگذارد، ایران از ضدیت با امریکا استفاده میکند که هزینه این سیاست حذف را بالا ببرد.

اگر سیاست امریکا  در ناحیه تغییر یابد و ارتباط متفاوتی بین واشنگتن و تهران ایجاد شود، ضدیت با امریکا از میان خواهد رفت.

 ۴- غنی سازی با بمب اتم یکسان است.

نه الزاما.

بحران اتمی فعلی ریشه در این فرض دارد که توقف غنی سازی راه جلوگیری از دسترسی ایران به بمب اتمی است.

 همچنانکه متخصصین گفته اند بهترین راه بازرسی است و اطمینان از اینکه فعالیتهای اتمی ایران مصرف غیر اتمی دارد.

 ۵- ایران خواستار انهدام اسرائیل است.

دروغ است.

 در سال ۲۰۰۲ ایران به اسرائیل علامت داد که اَماده است برنامه ای نظیر مالزی را دنبال کند مشروط بر اینکه اسرائیل و امریکا دست از منفرد کردن ایران بر دارند.

برنامه مشابه مالزی این خواهد بود که ایران اسرائیل را به رسمیت نخواهد شناخت و گه و گاه از اَن انتقاد خواهد کرد.

 ۶- فشار بر ایران کار ساز خواهد بود.

 این ایده مورد سئوال است.

 ایران از سال ۱۹۹۵ تحت تحریم امریکا بوده است. این تحریم روی مردم ایران فشار اَورده است. ولی باعث نشده است که رژیم سیاست هایش را تغییر دهد.

 ازدیاد تحریم ها جز ادامه اَنچه که ثابت شد موفقیت اَمیز نیست نخواهد بود.

۷- ثبات در خاور میانه تنها از طریق منفرد کردن ایران عملی است.

کاملا معکوس است.

 تاریخ به ما نشان داده است که اگر ایران بخشی از اَرشیتکت های منطقه و در سلسله مراتب قدرت نباشد، بیشتر مخل ثبات است.

علیرغم عدم اطمینان بین دو کشور، مذاکره میتواند کار ساز باشد.

در سال ۲۰۰۱ تهران و واشنگتن با همکاری نزدیک با یکدیگر طالبان را مغلوب کردند و دولت جدید افغانستان را بر سر کار گذاشتند.

 در سال ۲۰۰۳ ایران پیشنهادات قابل توجهی را با امریکا در میان گذاشت ولی دولت بوش به اَن توجه نکرد.

 در حالیکه جنگ طلبان نظرات وسیعی در این مورد که چرا نباید با ایران گفتگو کرد دارند ... واشنگتن باید به تهران اَن پیشنهادی را که اَنها بدنبالش هستند بدهد:

 اَزادی غنی سازی اورانیوم و نفوذ بیشتر و درهم اَمیختن در منطقه.

 ایران میخواهد در همه تصمیم گیریهای مربوط به منطقه باشد ولی این بدون موافقت امریکا عملی نیست. این هویج با ارزشی است که امریکا میتوان به تهران بدهد و بعد تغییر رفتار ایران را در مقابل  اَن بخواهد.

ایجاد یک نظم جدید در منطقه با اعطای این مشوق به ایران، تغییر رفتار رژیم را تضمین خواهد کرد.

 این نه تسلیم نظرات ایران شدن هست و نه نادیده گرفتن منافع امریکا و اسرائیل خواهد بود.

 برای تغییر رفتار ایران ما باید رفتار خودمان را تغییر دهیم

 

۲- خلاصه ای از اظهار نظر دستجمعی  ”صاحبنظران“ مسائل ایران در کنفرانس نیاک

Joint Expert Statement on Iran

http://www.expertsoniran.com/statement.pdf

 

مقدمه:

تلاشهای امریکا برای کنترل ایران از طریق ایزوله کردن، تهدید و تحریم بیش از دو قرن است که ادامه دارد. در این فاصله نه تنها مسئله ای حل نشده بلکه وضعیت بدتری نیز ایجاد شده است. در برخورد با این سیاست شکست خورده بعضی ها مسئله فشار بیشتر و حمله نظامی را مطرح میکنند.

 خوشبختانه حق انتخاب ما بین این سیاست ها نیست.

بدیل دیگری وجود دارد که احتمالا موفقیت بسیار زیادتری دارد و اَن اینستکه درها را برای مذاکرات مستقیم، بدون شرط و همه جانبه در سطح بالای دیپلماتیک و جائیکه ارتباطات شخصی شکل میگیرند، باز کنیم.

 این امر علیرغم اَنچه که ابتدا ممکن است بنظر برسد، امنیت ملی امریکا را تقویت خواهد کرد.

. پنج قدم مهمی که امریکا باید برای ایجاد استراتژی موثر دیپلماتیک با ایران بردارد عبارتند از:

 ۱- جانشین کردن خواست تغییر رژیم با یک استراتژی دراز مدت

۲- حمایت از حقوق بشر از طریق موثر ابزار بین المللی

 بنا بر نظر فعالان حقوق بشر ایرانی، دخالت امریکا در مورد دموکراسی در ایران به ضد خود مبدل شده است

۳- حضور ایران در کنار سایر دولتهای کلیدی برای شکل دادن به اَینده عراق، افغناستان و ناحیه

 ۴- برخورد به مسئله اتمی در چارچوب ارتباط گسترده ایران و امریکا

امریکا باید به شکل با اعتباری به ایران اطمینان دهد که امنیتش را تضمین میکند

 ۵- تجدید انرژی برای صلح بین اعراب و اسرائیل و عهده دار شدن نقش یک میانجی صادق

 حمایت ایران از حمس و حزب اله و نفوذش بر این گروه ها باید ،مورد استفاده قرار گیرد.

 عدم موفقیت در برخورد امریکا به ایران ناشی از تصورات غلط امریکا نسبت به ایران در هشت قسمت کلیدی است:

 تصور غلط ۱

پرزیدنت احمدی نژاد طراح برنامه های اتمی و سیاست های خارجی است

 تصمیم گیر اصلی خامنه ایست. سیاست های امریکا، تند رو ها را در ایران قوی کرده، همانطور که سیاست های احمدی نژاد تند روهای امریکا را فعال تر کرده است

تصور غلط ۲

 سیستم سیاسی ایران متزلزل و آماده تغییر است.

 در حال حاضر هیچ حمایتی برای تغییر رژیم در ایران از طرق غیر قانونی وجود ندارد. ایرانیها ناراضی هستند ولی تجارب تلخ گذشته را نیز در تغییر رژیم در ایران و دخالت امریکا در عراق میبینند

تصور غلط ۳

اعتقادات مذهبی رهبری ایران مانع اینست که آنان تغییر پذیر باشند

 تاریخ اخیر ایران به روشنی نشان میدهد که حفظ موقعیت ملی و نفوذ در منطقه و نه شهادت برای اسلام مهمترین هدف سیاست خارجی ایران است.

 تصور غلط ۴

رهبری فعلی ایران مخالف بالفطره امریکاست

 تصور غلط ۵

ایران نیت خود را در مورد حمله به اسرائیل برای حذفش از روی نقشه دنیا اعلام کرده است

 گفته احمدی نژاد مورد تائید سایرین در ایران نیست

 تصور غلط ۶

سیاست ارتقای دموکراسی در ایران میتواند به دموکراسی واقعی در ایران کمک کند

 علام موضع امریکا باعث تشدید فشار شده است

 تصور غلط ۷

ایران بطور روشن و جدی مصمم به توسعه سلاحهای اتمی است

 تصور غلط ۸

ایران و امریکا زمینه ای برای گفتگو ندارند

   

MEHR
P.O. Box 2037
P.V.P. , CA 90274

Tel: (310) 377- 4590
Fax: (310)377- 3103
 
URL: http://mehr.org
 

مهر هیچ گونه ارتباط تشکیلاتی با احزاب ایرانی، امریکائی و غیره و یا گروه های مذهبی ندارد و از هیچ حزب و گروه و فردی که طالب قدرت سیاسی در ایران است حمایت نمیکند. تلاشهای مهر تنها به مدد داوطلبان و حمایت کنندگان اَزادی خواه ایرانی متکی است. هیچ بخشی از کمک های مالی به مهر، تحت هیچ شرایطی نمیتواند مورد استفاده اعضا، دبیران، و مسئولان مهر قرار گیرد.

  مهر تشکیلاتی است که تحت رده بندی 
501 C (3)
به ثبت رسیده و کمک های مالی به مهر از معافیت مالیاتی برخوردار است.
 

برای کمک مالی به مهر از این اتصال استفاده کنید

 

 

setstats

setstats

setstats

setstats

setstats