گروه تلاش برای نهادینه شدن حقوق بشر در ایران (مهر ایران)

  محاکمه رژیم

نافرمانی

  فدرالیزم

  مقالات

  حقوق بشر

  در باره مهر

English

   

 

سرنوشت محتوم آنان که آزادی را از رژیم اسلامی طلب میکنند

(محمد پروین)

 سرنوشت محتوم کسانی که اَزادی را از رژیم اسلامی طلب میکنند و چشم به این دارند که روزی  این سیستم برسر عقل اَید، این است که خواسته یا ناخواسته در کنار خود رژیم قرار بگیرند و شریک بازیها و ترفند هایش شوند. تمایل به شرکت در انتخابات همچنانکه اَقای فرخ نگه دار به صراحت توضیح داده بود، در بیانیه ۵۶۵ نفرمستتر بود. بخش اعظم طراحان رفراندم هم خواهان اَن بودند و اگرشکی هم وجود داشت، اَقای باقر زاده که سالهاست نامشان در صدر همه اعلامیه ها، و منشورها و بیانیه هائی بوده است که چشم بسوی اصلاح طلبان رژیم دارند، با پیشنهاد خود دایر بر کاندید کردن اَقای امیر انتظام از بین برد.

 البته، برای من و ما در گروه مهر شکی وجود نداشت. احتیاجی به اینکه از راه تجزیه و تحلیل هم به این نتیجه گیری برسیم نبود. احتیاج به این داشت که ذهنی رها از زد وبند های رایج، این بیانیه ها و امضا ها را مرور کند. از اینرو بیائید تا حاصل بررسی های خانم  زهره شیشه، دوست و همکارمرا که یکی از سه دبیر اجرائی سازمان مهر است، با هم مرور کنیم. او که سالها در بند رژیم اسلامی بوده است، انسان اَزاده ایست که اعتبارش تنها به گذشته اش نیست و خود و هموطنان خود را لایق فردائی میداند که در آن از رژیم ظلم اسلامی نشانی نیست. زهره شیشه در خلاصه ای که در اختیار من گذاشته است مینویسد: 

"در تاریخ ۲۰ دی ماه ۸۳، بیانیه ای از طرف ۲۵۵ نفر افراد سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی در مورد انتخابات ریاست جمهوری در ایران منتشر شد. امضا کنندگان این بیانیه افرادی بودند ازنمایندگان مجلس اسلامی ششم، ملی مذهبی هائی چون عمادالدین باقی، همکاران حقوق دان خانم شیرین عبادی، و افرادی نظیر پسر منتظری،  داریوش سجادی (خبرنگار طرفدار خاتمی ساکن امریکا)و سعید حجاریان.

 این بیانیه اساسا بمنظور "کاهش فاصله ملت- حاکمیت و هموار کردن راه برای مشارکت گسترده مردم در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری " (نقل قول دقیق از متن بیانیه) نگاشته شده و میگوید که حکومت کنونی نتوانسته است حتی بخشی از شعارهای انقلاب اسلامی و وعده های نخستین رهبران صدر انقلاب را تامین کند. از اینرو امضا کنندگان اصلاح طلب دو خردادی در بیانیه ۲۵۵ نفر، از حکومت جمهوری اسلامی میخواهند که شرایطی را مهیا کند تا اقشار وسیع مردم در انتخابات پیش رو شرکت کنند.

  در ۲۰ اسفند ۸۳، یعنی کمتر از دو ماه بعد، بیانیه دیگری با امضای ۵۶۵ نفر منتشر می شود و اعلام میدارد که " حتی اگر مردم رئیس جمهور را برگزینند و مجلس موافق او را نیز بر پا کنند، در نهایت رئیس جمهور کشور به سطح یک "تدارک چی" مراکز قدرت و نهادهای غیر انتخابی سقوط خواهد کرد." این افراد دقیقا همان عبارات قدیمی اصلاح طلبان دو خردادی در رابطه با عدم اختیار ریاست جمهوری را تکرار میکنند.

 نکته حائز اهمیت اینست که ۸۳ نفر از لیست ۲۵۵ نفر(یک سوم امضا کنندگان) یعنی کسانیکه سخت نگران انتخات ریاست  جمهوری و بدنبال هموار کردن راه برای شرکت در اَن انتخابات بودند، از امضا کندگان بیانیه ۵۶۵ نفر هم هستند! برای اینکه بهتربه تنیده شدن این لیست ها و بیانیه ها در هم پی ببرید باید به این امر هم توجه کنید که بخش عمده طراحان فراخوان یعنی عبداله مومنی، علی افشاری، اکبر عطری،علی دلبری و محمد ملکی هم بیانیه ۵۶۵ نفر را امضا کرده اند.

 نتیجه اینکه حدود ۱۵ در صد از امضا کنندگان بیانیه ۵۶۵ نفر رسما و کتبا دو ماه پیش از این خواهان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری شده بودند. در صد دیگری هم به طرفداران رسمی و کتبی طرح فراخوان تعلق دارد و بقیه هم که سیاهی لشگرهای هر دو اردوگاه هستند و تازه این اَغاز ماجرا است.

به عبارت بهتر، بیانه ۵۶۵ نفر تا بحال توانسته است تمامی اصلاح طلبان دوم خردادی  را که قرار بود بنا بر متن فراخوان رفراندم " از مرگ اصلاحات" سخن بگویند، با هم متحد کند. اگر تعداد امضای حامیان بیانیه ۵۶۵ نفر را هم به حساب بیاوریم که در خارج کشور " مرگ اصلاحات" را جشن می گیرند و هر روز در دفاع از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مقاله مینویسند، و اگر به این مجموعه، تعداد کثیر "اندیشمندان و فعالان سیاسی" نظیر داریوش همایون و شاهین فاطمی و ... را هم بیافزائیم که از پیوستن جمهوری اسلامی به سازمان تجارت جهانی دفاع میکنند، اَنوقت دیگر اَنقدر قند در دل اَدم اَب میشود که میتوان فریاد زد که " ما پیروزیم چرا که هرچه اپوزیسیون بی کفایت هست، با ماست."

  مقاله اَقای باقر زاده را کمی بیشتر میشکافم تا جایگاه این نوع  بیانیه ها و رفراندم ها و منشورهائی که سالهاست ایشان و همفکرانشان به خورد خارجه نشینان میدهند روشن تر شود، با این امید که شاید روزی پرونده انشا نویسانی که اَزادی را از رژیم اسلامی طلب میکنند بسته شود و بتوان افکار را متوجه راه کارهای اساسی کرد. 

  باقر زاده میگوید که بجای تحریم انتخابات باید اَنرا از موضوعیت انداخت. چگونگی اَنهم بسیار ساده است. باید رفت و با زرنگی در انتخابات شرکت کرد!! زرنگی هم در اینست که اگر امیر انتظام را کاندید ریاست جمهوری کنیم دو حالت پیش میاید. اگر رژیم صلاحیت او را تشخیص داد که دیگر کار تمام است و اَقای امیر انتظام کار رژیم را در مقام ریاست جمهور یکسره میکند. اگر هم او را نپذیرفت ما به دنیا نشان داده ایم که انتخابات رژیم فاقد ارزش است!!

 واقعا که صد اَفرین بر این فکر بکر! برای  تنگ نظرانی چون من که این افکار بلند را نمی فهمند چند سئوال وجود دارد که امیدوارم اَقای باقر زاده و همفکران ایشان زحمت پاسخ به آنها را به خود بدهند.

 ۱- چگونه است که عملکرد رژیم اسلامی در طول ۲۶ سال گذشته زمینه های لازم را برای اینکه ایشان به دنیا نشان دهند که این رژیم کاندید ها را دستچین میکند بدست نداده است؟

 ۲- اَیا چیزی محکم تر و مستدل تر از نص صریح قوانین موجود در قانون اساسی رژیم، دال بر دخالت های قانونی ولی فقیه و شورای نگهبان و غیره در کار انتخابات و کلیه مسائل مطروحه در ایران میتواند وجود داشته باشد؟ اَیا استناد به قوانینی که بارها و بارها به اجرا در اَمده است کافی نیست و باید آنرا بار دیگر با شرکت در مضحکه انتخابات رژیم ثابت کرد؟

 ۳-  اَیا اگر رژیم کاندیدا شدن امیر انتظام را پذیرفت که معلوم نیست چرا نپذیرد، چیزی میتواند عوض شود؟ اَیا امیر انتظام قرار است در چارچوب قوانین رژیم معجزه کند؟ اَیا همانطور که به خاتمی امید بسته شده بود، قرارست که رژیم صاحب قدرت بنشیند که دولت  اَقای امیر انتظام با بهره گیری از ابتکارات  اَقای باقر زاده  زیر اَبش را بزند؟

 ۴- اگر کاندیدائی امیر انتظام مورد قبول واقع نشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ به گمان اَقای باقر زاده، نص صریح قوانین رژیم و عملکرد ۲۶ ساله اَن برای اثبات ماهیت غیر دموکراتیک رژیم به دنیا کافی نبوده و لازم است این امر با شرکت امیر انتظام در انتخابات و رد شدن او به دنیا ثابت شود. بگذارید فرض کنیم که این ادعای خنده دار و یا شاید گریه اَور درست باشد. و بگذارید باز هم فرض کنیم که همه مردم دنیا با این افشا گری از خواب بیدار شده و در یافتند که ماهیت رژیم اسلامی چیست. سئوال ما از اَقای باقر زاده و دیگر "همرزمانشان" اینست که آن زمان چه خواهد شد؟ اَگاهی مردم دنیا، به خودی خود مثمر چه ثمراتی خواهد شد؟ اَنچه که شما اَقای باقر زاده از این مردم اَگاه شده میخواهید چیست؟

 ۵- اَیا از اَنها خواهید خواست که به دولتهایشان فشار بیاورند که به رژیمی که در صدر تروریستهای عالم است و مردم ایران را میدرد و میکشد و آدم خوار است کمک نکنند؟

آیا خواهید خواست که به دولتهایشان اجازه ندهند رژیمی را که غارتگر است و منابع ملی ما را سالهاست مورد چپاول قرار داده است، به عضویت سازمان تجارت جهانی در اَورند؟ اَیا از آنها خواهید خواست که سعی کنند که

سیاست سیاه و سفید کردن دولت هایشان را که یا حمله به ایران  و یا دوستی با رژیم اسلامی است به این تبدیل کنند که فقط کنار بنشینند، به این رژیم کمک های اقتصادی و دیپلماتیک نکنند و به اَن مشروعیت نبخشند؟

منتظر پاسخ شما خواهم بود، اما فکر میکنم که شما اینچنین نخواهید کرد. چرا که  شما و حامیان دیگر فراخوان رفراندم و بیانیه و ... برنامه های جدید امریکا را در مورد پذیرش رژیم در جامعه جهانی و ایجاد ارتباط با رژیم، یا با سکوت خود و یا با حمایت های علنی و آشکار مورد تایید قرار داده اید. چرا که مقوله بی ربط کمبود شیر خشک و داروی بچه را رژیم اسلامی و لابی گرانش ( نظیر شورای ایرانی امریکائی  در امریکا) سالهاست ورد زبان شما و همفکران شما کرده اند. چرا که نمونه بی ربط عراق را هم همان لابی گران  رژیم به شما تجویز کرده اند.

 شما با ایجاد مستمسکی برای شرکت در انتخابات مسخره رژیم، تمامی اقدامات و افشاگریهائی را که میتواند مشروعیت رژیم را سلب کند خنثی میکنید. میدانید چرا؟ برای اینکه حتی بر فرض هم که رژیم از این فرصت طلائی که شما برایش ایجاد میکنید استفاده نکند، باز هم پیام شما برای مردم دنیا این بوده است که همچنان به این رژیم امید هست  و اگر امروز هم این امید با شرکت در انتخابات بر اََورده نشد، فردائی خواهد بود که این رژیم به اراده مردم تن در دهد. این است پیام شما به مردم دنیا.

 اگر صدها نمونه عملی کافی نبوده باشد که ماهیت این رژیم را به شما و به دنیا نشان دهد، چرا نباید این امتحان را در هر مضحکه انتخاباتی رژیم انجام داد و با این دلیل مسخره در اَن شرکت کرد؟

پیشنهاد اَقای باقر زاده میتواند مورد قبول اکثریت رفراندم چی ها هم قرار گیرد. با یک چرخش قلم و زبان میتوانند بگویند که رفراندم یعنی همین. یعنی شرکت در انتخابات و رای دادن به امیر انتظام و یا هر فرد دیگری که ممکن است سر بلند کند. بدنه اصلی طراحان و حامیان رفراندم قابلیت کافی برای حمایت از انتخابات رژیم را دارند چرا که این تنها حالتی است که میتواند به رفراندم تحقق بخشد.

 امیدوارم اینچنین نباشد و قبل ازاینکه خیلی دیر شود، آنان که خود را به جریان رفراندم سپرده اند، شاید مسیر انحرافی اَنرا در یابند.

 دولت های اروپائی و امریکا چیزی بهتر از این نمی توانند اَرزو کنند. انجام انتخاباتی این چنینی توجیه گر ارتباط و دوستی آنان با رژیمی خواهد شد که سالهاست بعنوان تروریست به مردمشان معرفی کرده اند. تز اروپا دائر بر اینکه این رژیم قابل تغییر است، توجیه پذیر خواهد شد و امریکا هم مطمئن تر که باید راه اروپا را طی کند. بیهوده نیست که آقای سازگارا طراح اصلی فراخوان مهمان یکی از گروه های محافظه کار امریکا شده و با اَغوش باز مورد استقبال قرار میگیرد. سر "اپوزیسیون" مستقر در امریکا را با وعده کمک های مالی گرم کرده اند ولی لاس های خودشان را با سازگارا میزنند و معاملاتشان را از طریق او با رژیم اسلامی سامان خواهند داد.

  "اپوزیسیون" ورشکسته جز این چیزی برای عرضه ندارد. باید از این " اپوزیسیون" ورشکسته عبور کرد تا دور نمای ازادی ایران دید و راه رسیدن به اَن را دریافت. میدانم که خیلی دیر است، اما هستند بسیاری که هرگز از پای نخواهند نشست چرا که بر این باورند که رژیم اسلامی را میتوان در هم شکست. باید بجای تبعیت از قوانین واپس گرای اَن  و دست و پا زدن در محدوده بسیار تنگ اَن، از اَنها سر پیچید. کاری که مردم ما کرده اند و نگداشته اند که رژیم اسلامی علیرغم مدد گرفتن از همه امکانات و کمک های داخل و خارج مستقر و پابرجا شود. باید آنها را با فنون این رزم آشنا کرد، تا رژیم ظلم را سرنگون کنند. اگر به آنها و به خود باور بیاورید، به گرد انتخابات رژیم اسلامی نخواهید گشت.

 ۶ اَوریل ۲۰۰۵

 

  لطفا نظرات خودتان را با ما در میان بگذارید

 مهر هیچ گونه ارتباط تشکیلاتی با احزاب ایرانی، امریکائی و غیره و یا گروه های مذهبی ندارد و از هیچ حزب و گروه و فردی که طالب قدرت سیاسی در ایران است حمایت نمیکند. تلاشهای مهر تنها به مدد داوطلبان و حمایت کنندگان اَزادی خواه ایرانی متکی است. هیچ بخشی از کمک های مالی به مهر، تحت هیچ شرایطی نمیتواند مورد استفاده اعضا، دبیران، و مسئولان مهر قرار گیرد.

  مهر تشکیلاتی است که تحت رده بندی 
501 C (3)
به ثبت رسیده و کمک های مالی به مهر از معافیت مالیاتی برخوردار است.
 

برای کمک مالی به مهر از این اتصال استفاده کنید  

MEHR
P.O. Box 2037
P.V.P., CA 90274

Tel: (310) 377-4590
Fax: (310) 377-3103
E-mail: mehr@mehr.org
URL: http://mehr.org

setstats

setstats