یاد داشتی در مورد جدائی دین از دولت و رفراندم

( محمد پروین)

 

در نوشته های پیشین، با تکیه بر دو نکته اساسی، رفراندم پیشنهادی از طرف چند نفر از افراد درون مرز مورد نقد قرار گرفت. این دو نکته، عدم وجود "جدائی دین از دولت" (۱) در محتوای متن فراخوان رفراندم و دیگری ارائه رفراندم بعنوان یک راه کار بود (۲). حامیان فراخوان  برخورد مستقیمی به این دو ایراد اساسی نکرده اند، مگر با توسل به اطلاِعات نادرست و یا خلط مبحث. بعنوان مثال، اگر چه بنظر میرسد بسیاری ازمردم  با اَشنائی قبلی و یا مراجعه به بیانیه حقوق بشر دریافته اند که این بیانیه کوچکترین اشاره ای به جدائی دین از دولت ندارد، اَقای داریوش همایون کماکان در انکار بسر میبرد. در گفتگوئی که ایشان برای دومین بار در صبح یکشنبه ۱۹ دسامبر با رادیوی صدای ایران در دفاع از رفراندم  داشت،  تعداد زیادی از شنوندگان عدم وجود این نکته را یاد آوری کرده و او را تحت فشار قرار دادند که بگوید در کجای بیانیه چنین چیزی آمده است.  او بجای اینکه با اشاره به ماده ای از بیانیه، حداقل استنباط خود را نشان دهد، پاسخ میدهد که ناچارست برای روشن شدن این موضوع مقاله  ای بنویسد و توضیح بدهد!

 

فرد دیگری درا نتقاد از مخالفان رفراندم و این سئوال که چرا در بیانیه به جدایی دین از حکومت  اشاره ای نشده  در پیک ایران مینویسد:

 

" الف: این یکی از انحرافی ترین و فتنه انگیز ترین پرسش هایی است که مطرح می شود چرا که پس از ۲۶ سال حاکمیت دینی ملایان فریبکار، شما کمتر ایرانی را می توانید بیابید که یکبار دیگر خواهان حاکمیتی دینی بر جامعه باشد.

ب: بیانیه فراخوان رفراندم ملی باید با دقت خوانده شود و هدف آن خوب درک شود. بیانیه نخواسته است در حکم قانون اساسی باشد که در باره همه چیز نظر داده باشد. به اضافه اینکه شش تن از 8 تن تهیه کنندگان اولیه، در درون ایران زندگی می کنند! آزادی آنها در بیان خواسته ها بسیار محدودتر از آنجه است که ما در بیرون.

....من به عنوان یک ایرانی از هم اکنون خواسته خود راعنوان می کنم که در آینده، ایران مذهب رسمی نخواهد داشت."

 

سئوال "انحرافی و فتنه انگیز" من این بوده و هست که چرا در متن فراخوان، جدائی دین از دولت اَورده نشده است و توضیح اقای ملکی در این مورد را نقل کرده ام. نویسنده در برخورد به این سئوال " انحرافی"  بدون کمترین اشاره ای به بحث ملکی،  اولا قول میدهد که مردم ایران خواهان جدائی دین از دولت هستند و رفراندم هم همین را میخواهد، منتهی اگر قرار بود این ۴ کلمه  به متن رفراندم اضافه شود، متن تبدیل به قانون اساسی میشد! دیگر اینکه  طراحان فراخوان چون در ایران هستند، نتوانسته اند آنرا عنوان کنند، ولی  شخص ایشان به ما اطمینان میدهد که خواست او عدم وجود مذهب رسمی است!

 

اَقای امیر طاهری در مصاحبه روز ۲۳ دسامبر با اَقای مهری در رادیوی  صدای ایران در رابطه با این تذکر که پاره ای معتقدند که در متن فراخوان به جدائی دین از دولت اشاره نشده است میگوید:

 

" به عقیده من این بحث غیر لازمی است. مسئله سکولاریزم و لائیتیسیته مسئله ویژه مسیحی و بخصوص یک مسئله فرانسوی است که در جریان انقلاب فرانسه پیش اَمد. در اسلام میدانید که کلیسائی وجود ندارد. طبقه کشیش و رهبان وجود ندارد. یک عده ای حالا خودشان را اَیت اله و غیره حساب میکنند. این چنین چیزی بهیچ وجه جنبه شرعی، قانونی، تشکیلاتی و سازمانی ندارد. بنابراین من دقیقا نمی دانم که جدائی دین از دولت یعنی چه؟

 

... ما نباید  به ( رژیم) اجازه دهیم که چماق تکفیر را بردارد و با دشمنان  سیاسی مبارزه کند. نبایستی اجازه دهیم که بحث سیاسی به بحث مذهبی تبدیل شود ما نمیخواهیم با هیچ مذهبی .... مخالف باشیم. بنا براین این مسئله را بحث دینی نکنیم. کسانیکه سر کار هستند ریش میگذارند و عمامه میگذارند و مردم فکر میکنند اینها مذهبی هستند. ولی اینها مثل هنرپیشه هائی هستند که لباس مذهبی پوشیده اند. شبیه اینها را در عراق دیده ایم. صدام حسین لباش نظامی میپوشید ولی حتی نظام وظیفه هم نرفته بود. در ایران هم ظاهر قضیه اینست که این یک حکومت مذهبی است  و مبارزه با اَن مبارزه با مذهب است. اکثریت روحانیت شیعه با این حکومت مخالف هستند و تعداد اَنها در زندان از هر گروه اجتماعی بیشتر است. این رژیم یک رژیم مذهبی نیست. فرض کنیم فردا این رژیم صحبت از اسلام نکند. چه میماند؟ میماند، یک رژیمی که میگوید خدا، قران، خمینی. این رزیم نمی تواند یک رژیم اسلامی باشد. یعنی شریک کردن خمینی با خدا. مبارزه با اَن جنبه سیاسی دارد نه مذهبی.

... در ایران و در اسلام، سکولاریزم و لائیتیسیته و این جور چیزها نظیر مسیحیت که پاپها تاج بر سر دیگران بگذارند وجود نداشته، ندارد، و نخواهد داشت. "

 

این نقل قولها از اقاى طاهری که متن کامل مصاحبه او در اَرشیو رادیو صدای ایران، در روز ۲۳ دسامبر، برنامه بسوی ایران موجود است (۳)، گویا تر از این هست که احتیاج به توضیح داشته باشد. 

 

در هیچ کدام از مواردی که مثال اَوردم، این افراد اصولا مقوله مورد بحث را نادیده میگیرند. خوب میدانند که من به گفته  صریح اَقای ملکی استناد کرده ام که گفته است طرح جدائی دین از دولت در متن فراخوان غیر دموکراتیک است و این امر باید به رای مردم گذاشته شود. ولی چون در میمانند که در برخورد به طراح رفراندم چه بگویند، چاره ای جز این ندارند که بجای برخورد مشخص به یک  سئوال مشخص، به در و دیوار پاسخ دهند!

 

حامیان رفراندم، کسانی چون حجاریان  را که از زاویه ای ارتچاعی با رفراندم مخالفت کرده اند نقد میکنند ولی توانائی پاسخ گوئی به یک سئوال ساده را ندارند. جواب طراح رفراندم، دکتر ملکی را هم کاملا نادیده میگیرند. یکی  ما را به نوشته روشنگرانه خود حواله میدهد، دیگری  از ما میخواهد که خواست او را به حساب فراخوان بگذاریم و یکی هم میگوید اصولا مسئله جدائی دین از دولت مربوط به کلیساست و در ایران کلیسا وجود ندارد!!

 

پیشنهاد میکنم که حامیان رفراندم به جای مغلطه و سفسطه، اگر به جدائی دین از دولت معتقدند، طراحان رفراندم را قانع کنند که اگر تغییر متن فراخوان رفراندم، محتاج به رفراندمی دیگر نیست، زحمت کشیده و  دوخطی در این  مورد به آن اضافه کنند. ظاهرا کار چندان مشکلی نباید باشد!

 

۲۵ دسامبر ۲۰۰۴

 

MEHR
P.O. Box 2037
P.V.P., CA 90274, USA

Tel: (310) 377-4590 ; Fax: (310) 377-3103

E-mail: mehr@mehr.org
URL: http://mehr.org/

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

منابع:

 

 ۱- جدائی دین از دولت، بیانیه حقوق بشر، دموکراسی و رفراندم

http://mehr.org/Referendum2.mht

 

۲- رفراندم اصلاح  طلبان حکومتی برای گدائی کردن تغییر قانون اساسی و دست افشانی "اپوزیسیون" رژیم اسلامی برای آن

http://mehr.org/Referendum2.mht

 

۳

http://www.krsi.net/archive/archive.asp?archive=4