گروه تلاش برای نهادینه شدن حقوق بشر در ایران (مهر ایران)

  محاکمه رژیم

نافرمانی

  فدرالیزم

  مقالات

  حقوق بشر

  در باره مهر

قوانین اسلامی

English

   

فرصتی دیگر برای ایرانیان برون مرز

(محمد پروین)

پیش گفتار:

 پارلمان اروپا اخیرا قطعنامه ای را در مورد ارتباط با رژیم اسلامی صادر کرده است که در اَن مکررا به نقض حقوق بشر در ایران اشاره شده است. این نوشته در پرتو صدور این بیانیه در پی اَنست که یکبار دیگر نشان دهد که چگونه میتوان با استفاده از این فرصت های تاریخی راه کار عملی اَزادی زندانیان سیاسی را در برون مرز ارتقا داد و بدیل موثری در مبارزه با مشروعیت دادن به رژیم اسلامی از طرف جامعه جهانی ایجاد کرد. در اَغاز این بحث، لازم است به اَنچه که فعالان برون مرز را بخود مشغول کرده است اشاره شود تا شاید با نگاهی واقع بینانه تر بتوانیم خود را از بسنده کردن به شعار های رایج رها کنیم و با بهره گیری از هر فرصتی، به عمل بپردازیم.

------------------------------------------------  

نقض حقوق بشر در ایران، هرگز با خواهش و تمنا و ارسال نامه برای سردمداران رژیم اسلامی حتی با هزاران هزار امضا متوقف نخواهد شد. بسیاری از افراد و گروههای ایرانی در برون مرز سالهاست که درگیراین نوع فعالیتها هستند و متاسفانه هنوز هم در حال تکرار اَن هستند. گروههای بین المللی حقوق بشر مانند سازمان عفو بین الملل و دیدبان حقوق بشر هم در این سالها بدون وقفه نقض حقوق بشر در ایران را افشا کرده و از طریق ارسال نامه به خامنه ای و دیگر جنایتکاران حاکم بر ایران اَزادی و یا تقلیل حکم مجازات زندانیان عقیدتی در ایران را درخواست کرده اند.  اتحادیه اروپا، وزارت امور خارجه امریکا و بسیار نهادهای دیگر نیز بطور دائم، در گزارشات فصلی و سالیانه خود نقض حقوق بشر در ایران را مستند و محکوم کرده اند، اما هرگز از محدوده حرف و گزارش فراتر نرفته اند. تلاشهای ما (گروه مهر) نیز در این زمینه و البته نه با نامه به جنایتکاران رژیم فراوان بوده است. این تلاشها، در موارد نادر و انگشت شماری بار اَور ثمراتی نیز بوده است.

 بدون شک تلاش برای نجات جان هر زندانی و یا تقلیل محکومیتش بسیار ارزشمند است. منتها اگر این تنها تلاش اکثریت افراد و گروههای فعال در برون مرز برای کمک به زندانیان عقیدتی ما باشد که متاسفانه بنظر میرسد هنوز پس از ۳۵ سال چنین است، این سئوال اساسی مطرح میشود که اَیا این نهایت کاریست که میتوان در جهت اَزادی زندانیان سیاسی-عقیدتی انجام داد؟ اَیا شاهرخ زمانی و امثال او قرار است با بیانیه پانصد و پنجاه نفر و در خواست از منابعی مجهول اَزاد شوند؟ در بیانیه ای که در هشت اَوریل در حمایت از شاهرخ زمانی منتشر شده اَمده است که:

 "حمایت و همبستگی گسترده کارگران از شاهرخ زمانی و رساندن صدای این فعال کارگری به بیرون از دیوارهای زندان تنها راه عملی نجات وی است."

 هیچ توضیح و استدلالی نیز عنوان نشده است که نشان دهد این صدا پس از اَنکه  بگوش همه دنیا رسید چگونه منجر به اَزادی شاهرخ زمانی خواهد شد. در بیانیه دیگری از همین منبع اَمده است که:

 "هر کدام از دوستان و رفقا می توانند به شماره تلفن های زیر زنگ بزنند و ضمن اعتراض اعلام کنند که ما میخواهیم شاهرخ زمانی به گوهر دشت برگردانده شود."

  تلفن های داده شد مربوط به رئیس اندرزگاه، حفاظت اطلاعات قزل حصار، اطلاعات کل تهران، و حفاظت اطلاعات کل تهران است. توجه دارید که هنگامی هم که مخاطبین مشخص میشوند، کسانی جز زندانبانها و عاملان قتل و جنایت نیستند.

 در اعلامیه مورخ ۱۱ اَوریل نیز همین منبع اعلام داشته است که:

" برای نجات جان شاهرخ زمانی و اَزادی رضا شهابی، فعالین سندیکایی در ایران و اجرای عدالت برای قاتلین رضا ترابی، پناهجوی ایرانی بپاخیزیم! ... در یک اَکسیون اعتراضی برای رساندن صدای بی صدایان به ما پیوندید."

 البته، در مورد اینکه برنامه  بپا برخاستگان و هم صدایان پس از برگشت به خانه هایشان چیست و از شنوندگان صداهای خود چه میخواهند توضیحی داده نشده است. بر اساس تجارب قبلی، اگر خواستی هم مطرح میشد به احتمال زیاد این بود که از رژیم اسلامی بخواهید به زندانیان ما دارو بدهد، اَنها را به زندانهای بهتری بفرستد و یا اَنها را اَزاد کند!

همانگونه که در نوشته دیگری مطرح شد [۱]، بیانیه های اینچنینی فراوان است و هر روز دها نمونه اَن به  پوشه ای که نویسنده تحت عنوان "اشک ریزان حقوق بشر" در برنامه  ای-میل خود دارد اضافه میشود. ۳۵ سال است که  در بند شعار و مشت به اَسمان بلند کردن گرفتاریم و دست و پا میزنیم.

 منحصر کردن تلاشها به درخواست از رژیم اسلامی برای بهبود وضعیت حقوق بشر و زندانیان چنین پیامی را به جهانیان میدهد که ما این قابلیت را در رژیم اسلامی میبینیم که به مسائل انسانی توجه کند. ماهیت این رژیم بر اساس بافت ایدئولوژیک اَن، قوانینش، و عملکرد ۳۵ ساله اش به روشنی نشان داده است که از چنین قابلیتی برخوردار نیست. اگر واقعا چنین باوری را نداریم، نباید با این درخواستها این برداشت را بدیگران بدهیم که رژیم اسلامی  قابلیت این را دارد که با درخواست و تمنا اصلاح پیدا کرده و به حقوق انسانها توجه پیدا کند. این امر جز کمک به بقا و دوام سیستم ظلم در ایران ره به هیچ جائی نبرده و نخواهد برد.

 مسئله ما ایرانیان برون مرز کماکان اینست که دریابیم در کنار این اقدامات سمبولیک، از کدام راه کارهای عملی که میتوانند به اَزادی زندانیان سیاسی - عقیدتی کمک کنند باید بهره گرفت. همچنانکه در نوشته های دیگری اَمده است [۲]، برای سرنگونی رژیم اسلامی از طریق سلاح نافرمانی، باید منابع قدرت رژیم را از او گرفت. اَنچه برون مرزیان میتوانند انجام دهند اینست که مانع پذیرش این رژیم، گره خوردن منافع مالی کمپانیها، و دولتهائی که اَنها را نمایندگی میکنند با رژیم اسلامی، و نهایتا ایجاد فشاری سیاسی- اقتصادی بر اَن بشوند. اعمال تحریمی هوشمندانه که شرط عملی اَزادی زندانیان سیاسی را در بر داشته باشد، چنین فشاری را ایجاد خواهد کرد و به مردم ناراضی ولی خانه نشین این نوید را میدهد که دنیا به نقض حقوق اَنها توجه دارد و جدا از شعار و حرف، تا زمانیکه اَنها بخاطر طلب کردن حقوق اولیه خود روانه زندان میشوند، با دشمنشان ارتباطات دوستانه نخواهد داشت.

 تحریم هوشمندانه تنها یک واژه نیست و نمیتوان اَنرا  با مراجعه به نمونه هائی که تنها نام تحریم هوشمندانه بر اَنها گذاشته شده بود نفی کرد. بعنوان مثال تحریم عراق توسىط امریکا، اگر چه نام هوشمندانه بر اَن نهاده شده بود، بهیچ عنوان شرایط چنین نوع تحریمی را دارا نبود. تحریم هائی نظیر جلوگیری از ارسال دارو و مواد غذائی که مردم عادی را هدف بگیرد از نوع هوشمندانه نیست. دیگر اَنکه شرط اساسی کم شدن و نهایتا برداشته شدن تحریم، بهبود وضعیت حقوق بشر و نهایتا توقف نقض حقوق بشر است. اَزادی زندانیان سیاسی- عقیدتی  همواره در صدر این شرایط  قرار دارد. تحریم افریقای جنوبی این شرایط را در برداشت و از نوع هوشمندانه بود.

 ایجاد هر نوع تحریم و بخصوص تحریمی هوشمندانه کار بسیار مشکلی است. ما ایرانیان برون مرز، هرگز تلاشی را در چنین راستائی انجام نداده ایم. تحریم هوشمندانه، که هر نوع مداخله نظامی را مردود میشمارد، تنها از جانب افراد و گروهای بسیار محدودی مطرح شده است. گروه مهر شاید تنها گروه حقوق بشری باشد که تلاش فراونی را با هدف به صحنه اَوردن برون مرزیان برای ایجاد تحریمی هوشمندانه انجام داده است. متاسفانه، تا بحال جز تحریف و بایکوت، توجهی از جانب افراد و گروههائی که صاحب امکان هستند دیده نشده است. منتها، از اَنجائیکه ما در گروه مهر بر این باوریم که در نهایت حقیقت روزی روشن خواهد شد، واقعیت تلخ بی توجهی برون مرز را دلیلی برای نادیده گرفتن حقیقت ندانسته ایم و به تلاش خود ادامه میدهیم.

علیرغم این بی توجهی و بدون اَنکه ایرانیان نقش تعیین کننده ای داشته باشند، منافع امریکا ایجاب کرد که نهایتا رژیم اسلامی تحت تحریم قرار گیرد. این تحریم که با لایحه ایران- لیبی در سال ۱۹۹۶ اَغاز گشت [۳ ] و بعد از سال ۲۰۰۶ نام لیبی از اَن برداشته شد و بتدریج تغییراتی در اَن صورت گرفت، علاوه بر محدودیت های عملیش، در بسیاری مواقع نادیده گرفته شد. بعنوان مثال در تمام دوران تحریم شرکتهای بسیاری نظیر هالی برتون و جنرال الکتریک با رژیم اسلامی در حال معامله بودند [۴] و حتی در تهران دفتر داشتند [۵]. بسیاری از سرمایه داران ایرانی در برون مرز نیز به سرمایه گزاریهای خود در ایران ادامه دادند [۶ ].

فقر و فلاکت و بیکاری که در تمام این دوران بر ایران حاکم بود به هیچ عنوان ارتباطی به تحریم امریکا نداشت. علاوه بر اینکه این تحریم ها عملا در بسیاری از موارد اعمال نمیشد، در تمام دوران تحریم امریکا همه دولتهای غربی و دیگر دولتها ارتباطات تجاری کاملی با ایران داشتند. شرایط اسفناک مردم ایران حاصل فساد و دزدی حاکمان، تخصیص بودجه های کلان برای جاسوسی، کنترل فعالیتهای مردم، و وسائل نظامی بود.

  در تمامی این دوران، نقض حقوق بشر در ایران و جنایات رژیم که بطور پیوسته از طرف نهادهای مختلف مستند شده بود، کمترین نقشی در ایجاد و ادامه این تحریم ها نداشت. هر زمان که رژیم اسلامی اراده میکرد که تن به نوعی همکاری در مورد محدود نمودن فعالیتهای اتمی خود بدهد، با اَغوش باز از طرف جامعه جهانی مورد قبول قرار میگرفت. منتها عدم همکاری رژیم، سالها این شانس را برای ما محفوظ کرد و این امکان را برای ما تجدید نمود که بتوانیم با شرکت در پروسه سیاسی و نه با خواهش و تمنا، امریکا را وادار کنیم که شرط حقوق بشر را به شرایط تحریم بیافزاید. متاسفانه جز معدودی، ایرانیان مشغول به شعار و افتاده در دام "جنگ و صلح" حامیان و لابی گران رژیم هرگز این فرصت طلائی را نتوانستند ببینند و از اَن بهره ای نگرفتند.

 عدم تمکین رژیم باعث شد که امریکا تحریم هایش را شدید تر کند و اتحادیه اروپا را هم همراه خود سازد. در ماه جون سال  ۲۰۱۱ شورای امنیت با تصویب قطعنامه ۱۹۲۹، محدودیت های سنگین تری را بر صنایع نفت و گاز و انرژی اعمال نمود [۷].  این تحریم ها مسائل زیادی را برای رژیم اسلامی  بوجود اَورد که نهایتا به اختلافات خانوادگی اَنها دامن زد و سرانجام ارتباطات و گفتگوها مجددا اَغاز شد. متاسفانه از اَنجائیکه این تحریم ها هوشمندانه نبود، فشارهای وارد بر مردم عادی را نیز بیشتر کرد. حامیان و لابی گران رژیم نیز با تشدید فعالیت های خود و گسترده تر کردن دام "جنگ و صلح" توانستند هم افراد و گروههای غیر ایرانی را به این دام بکشند و همراه خود سازند وهم بیش از بیش ایرانیان برون مرز را منفعل و بی عمل سازند و زمینه را برای مشروعیت بخشی به رژیم اسلامی فراهم کنند. سرانجام تلاشهای این لابیگران و سرگرم بودن  "اپوزیسیون" برون مرز به لوث کردن یکدیگر و یا جانفشانیهای نمایشی، باعث شد که تحریم های اعمال شده به حالت تعلیق در اَید.

همچنانکه در نوشته دیگری توضیح داده شد [۸]، شانس دیگری را ۵۹ سناتور دموکرات و  جمهور خواه با ارائه لایحه  S. 1881 به سنای امریکا برای ما ایجاد کردند. لایحه سنا که با مخالفت شدید حامیان ولابی گران رژیم روبرو شد، بعلت مخالفت پرزیدنت اوباما و تهدید او دال بر وتو کردن این لایحه و همکاری رئیس سنا هنوز در سنای امریکا مطرح نشده است  . این لایحه که برای اولین بار شرط حقوق بشر را در کنار شرط اتمی مطرح کرده بود، علیرغم تلاشهای گروه مهر برای جلب حمایت وسیع ایرانیان برون مرز از اَن و روشن تر کردن شرط حقوق بشر در اَن با افزودن شرط اَزادی زندانیان سیاسی بجائی نرسید. هدف اولیه جمع حد اقل ۱۰،۰۰۰ امضا بود که مانند همیشه به یمن بی تفاوتی و بت توجهی "اشک ریزان حقوق بشر"، سرگرم بودن احزاب و سیاسیون برای "اتحاد" و تشکیل "شورا"، و "کمبود وقت" رسانه ها  برای پرداختن به این نوع مسائل و اطلاع رسانی به مردم بجائی نرسید. البته امضا های رسیده برای تمامی ۱۰۰ سناتور امریکا فرستاده شد و پاسخ های اَنان که بزودی منتشر خواهد شد، حداقل نمودار این بود که این نداها را شنیده اند. به باور من تلاش های ما هنوز هم میتواند منجر به طرح این لایحه در سنای امریکا شده و مانعی برای برسمیت شناختن رژیم اسلامی ایجاد کند.

در کنار این شانسی که هنوز بدان توجهی نشده است، پارلمان اروپا نیز اخیرا فرصت دیگری را برای همه ما و بخصوص ایرانیان مقیم اروپا ایجاد کرده است. در قطعنامه ای که پارلمان اروپا در ماه اَوریل صادر کرده، اشارات مکرری به نقض حقوق بشر ، نقض حقوق زنان و حقوق اقلیت ها در ایران شده است و در بند ۱۴ از رژیم اسلامی خواسته شده است که همه زندانیان حقوق بشر، زندانیان سیاسی، فعالان کارگری و اتحادیه های کارگری، و کسانیکه در دوران انتخابات سال ۲۰۰۹ دستگیر شده اند را اَزاد نماید. در بند ۱۶، پارلمان اروپا از اتحادیه اروپا میخواهد که حقوق بشر را در کلیه روابط خود با رژیم اسلامی در نظر بگیرد. در همین بند از رژیم اسلامی خواسته شده است که اعدامها را به حالت تعلیق در اَورد [۹].

 علیرغم تمام این نکات مثبت در این قطعنامه، نه ضمانت اجرائی در اَن برای اتحادیه اروپا وجود دارد و نه توضیحی در مورد اینکه عدم توجه رژیم اسلامی به این درخواست ها چه عواقبی برایش خواهد داشت. به روشنی میتوان دید که این قطعنامه هم بخشی از سیاست هائیست که تنها هدفش مجبور نمودن رژیم اسلامی به پذیرش شرایط اتمی اَنهاست. قبول شرایط حقوق بشری به معنای خود کشی برای رژیم اسلامی خواهد بود. رژیم اسلامی از هیچ چیزی به اندازه توانا شدن مردم در مقابله با ظلم و ستم خود وحشت ندارد. از اینروست که این در خواست ها بجائی نخواهد رسید، بخصوص که رژیم به روشنی میبیند که با عدم پذیرش درخواستهای حقوق بشر بهای سنگینی نیز نخواهد پرداخت.

اینجاست که ایرانیان برون مرز میتوانند با کار مداوم در میان مردم و سازمانها و گروههای امریکائی و اروپائی و تاکید بر لایحه سنای امریکا و قطعنامه پارلمان اروپا و ایجاد بلوک های قوی سیاسی و استفاده از قدرت رای خود و همراهان غیر ایرانیشان، دولت امریکا و اتحادیه اروپا را مجبور کنند که شرط اَزادی زندانیان سیاسی - عقیدتی را بطور مشخص به تحریم های هوشمند علیه رژیم اضافه کنند. افزودن چنین شرطی به تحریم های موجود و برداشتن ممنوعیت ارسال دارو و مواد غذائی، این تحریم ها را به نوع هوشمند خود که فشارش را تنها بر رژیم اسلامی متمرکز کرده مبدل خواهد ساخت.

 دولتهای امریکا و اروپا از هر حزب و مرام، نمایندگان سیاسی کمپانیها و سرمایه داران بزرگی هستند که تنها مسئله ای که ندارند، نقض حقوق انسانهاست. معهذا، مردم این ممالک نه خود از مقاومت دست کشیده اند و نه از کمک به دیگر مردم دنیا که خواستار اَزادی باشند ابائی دارند. حرکات و مبارزات اَنها در رسانه های معمول و مشهور که خود از طریق سرمایه داران بزرگ اداره میشوند منعکس نمیشود ولی با نگاهی دقیقتر به اطراف میتوان صدها گروه و سازمان مترقی و مردمی را که هر روز برای حفظ منافع طبقات متوسط و زحمتکش، اقلیت ها و زنان میجنگند یافت. باید در فعالیت های اَنان شرکت کرد تا نهایتا ما را بخشی از خود بدانند و به خواستهای ما نیز توجه کنند. در امریکا بسیاری از این سازمانها و گروها در صحنه ای که ما وجود نداریم بدام لابی گرانی چون سازمان نیاک  افتاده اند. باید نمایندگان و سناتورها را شناخت، از مواضع اَنها اَگاه بود و با تکیه بر قدرت رای خود توانست نظرات اَنان را تغییر داد. همچنانکه در نوشته های بسیار دیگری توضیح داده شده است، کار چندان مشکلی نیست که به دولتهای سود جو نشان داد که رژیم اسلامی برای بقای سیستم واپسگرایش هرگز از بسط ایدئولوژی خود، دخالت در امور منطقه، کمک به گروههای تروریست و همکاری با آنها و جاه طلبی های خود برای دستیابی به سلاحهای اتمی دست برنخواهد داشت و از اینروست که منافع دراز مدت اَنها هرگز محفوظ نخواهد بود.

در دورانهای مختلف انتخابات در امریکا، نمایندگان بسیاری از طیف های مختلف و حتی محافظه کار بخاطر جلب نظر افراد و گروههای رای دهنده ای که توانسته اند کاراَئی خود را نشان دهند، نظرات خود و یا احزاب خود را در زمینه های مختلف به اجبار زیر پا میگذارند و برای جلب رای لازم برای انتخاب شدن به مسائل زنان، اقلیت ها و همجنس گرایان و غیره توجه کرده و به لوایح پیشنهادی در مورد اَنان رای مثبت میدهند. تعداد بسیار کمی رای، در مواقعی تعیین کننده نتایج انتخابات نماینگان مجلس در امریکا میباشد. به این معنی که حضور فعال یک گروه حتی دو سه هزار نفری میتواند سرنوشت یک نماینده مجلس را تعیین کند. حضور فعال این گروهها در پروسه سیاسی در بیشتر اوقات باعث رقابت بین کاندیداها در کسب رای این گروهها میشود. و اینچنین است که ایرانیان میتوانند در کنار افشای نقض حقوق بشر، به در خواست های عملی چون اعمال تحریم هوشمندانه که شرط اَزادی زندانیان سیاسی را در بر دارد تحقق ببخشند و راه را برای توقف نقض حقوق بشر که تنها با سرنگونی رژیم ظلم در ایران ممکن است هموار کنند. 

تلاش در این راه را میتوان بطور انفرادی، گروهی و یا هر شکل دیگری اَغاز کرد. این تلاشها ما را بتدریج بهم نزدیک خواهد ساخت و در صحنه عمل، اَن جبهه و سازمان و تشکیلاتی که به ایرانیان برون مرز هویتی ببخشد ایجاد خواهد شد. با توجه به فرهنگ حاکم بر ما و بر اساس تجارب حداقل ۳۵ سال گذشته، تلاشهای جاه طلبانه اپوزیسیون برون مرز برای ایجاد حزب و جبهه و غیره از بالا شانس موفقیتی ندارند. باید بر سر انتخاب موثرترین راه کار در برون مرز به بحث و جدل پرداخت و برای تحققش تلاش کرد. هر زمان که توانمان اجازه داد، اهداف دیگری را هم میتوان در دستور کار گذاشت و نهایتا به اَن سازمان فراگیری دست یافت که بتواند نقش تعیین کننده ای برای ایجاد یک دموکراسی سکولار در ایران  داشته باشد. وجود و حضور چنین سازمانی در برون مرز که حاصل تلاش در تحقق راه کارهای مختلفی بوده است و توانسته است از مشروعیت بخشی به رژیم اسلامی جلوگیری کند به مردم ناراضی ولی خانه نشین درون مرز نیز نوید اَنرا میدهد که در رویاروئی با رژیمی اَدم خوار تنها نیستند.

 یکی از راه کار های پیشنهادی گروه مهر برای توقف نقض حقوق بشر در ایران که با فروپوشی رژیم اسلامی گره خورده است، تلاش برای اعمال تحریمی هوشمندانه بر رژیم اسلامی بوده است. این راه کار حاصل شناخت بازوهای قدرت رژیم و چگونگی تضعیف و سلب پاره ای از این قدرتها توسط برون مرزیان بوده است که میتواند به توانمند کردن مردم ایران برای نبرد اساسی با رژیم اسلامی کمک های بسیار موثری بنماید. این راه کار  در نوشتجات متعدد، سالها بحث و گفتگوهای رادیو و تلویزیونی و کنفرانس های متعدد توضیح داده شده است که در سایت مهر قابل دسترسی است. این راه کار نه مورد استقبال فعالان و صاحبان امکان در برون مرز قرار گرفته و نه اینکه فرد و یا گروهی قادر بوده است اَنرا به چالش بکشد.

 راه کار دیگری که توسط گروه مهر مطرح  شد طرح شکایت از جنایتکاران رژیم اسلامی بود تا از این طریق امکان مشروعیت بخشی به رژیم را بتوان از میان برداشت. علیرغم امکانات بسیار کم گروه مهر این کار پس از سالها کوشش به نتیجه رسید و رژیم اسلامی در دادگاه فدرال امریکا محکوم شد. بخش دردناک این داستان که خود حکایت دیگریست که در این نوشته نمیگنجد اینبود که این دست اَورد شدیدا مورد بایکوت تقریبا تمامی به اصطلاح "فعالان" برون مرز قرار گرفت و به استثنای یکی دو فرد، هیچ فرد وگروه دیگری کوچکترین اشاره ای به اَن نکرد. منتها تقریبا از همان فردای روزی که چنین حکمی در سال ۲۰۰۷ صادر شد، گروهها ی متعددی تریبونال های مختلف ایجاد کرده و به کار شکایتهای نمایشی پرداختند که هنوز هم ادامه دارد و جز لوث کردن این راه کار حیاتی دست اَوردی نداشته و نمیتواند داشته باشند. در نوشته دیگری به جزئیات این امر خواهم پرداخت.

هدف از این نوشته تنها انتقاد و تکرار مکررات نبود. هدف اَن بود که شاید در شرایط جدید افرادی به این راه کار پیشنهادی توجه کنند و برای تحققش تلاش کنند و به ما بپیوندند. گام های اولیه بطور بسیار مرحله ای و مشخص در نوشته ای تحت عنوان " شروعی دیراما هنوز تعیین کننده برای مقابله با لابی گران و هویت بخشیدن به ایرانیان برون مرز" [۱۰] اَمده است. بخشی از این نوشته که حاوی مراحل انجام کار است در پایان این نوشته نیز اَمده است. با امید اَنکه کسانیکه تا بدینجا حوصله کرده و این نوشته را خوانده اند به این تلاش بپیوندند.

به دوستانی که در اروپا هستند توصیه میشود که مشابه چنین اقداماتی را در رابط با قطعنامه پارلمان اروپا اَغاز کنند. نامه ای خطاب به پارلمان اروپا از طرف گروه مهر نیز در دست تهیه است که به اطلاع  دوستان خواهد رسید.

 لازم به تاکید است که به باور من رژیم اسلامی هرگز به اَزادی زندانیان سیاسی-عقیدتی تن در نخواهد داد. اَزاد گذاشتن مردم ایران برای بیان مخالفتهایشان با این سیستم که نهایتا اَنها را از انزوا بدر اَورده و بهم نزدیک میسازد ، نوعی خود کشی برای این رژیم است. عکس العمل ها و اعتراضات رژیم به حتی گفتگوی مسئولان دولتها با فعالان حقوق بشر گویای وحشت رژیم از هر نوع برخوردی به نقض حقوق بشر است. بعنوان مثال میتوان از انتقاد شدید رژیم از مسئولان سیاست خارجی اتحادیه اروپا، خانم کاترین اشتون، بخاطر ملاقات ماه مارچ او با چند نفر از فعالان حقوق بشر و ملاقات برگزیدگان اتحادیه اروپا با خانم نسرین ستوده و جعفر پناهی در ماه دسامبر سال گذشته یاد کرد.  

از جانب دیگر، بهمین دلیل است که اگر ما موفق به افزودن این شرط به تحریم های موجود بشویم، این امر ارتباطات دوستانه با رژیم را تعلیق به محال میکند و همانگونه که بارها مورد تاکید بوده است موانع بسیار عظیمی که همراهی شرکتهای اقتصادی وابسته به قدرتهای بزرگ با این رژیم برای مردم ایجاد میکند از سر راه اَزادی خواهان سکولار ما برداشته خواهد شد. دیگر اینکه، اگر تلاش سازمان یافته ما برای افزودن شرط اَزادی زندانیان سیاسی-عقیدتی به نتیجه مطلوب خود هم در کوتاه مدت نرسد، حاصل کار چنان هویت با اعتباری برای برون مرزیان خواهد بود که نهایتا اثرات بسیار مثبتی در فعال نمودن مردم ایران و توانمند کردن فعالان اَزادی خواه ببار خواهد اَورد.

 امیدوارم که همت کنیم و نگذاریم که این فرصت های طلائی بار دیگر از دست بروند. رژیم اسلامی میتواند با ادامه تظاهر به محدود کردن فعالیتهای اتمی خود و کم کردن تحریم ها فرصت لازم برای باز سازی نیروهای سرکوب خود و تکمیل برنامه های اتمی خود را بدست اَورد. کمپانیهای بزرگ جهانی بیصبرانه در انتظار باز شدن کوچکترین فضائی برای هجوم به صحنه اقتصادی هستند که صاحبش رژیم اسلامی و اندک ایرانیانیست که در غارت و چپاول رژیم شریک شده اند. دراَمیخته شدن مجدد منافع اَنها با رژیم اسلامی و پیامدهای اَن، پایداری و ثبات شریکشان یعنی دشمن مردم ایران را طلب میکند. اگر چنین شود، تمامی کسانیکه شاهد و ناظر این فاجعه بودند و برای جلوگیری از اَن تلاشی نکردند مسئوول عواقب شوم و تلخ اَن خواهند بود.

 با امید اَنکه هر چه زودتر به خود اَئیم و به اَزادی خواهان درون مرز و دنیا نشان دهیم که لیاقتی بیش از رژیم اسلامی داریم.

 پایان گفتار!

 زمانیکه فکر میکردم این نوشته پایان یافته و اَماده انتشار است ای-میل دیگری از منبعی که در مورد شاهرخ زمانی فعال است و نقل قولهائی از اَن را قبلا ارائه دادم دریافت کردم که خبر میداد :

 " خبری خوش تقدیم شما عزیزان که میدانم چون ما نگران و منتظر بوده اید. دست مریزاد به همبستگی جهانی کارگران. زنده باد به

 شما حامیان شاهرخ زمانی. تلاشهایمان به ثمر نشست. شاهرخ زمانی به گوهر دشت بازگردانده شد. وین پایان کار نیست. تا آزادی تک تک فعالین کارگری از هیچ تلاشی دریغ نخواهیم کرد."

 فکر نمیکنم صدها نوشته من بتواند گویای اَنچه که در این خبر رسانی شادمانه اَمده است باشد. این بدیل دیگر اَن چیزی است که من در این نوشته بر آن تاکید داشته ام. اگر  شما هم بر این باورید که با التماس به رژیم اسلامی، زندانیان به جای امن تری منتقل میشوند و این نهایتا به اَزادی "تک تک فعالین کارگری" منجر خواهد شد، به این تلاش و نظایر اَن بپیوندید. اگر اینچنین نیست، امیدوارم راه بسیار مشکل تر اما منطقی تری که ارائه شد مورد توجهتان قرار گیرد و نقشی برای تحقق بخشیدن به اَن بعهده بگیرید.  

 منابع:

۱- ما کجائیم و لابی گران رژیم اسلامی کجا هستند؟

http://mehr.org/we_vs_lobbyists.htm

 

 ۲- نافرمانی مدنی- راهکاری برای سرنگوني رژيم اسلامي

 http://mehr.org/civil_disobedience.htm

  

   IRAN AND LIBYA SANCTIONS ACT OF 1996 (House of Representatives - June 18, 1996) ۳-http://www.fas.org/irp/congress/1996_cr/h960618b.htm

 Halliburton Operates in Iran despite Sanctions۴-

http://www.nbcnews.com/id/7119752/ns/nbc_nightly_news_with_brian_williams-nbc_news_investigates/t/halliburton-operates-iran-despite-sanctions/#.U0mVgfldWSo  

 

Halliburton Connected to Office in Iran۵-

http://www.ratical.org/ratville/CAH/linkscopy/HCtOiI.html

 Iran and Libya Sanctions Act -۶

http://en.wikipedia.org/wiki/Iran_and_Libya_Sanctions_Act

New UN, U.S. and EU Iran Sanctions۷-

http://www.wilmerhale.com/pages/publicationsandNewsDetail.aspx?NewsPubId=86696

 Senate Bill S. 1881۸- 

۹-  European Parliament Resolution on the EU Strategy Towards Iran  

http://mehr.org/BILLS_S1881_Expand_Sanction.pdf

 

۱۰- شروعی دیراما هنوز تعیین کننده برای مقابله با لابی گران و هویت بخشیدن به ایرانیان برون مرز

http://mehr.org/index_persian.htm

------------------------

  برای پشتیبانی از لایحه تحریم سنا چه باید کرد؟

 ۱- با استفاده از اتصال زیر و وارد کردن اطلاعات لازم، پیامی به سنای امریکا و پرزیدنت اوباما در مورد لایحه سنا بفرستید. اطلاعات داده شده شما بهیچ فرم در دسترس افراد دیگری گذاشته نخواهد شد.

پیامی برای سنای امریکا و پرزیدنت اوباما

http://mehr.org/message_s1881.htm

 ۲-  اطلاعات مربوط به سناتورها و نمایندگان خود را در اتصال زیر بدست اَورید:

Find Your Senators and Representatives

http://www.opencongress.org/people/zipcodelookup

 ۳- از نظرات موافق و مخالف سناتورها که در اتصال زیر اَمده است اَگاه شوید:

US Senators' Positions on Senate Bill S. 1881

      http://mehr.org/Senators_positions_S1881.pdf

۴-  با استفاده از اطلاعات بدست اَمده و متن پیامی که در اتصال ۱ اَمده است، مستقیما ای-میلی برای سناتورهای خود بفرستید. از اَنها بخواهید که از لایحه ۱۸۸۱ حمایت کرده و شرط اَزادی زندانیان سیاسی را به بخش 7A اَن بیافزایند.

۵-  به دفاتر سناتورهای خود تلفن بزنید.

اگر سناتور شما از جمله حامیان لایحه است، خود را معرفی کنید، از او بخاطر حمایت از لایحه تشکر کرده و بخواهید که شرط اَزادی زندانیان سیاسی را در زمان مناسب به بخش 7A اضافه کنند و برای به رای گذاشتن لایحه تلاش خود را ادامه دهند.

اگر سناتور شما از زمره مخالفان و یا اَنهائی هستند که هنوز موضعی اتخاذ نکرده اند، از او بخواهید که در موضع خود تجدید نظر کرده و با اینکار از ایرانیانی که در تلاش دستیابی به یک دموکراسی سکولار هستند حمایت کند.

برای تماس تلفنی با سناتورها دو راه موجود است. میتوانید با استفاده از اطلاعات بدست اَورده در بخش ا مستقیما با دفاتر اَنها تماس بگیرید. راه دیگر اینست که با تلفن202-224-3121  تماس بگیرید و بخواهید که شما را در رابطه با دفتر سناتور شما بگذارند.

 وقت چندانی برای تحقق بخشیده به این خواست باقی نمانده است. لطفا هر چه زودتر اینکار سرنوشت ساز را اَغاز کنید. جدا از آنچه بتوانیم بدست آوریم، تلاش ما برای تحقق بخشیدن به این خواست، جایگاه درست ما را در تاریخ تثبیت خواهد داد.  

 

  لطفا نظرات خودتان را با ما در میان بگذارید

 مهر هیچ گونه ارتباط تشکیلاتی با احزاب ایرانی، امریکائی و غیره و یا گروه های مذهبی ندارد و از هیچ حزب و گروه و فردی که طالب قدرت سیاسی در ایران است حمایت نمیکند. تلاشهای مهر تنها به مدد داوطلبان و حمایت کنندگان اَزادی خواه ایرانی متکی است. هیچ بخشی از کمک های مالی به مهر، تحت هیچ شرایطی نمیتواند مورد استفاده اعضا، دبیران، و مسئولان مهر قرار گیرد.

  مهر تشکیلاتی است که تحت رده بندی 
501 C (3)
به ثبت رسیده و کمک های مالی به مهر از معافیت مالیاتی برخوردار است.
 

برای کمک مالی به مهر از این اتصال استفاده کنید  

MEHR
P.O. Box 2037
P.V.P., CA 90274

Tel: (310) 377-4590
Fax: (310) 377-3103
E-mail: mehr@mehr.org
URL: http://mehr.org

setstatssetstats

setstats