گروه تلاش برای نهادینه شدن حقوق بشر در ایران (مهر ایران)

 محاکمه رژیم

 نافرمانی

 فدرالیزم

 مقالات

 حقوق بشر

  در باره مهر  

قوانین اسلامی

       

English

1  

بیانیه های ۱۴ نفر در ایران و نظرات و دیدگاهای مربوط به اَن

۱- بیانه اول،  ۲- بیانه دوم، ۳- بیانیه پشتیبانی،  ۴- نظرات یکی از ۱۴ نفر

 ۱- بیانیه اول 14 فعال مدنی سیاسی داخل کشور 

چهارشنبه, ژوئن 19, 2019 - 15:03

 هموطن عزیز:

سال‌هاست که بسیاری از نخبگان اجتماعی و فرهنگی و فعالان مدنی با نقدهای دلسوزانه، در پی اصلاح و تغییرات ساختاری و بنیادین در نظام اجتماعی و سیاسی، جمهوری اسلامی بوده‌اند.
این دلسوزان و وطن دوستان، با سخنرانی ها و تحلیل های خردمندانه و نوگرایانه، ضمن هشدار به مسئولان نظام ، بارها از آنان خواسته اند با احترام به رأی مردم و رعایت حقوق شهروندی، نسبت به تغییر روش هائی که فرسنگ ها با خواست عموم مردم ایران فاصله دارد بپردازند.

آگاهان ایرانی پیوسته از نظام خواستند به پاکسازی بسترهای سخیف و ناکارآمد جمهوری اسلامی اقدام کنند و با اتخاذ و بهره برداری از الگوهای دموکراتیک، از واپسگرائی و سقوط کشور به دام ویرانگری های سیدعلی خامنه ای و سردارانش بپرهیزند. اما دریغ!

ایران دوستان کشورمان، در این سالهای پر خسارت، بارها تلاش کرده اند با مشفقانه ترین شیوه های مدنی، سران جمهوری اسلامی و بویژه سیدعلی خامنه ای را از کج دستی ها و کجروی های ویرانگرانه شان باز بدارند اما شوربختا که با رویه های تلخ و وقیحانه، به زندان برده شده اند، و در زندان یا کشته شده یا بسختی آسیبها دیده اند!

تاریخ دهشتناک چهل سال گذشته نشان می دهد که نه تنها عزمی برای پاسخگوئی به مردم ایران وجود ندارد، بلکه نظام حاکم، هم بر اصلاح ناپذیری و کجروی هایش اصرار می ورزد و هم بر استبداد فردی اش!
تغییر و بسط اصل ۱۱۰، و گسترش حدود اختیارات رهبری درمواد ۱۱۲ ؛ ۱۱۳ ؛و حتی ممانعت از درخواست بازنگری آن قوانین طبق اصول۱۷۶ و ۱۷۷ قانون اساسی گواه این مدعاست.

از باب مثال، آنجا که قرار است دو قوه مجریه و مقننه به رأی و نظر مردم انتخاب شوند، بر اساس همین اختیارات بی در و پیکر رهبر، و با انتصاب شورای نگهبانی خمیرگون، انتخاب مجلسیان را نیز مقید به فرامین رهبری می کنند و کلیه اعضاء و ساختار این شورا می شوند نگهبانان حریم و حفظ قدرت رهبر!
چنانکه در یک قلم، رئیس جمهور خواستار افزایش اختیارات خود می شود، و نمایندگان مجلس به صراحت اذعان می کنند:
این فقط رئیس جمهور نیست که اختیار ندارد؛ آنانهم کاره ای نیستند.

به باور ما، کلیه ی شواهد نشان دهنده ی این است که رئیس جمهور و نمایندگان مجلس، تدارکاتچیای بیش نیستند و گویا مردم، بی آنکه امکانی برای انتخاب مفاخر کشورشان داشته باشند، تنها به انتخاب مسئولانی که خمیر دست رهبرند، دست می برند!

با این توصیف و بر خلاف تعریف نخستین قانون اساسی، نه از جمهوریت خبری ست و نه از آزادی!
چرا که مردم نه فقط در انتخاب سران قوا و نمایندگان مجلس و سایر نهادهای کلیدی کشور نقشی ندارند، که چانه زنی فعالان مدنی نیز بدون استعفای سیدعلی خامنه ای و تغییر قانون اساسی خاصه اصل ۱۷۷ راه بجایی نخواهد برد!
اینگونه است که کلیه اصول و فصول بظاهر مردم پسند قانون اساسی، مثل فصل سوم که حاصلش حقوق ملت است، در جوف جیب بی توجهی حاکمان مانده و به فراموشی سپرده شده است.

ما در کشوری زندگی می کنیم که سرشار از منابع طبیعی و ثروت های انسانی است که همه ی این سرمایه ها در حال نابودی ست.

به باور ما امضا کنندگان بیانیه، وقت آن رسیده که مردم، فعالان،و اندیشمندان دلسوز با کنار گذاردن تمایلات مصلحت جویانه ای که اسباب نابودی فرهنگ و تمدن و ثروت کشور را فراهم آورده، با صراحت تمام پای به میدان گذارده و با درخواست تغییر بنیادین قانون اساسی و استعفای رهبری که هر روز بر حدود اختیارات به ناحق خود می افزاید، پیشقراول این حرکت ملی باشند.

ای بسا با این خواست مصرانه، بتوانیم کشوری:
بی نیاز به رأی و نظر مستبدانه ی اشخاص،
بی نیاز به مجلسی فرمایشی،
بی نیاز به دولتی بی اختیار،
بی نیاز به قوه ی قضائیه ای بی استقلال، را برای ملت ایران فراهم کنیم.

این یک حرکت ملی و فراجناحی ست و انتظارمان از هموطنان ایراندوست و آزادیخواه مان این است که با نگاه به ضرورت های تاریخی و عصری، و فارغ از منفعت جویی و یا اختلافات سیاسی و گروهی یاورمان باشند.

ما امضاکنندگان بیانیه، این کنش و خواست ملی را به پیشگاه مردمان ایران تقدیم می داریم‌و امیدواریم تا همه با هم ،با خیزش و مطالبه گری آگاهانه از مسلخ این استبداد سیستماتیک و غیر مسئول گذر نماییم.
به امید رهایی و سرفرازی مردم ایران

امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا:
۱-زرتشت احمدی راغب
۲-محمد رضا بیات
۳-کمال جعفری یزدی
۴-سید هاشم خواستار
۵-محمد حسین سپهری
۶- گوهر عشقی
۷-حوریه فرج زاده( خواهر شهرام از شهدای ۸۸)
۸-محمد کریم بیگی( پدر مصطفی از شهدای ۸۸)
۹-جواد لعل محمدی
۱۰- محمد ملکی
۱۱-محمد مهدویفر
۱۲-رضا مهرگان
۱۳-محمد نوریزاد
۱۴-عباس واحدیان شاهرودی

منبع: 

کمپین دفاع از فعالان سیاسی و مدنی  

 

 بیانیه دوم 14 فعال مدنی سیاسی داخل کشور

هموطنان گرامی

 ما ۱۴ تن، بی هیچ واهمه و پروایی، جمهوری اسلامی را نظامی برآمده از قوانین استبدادی می‌دانیم و با نشانه رفتن دقیق مبانی و مظهر مفاسد این نظام که همانا قانون اساسی و جایگاه ولی فقیه و رهبری است، خواستار مطالبات بر حق خود و بخش وسیعی از مردم خویشیم!

 به بیانی واضحتر، ما با کلیت این حکومت و حاکمیت و همه نهادها و قوای آن مخالفیم و معتقدیم هیچ راهی برای بازسازی و نوسازی این رژیم وجود ندارد.

 ما ۱۴ تن، در پی گذار کامل و مسالمت‌آمیز از این رژیم ایران ویران کن و در پی برپایی انتخاباتی آزاد هستیم.

ما نیز در آرزوی برخورداری حکومتی دموکراتیک و سکولار بوده که اعلامیه جهانی حقوق بشر سر لوحه مجلس آینده‌اش برای تدوین و تبیین مدرنترین قانون اساسی عصر حاضر باشد!

پس آنچه که ما ۱۴ تن با انتشار نخستین بیانیه‌ خویش در پی آن بوده و هستیم، یک مطالبه فراجناحی برای عبور کامل از نظام جمهوری اسلامی بوده و متعلق به همه آزادی‌خواهان راستین با هر گرایش سیاسی و عقیدتی است.

 امضاکنندگان:

۱-محمد ملکی
۲- گوهر عشقی ( مادر شهید ستار بهشتی )
۳-حوریه فرج زاده ( خواهر شهید شهرام از شهدای ۸۸)
۴-هاشم خواستار
۵- محمد کریم بیگی ( پدر مصطفی از شهدای ۸۸)
۶-محمد نوری زاد
۷-محمد رضا بیات
۸-محمد مهدوی فر
۹-کمال جعفری یزدی
۱۰- زرتشت احمدی راغب
۱۱-رضا مهرگان
۱۲- عباس واحدیان شاهرودی
۱۳- محمد حسین سپهری
۱۴- جواد لعل محمدی
 

  

۳ - پشتیبانی افراد برون مرز از بیانیه تکمیلیِ ۱۴ نفره

ما امضاء کنندگان زیر ضمن تقدیر از تهیه کنندگان بیانیه تکمیلیِ ۱۴ نفر از کنشگران سیاسی و مدنی در داخل کشور، حمایت خویش را ازآن اعلام می کنیم.
بیانیه با تاکید بر مخالفت با کلیت حکومت اسلامی و همه نهادها و قوای آن، طرح شفاف و صریح گذار و عبور کامل از آن را اعلام می کند.
در این بیانیه جمهوری اسلامی نظامی برآمده از قوانین استبدادی اعلام شده و با نشانه رفتن دقیق به مبانی مفاسد این نظام که همانا قانون اساسی و جایگاه ولی فقیه و رهبریست، خواستار مطالبات برحق بخش وسیعی از مردم ایران شده است.
در این بیانیه تاکید شده است که هیچ راهی برای بازسازی و نوسازی این رژیم وجود ندارد.، گذارو عبور کامل و مسالمت آمیز از این رژیم، و سرانجام جایگزینی حکومتی دموکراتیک و سکولار که اعلامیه جهانی حقوق بشر سر لوحه مجلس آینده اش برای تدوین و تبیین یک قانون اساسی مدرن باشد، خواست تدوین کنندگان این بیانیه است.
ما امضا کنندگان، حمایت ازخواست های مطرح شده دراین بیانیه را از وظایف و مسئولیت های ملی و سیاسی و اجتماعی خود می دانیم.

محمد اقتداری، شهرام آذر، حسن اعتمادی، جلال ایجادی، منصور اسانلو، افشین افشین جم، رضا اکرمی، نسرین الماسی، نیره انصاری، دیوید اعتباری، ناصر امینی، شیرین اسفندارمذ، وحید آبان، فرید اشکان، علی اکبر امید مهر، مریم اعتمادی، شاهین اروند، جلیل آزادیخواه، کمال آذری، رضا رازی، مریم اهری، ابراهیم احراری، هواس اسدی، مهدی امینی، جمشید اسدی، عبدالرضا آذرپاد، مهین ارجمند، شهناز احمدی، امیر امیرجانی، هوشنگ امیراحمدی، اسماعیل جوراب باف، آرش اعلم، اقبال اقبالی، روناک ایازی، ابوالفضل اردوخانی، آرش رازی، داود احمدلو، رضا اسماعیلی، حسین باقرزاده، بهرام بهرامیان، شهریار بخشی، وحید بدیعی، فرزین بستجانی، محمد بهبودی، خسرو بیت الهی، حبیب بهره من، محمود بدری، بابک بازرگان، فرامرز بهار، مهوش بختیاری، فریدون بابائی، ناصر پاک نژاد، سعید پورعبدالله، ناصر پل، هایده توکلی، محمود جعفری، اصغر جیلو، سهراب چمن آرا، بهرام چوبینه، مهدی حاذق اعظم، مینو حقیقی، محمدرضا حیدری، جلیل حسینی، کی پرویز حدادی زاده، حسین حقیقی، ناهید حسینی، کورش حقیقی، حسن خیاط باشی، بهداد جاودان، جواد خادم ، مراد خورشیدی، اسفندیار خلف، امیر دها، مهدی دربهانی، شهره درودی، مریم دژآلود، مهدی ذوالفقاری، فاطمه رضائی، حمیدرضا رحیمی، ملیحه حیاتی، محمد رجبی، علیرضا راجی، هوتن رضائی، مهدی رضائی تازیک، جهانشاه رشیدیان، فتحیه زرکش، حسن زرهی، فاطمه زین العابدینی، مهدی زمانی، شهبد سردار امیری، پریسا ساعد، ماشاء الله سلیمی، بهروز ستوده، اکبر سیف، ف. م. سخن، میثم آقا سید حسینی، فرح صنیعی فر، مهرداد سید عسگری، آزاده شفیعی، مختار شلاوند، مریم شجاعی، پروانه شکرائی، بهزاد صمیمی، اصغر صدری، رویا طاهریان، حسین علوی، هژیر عطاری، رضا علوی، سیاوش عبقری، مریم عزیزی، مهران عباسیان، میترا عالی ابوذر، نازی عزیزی، شهلا عبقری، حمید غضنفری، منصور فرهنگ، رضا فرد، فریبرز فرشیم، محمد فارسی، پوران فکور، کوروش فرزین، بهروز قربانی، فریبا قاسمی، فواد پاشائی، مازیار فرزان، عارفه فرهادی، حمید فروغ، فرزاد فراهانی، دانش فروغی، مینو فروغ، رحیم قلعه دار، رضا قریشی، بهروز قاسمی، ناصر کاخساز، کریم قصیم، حسن کیانزاد، منیر کاظمی، اکبر کریمیان، رضا کریمی، اصغر کیانی، فرزام کرباسی، حمید کوثری، عباس کرباس فروشان، رسول کناره فرد، ایرج کیانی، علی گوشه، رخسان گنجی، رضا گوهرزاد، سحر لقمانی، جهانگیر لقائی، ناصر مستشار، امیر هوشمند ممتاز، الهه مشعوف، اکبر معارفی، بهرام معزی، سیروس ملکوتی، بیژن مهر، علی میرفطروس، مازیار محجوب، داریوش مجلسی، حسن ماسالی، پروین محسنی، محمد محمدعلی، انوشه مشعوف، انور میرستاری، اسفندیار منفردزاده، احمد مشعوف، شکوه میرزادگی، بهرام مشیری، علی نیری، مسعود نقره کار، احمد نورمحمدی، ثریا ندیم پور، پرتو نوری علا، محسن نژاد، هانری نهرینی، عطا هودشتیان، شهرام همایون، اکبر وکیلی، شیده ورزگر، عبدالحمید وحیدی، خشایار وکیلی، حسام وثوقی، اسماعیل وفا یغمایی ...

 

۴ - هدف و مسیر آینده ۱۴ کنشگر مدنی و سیاسی

 در طی چند دهه اخیر فعالان اپوزیسیون در داخل کشور هر چند که هیچگاه صحنه مبارزه بر علیه استبداد ولایت فقیه را خالی نگذاشتند ولی بواسطه سلطه ماشین سرکوب رژیم نتوانستند به ایجاد جامعه مدنی فعال و دارای تشکیلات حزبی که بتواند فراجناحی عمل نموده و سبب پویش ملی شود بپردازند.

اپوزیسیون خارج نیز علیرغم برخورداری از آزادی و قدرت ایجاد تشکیلات و سازماندهی بخاطر عدم همگرایی لازم بدین امر موفق نگشتند.

 پس از قیام دی ۹۶ و اراده ملی برای گذار از نظام ویرانگر جمهوری اسلامی، لزوم ساماندهی در رهبری و بدنه فعال اپوزیسیون بیشتر از پیش مورد توجه کنشگران داخل و خارج کشور قرار گرفت.

حلقه مفقود شده درین میان یافتن راهکاری جهت اتحاد و یا حداقل همگرایی فراگیر میان احزاب سیاسی و چهره های تاثیر گذار اپوزیسیون بود.

 جالب آنجا بود که با یک آسیب شناسی سطحی نیز عیب بزرگ نیروهای فعال کاملا عیان می گشت!

در حالیکه تقریبا تمامی احزاب و رهبران و فعالان اپوزیسیون بر سر مواضع مشترکی چون دموکراسی سکولاریسم، برپایی انتخابات آزاد، پایبندی به اعلامیه جهانی حقوق بشر و حفظ تمامیت ارضی ایران متفق القول بوده و هستند، آنچه مانع اتحاد و همگرایی شان میباشد نوع حکومت آینده بر مبنای آرمانهای حزبی است.

 این خصیصه بر اکثریت فعالان داخل و خارج حاکم شده.

ما چهل سال حرف از دموکراسی و حق انتخابات آزاد برای مردم زدیم در حالیکه بیشتر ما در گفتگوهای خصوصی میان خود جهت ایجاد تشکیلات فراجناحی و ملی با اصرار بر آنچه حق مردم است ( نه ما که خود را قیم مردم بدانیم!) تلاش نمودیم تا چیزی را که خود و حزب مان میخواهد یا تمام و کمال بدست آوریم و یا همه چیز را برهم زنیم!

 نقش اپوزیسیون های صادراتی و شبه مبارزان نفوذی که در داخل فعالیت دارند در ایجاد جو تفرقه و بدبینی میان فعالان حائز اهمیت بود.

درین بین مردم و کشورمان هر روز در فقر و فلاکت و مصائب کمرشکن و خطر نابودی کامل بیشتر غوطه ور گشتند.

قیام های نسبتا پر هزینه مردم درین سالها بواسطه عدم همگرایی نیروها با شکست مواجه میشدند و بمرور

یاس بر مردم رنجدیده و غارت شده مستولی گشت.

 وقت آن رسیده بود که شوک بزرگی بهمه آزادیخواهان ایرانی وارد شود.

نمی بایست اجازه می دادیم آخرین رمق سرزمین مان در زیر آوار جنگی که رژیم بشدت دنبال آن میگردد، تا ناکارآمدی سیاستهای داخلی و خارجی اش را پنهان نماید، نابود شود.

لازم بود عده ای از فعالان داخلی با پذیرش هر هزینه ای ولو کشته شدن با ارائه مطالبه ای بزرگ در راستای ایجاد وفاق ملی (حلقه گمشده گذار) توجه همه نیروها و رهبران اپوزیسیون را بسمت خویش و آن مطالبه جلب کنند.

 اتفاقات با شتاب زیاد و به زیان ایران در حال رقم خوردن بودند.شینزو آبه  در ۲۲ خرداد عازم تهران بود و

 ما شب ۲۱ خرداد بیانیه نخست را صادر نمودیم.

در نهایت گروه ۱۴ نفره با مطالبه استعفاء رهبر و تغییر بنیادین قانون اساسی و لزوم گذار جهت شکل گیری حکومتی دموکراتیک - سکولار آن شوک را به جامعه ایرانی و حتی جهان وارد نمودند!

پس از صدور نامه تبیین کننده و بیانیه دوم و انجام چندین مصاحبه از سوی اعضا، برای همگان هدف گروه مشخص و آزادیخواهان واقعی به حمایت از بیانیه برخاستند.

 اینک پرسشی که بوجود آمده اینست:

این ۱۴ تن هدف و مقصد نهایی شان کجاست و اینک که در مسیر گذار بارقه ی امیدی ایجاد نمودند چگونه و با چه راهبردی قرار است دوران گذار را تکمیل نمایند؟!

همانگونه که بیشتر دوستان بنده ( اعضای گروه) در طی سه هفته اخیر اذعان نمودند ما هیچکدام استراتژیست سیاسی نیستیم و هیچکدام نیز داعیه رهبری و مولد آلترناتیو بودن سر ندادیم.

هدف مان پیوند زدن احزاب و جریانات و نحله های سیاسی، اجتماعی، قومی و در یک کلام کنار هم نشاندن همه رهبران و چهره های موثر اپوزیسیون برای اتحادی فراگیر جهت نجات ایران بود.

صداقت اعضای گروه و موقعیت خاص کشور و شرایط حساس منطقه ای باعث شد که این حرکت بسرعت مورد توجه و تایید قرار بگیرد و بیانیه بعنوان حلقه پیوند دهنده اکثریت نیروها، جایگاهش را در اندیشه و قلبهای ایرانیان باز کند.

حال رژیم بسرعت سرگرم تدارک انواع مختلف روشها جهت سرکوب و بی اعتبار نمودن این حرکت است. از خود ماموران وزارت اطلاعات در پیامهای تهدید کننده ای بیان شده که در حال تهیه نامه ای هستند که به احتمال زیاد با درخواست دهها تن از صاحب منصبان، مراجع تقلید و مدیران و فعالان سیاسی ولایت معاش با چسباندن برچسب جاسوسی برای معاندان و کشورهای بیگانه و حمله به ناموس جمهوری اسلامی ( رهبری و قانون اساسی استبدادی) حکم مفسد فی الارض بودن مان را مستقیما از قوه قضاییه مثلا مستقل شان بگیرند.

 ما برای هر اتفاق و پرداخت هر هزینه ای آماده ایم و تنها آرزوی مان اینست که از این آزمون ملی و

تاریخی سربلند بیرون آئیم. هر رخدادی که سبب حذف و دستگیری مان شود مهم نیست؛ بشرط آنکه رهبران و فعالان اپوزیسیون بویژه در خارج کشور که از آزادی و امکانات مناسب جهت پرورش و ارائه آلترناتیو ملی و نهایتاً "دولت در تبعید" برخوردارند از آن امکانات برای ساختن بدیل رژیم جمهوری اسلامی و رهبری جریان گذار بهره بگیرند.

 این ۱۴ نفر در نهایت سادگی نشان دادند، اگر در رفتار سیاسی واقعاً فداکاری برای نجات وطن سرلوحه کار شود، هیچ ناممکنی سد راه نیست.

 شاید برخی از ما کشته و یا زندانی و شکنجه شویم،

شاید تحت شکنجه های خاص مجبور شویم جلوی دوربین نظام همه این حرفها را انکار نماییم و خود را مزدور سایر کشورها معرفی کنیم و .....!

 اما رهبران و فرهیختگان اپوزیسیون باید بدانند که ملت ایران دیگر هیچ بهانه ای از ایشان برای ایجاد تفرقه و پرداختن به کهنه دعواهای سیاسی نمی پذیرند.

ما در زیر عبای دیکتاتور با همه خطرات و محدودیتها توانستیم چنین حرکت منسجمی را ساماندهی کنیم و این بیرق افراشته را به پشتوانه امید میلیونها هموطن دردمند بدستان پر توان و اندیشه پویای شما خوبان وطن دوست بسپاریم.

 به حرمت قامت خمیده مادرمان گوهر عشقی،

به سوز دل داغدیده محمد کریم بیگی ( پدر شهید مصطفی از کشته شدگان قیام ۸۸)

و به احترام خون برادر شهید حوریه فرج زاده ( خواهر شهرام از کشته شدگان قیام ۸۸) از شما تمنا داریم این امانت ملّی را تا طلوع صبح آزادی محفوظ بدارید.

 بخاطر ایران هرجا لازمست از خواسته های خود کوتاه بیایید، حتی اگر لازم شد تا کاری کنید ولی نامی از شما در بین نباشد آن کار را انجام دهید.

 هرچه زودتر با برپایی کنگره ای ملی مقدمات کار را فراهم آورید.

اگر بتوانید دولت یا شورا و هر تشکیلات فراگیری در راستای هدایت گذار ایجاد کنید و ما زنده و آزاد بودیم حتما خودمان حمایت خواهیم نمود.

 بنده به دوستانم پیشنهاد دادم که هر کدام حداقل به یکی از چهره های خوشنام و میهن دوست در خارج کشور

وکالت دهیم و خودم نیز دوست نازنینی را انتخاب کردم تا پس از من بتواند اگر جایی امضا و نظرم لازم شد تصمیم بگیرد.

 تنها تمنا و شرط ما ترجیح دادن منافع ملی بر منافع حزبی و شخصی شما عزیزان است.

مطمئن باشید هیچ ایثارگری شما از چشمان تیز بین مردم و تاریخ پنهان نخواهد بود.

 راهکارهایی که بنظر بنده میرسید بدوستان انتقال دادم و آرزو دارم اپوزیسیون با اتکا به "رهبری خرد جمعی" و اندیشه محوری، ملت ایران را به آرزوی دیرینه اش که همانا رهایی و برقراری دموکراسی واقعی است برساند.

این مطلب هر چند مورد تایید بیشتر دوستان بنده در گروه ۱۴ میباشد ولی نظرات شخصی من است ،مگر آنکه خود آن عزیزان تایید نمایند.

 با آرزوی رهایی ایران

 ۹۸   عباس واحدیان شاهرودی،  ۱۵ تیر ماه

Site Azadi [ 6 July  2019]

  


برای همکاری با گروه مهر از این اتصال استفاده کنید

برای کمک مالی به مهر از این اتصال استفاده کنید  

 

لطفا نظرات خودتان را با ما در میان بگذارید

MEHR
P.O. Box 2037
P.V.P., CA 90274

Tel: (310) 377-4590
Fax: (310) 694-8039
E-mail: mehr@mehr.org
URL: http://mehr.org

 مهر هیچ گونه ارتباط تشکیلاتی با احزاب ایرانی، امریکائی و غیره و یا گروه های مذهبی ندارد و از هیچ حزب و گروه و فردی که طالب قدرت سیاسی در ایران است حمایت نمیکند. تلاشهای مهر تنها به مدد داوطلبان و حمایت کنندگان اَزادی خواه ایرانی متکی است. هیچ بخشی از کمک های مالی به مهر، تحت هیچ شرایطی نمیتواند مورد استفاده اعضا، دبیران، و مسئولان مهر قرار گیرد.

  مهر تشکیلاتی است که تحت رده بندی 
501 C (3)
به ثبت رسیده و کمک های مالی به مهر از معافیت مالیاتی برخوردار است.
 

برای کمک مالی به