گروه تلاش برای نهادینه شدن حقوق بشر در ایران (مهر ایران)

  محاکمه رژیم

  نافرمانی

  فدرالیزم

  مقالات

  حقوق بشر

  در باره مهر   

         

English

 

اَنچه که من میتوانم انجام دهم جهان را تغییر نخواهد داد. اما ممکن است که با بلند کردن صدای خود بتوانم به تحقق بزرگترین اهداف که ایجاد دوستی بین انسانها و برقراری صلح روی زمین باشد کمک کنم.

 اَلبرت انیشتن (۱۹۲۰)    

شرایطی که میتواند اَینده ایران را در دو جهت کاملا متفاوت قلم بزند 

 

دورانی که در اَن بسر میبریم از حساس ترین دوران تاریخ مملکت ماست. شرایط خاصی در زمینه های مختلف ایجاد شده است که میتواند اَینده مردم ما و سرزمین ما را در دو جهت کاملا متفاوت رقم بزند. بیائیدد یکبار دیگر  به این بحث بپردازیم که چگونه میتوانیم در این شرایط حیاتی اثر گذار باشیم و به بیانی دیگر چه باید بکنیم که در نبرد  با حامیان رژیم اسلامی که در پی برون رفت  از این بحران هستند، پیروزی با ما باشد.

بگذارید نگاهی به پاره ای از این شرایط خاص بیاندازیم و سمت و سو های کاملا متفاوتی را که میتواند پیدا کند بررسی کنیم. 

 ۱- اختلافات درونی رژیم اسلامی همچنان در حال اوج گیریست

۲- سیاست های دول غربی نیز موقتا  زمینه های مناسبی را ایجاد کرده است و به اختلافات درونی دامن زده است.

۳- اَزادی خواهان درون مرز هنوز از پا ننشسته اند و در واقع اَنها هستند که سر انجام پتانسیل اَن را دارند که به سیستم ظلم در ایران پایان دهند.

  اگر بهره برداری درست، سریع و با برنامه از این شرایط بشود، میتوان حداقل رژیم اسلامی را همچنان لرزان نگاه داشت تا اینکه مبارزان درون مرز به اَن سازمان و تشکیلات و برنامه ای که بتواند این سیستم لرزان را فرو ریزد و  ایران اَزاد و دموکراتی را پی ریزی کند دست یابند. نگاه ما مانند همیشه به اَنچه هست که ما برون مرزیان میتوانیم در پیوند با جنبش اَزادی خواهی در ایران و توانمند کردن اَن انجام دهیم.

 همان طور که در بحث هفته گذشته عنوان شد، اختلافات جناح های مختلف رژیم اسلامی که بیش از همیشه عمیق شده و شکل علنی بخود گرفته است، نشات گرفته از تزلزل رژیم  است و اختلاف عقیده بر سر چگونگی نجات اَن. عقاید گوناگون برای فرار از این بحران و در عین حال حفظ منافع شخصی، اَنها را در زمینه های مختلف  در مقابل هم  قرار داده  است. این تزلزل بیش از هر چیز دیگر ناشی از نه گفتن های صریح اَزادی خواهان ما به رژیم اسلامی و بحران های شدید اقتصادی است که تحریم ها و فشار های غرب به انْ دامن زده است.

بحران در حدیست که مرزبندی های بین جناح های سنتی رژیم نیز در هم ریخته شده  و بخش های مختلف محافظه کاران در مقابل هم قرار گرفته اند. اختلافات به مجلس خبرگان نیز کشانده شده است تا حدی که دستغیب نماینده استان فارس، جلسه سالانه اَن را بایکوت میکند و طی نامه سرگشاده ای به سیاست های مجلس خبرگان انتقاد شدید میکند.

از سوی دیگر، جبهه موئتلفه اسلامی، در نامه ای علنی به رئیس سپاه پاسداران، او را مسئول برخورد وحشیانه و فاجعه بار با زندانیان سیاسی میداند . البته احتیاج به توضیح نیست که این جناحها و افراد درون رژیم از زمانی معترض شدند که دامنه ترور وحشتی که خود پایه گذار اَن بودند دامن اَنها و یارانشان را نیز گرفت.

این شرایط مطلوب، نه تنها بخودی خود ما را به جائی که در اَن رژیم ستم و ترور اسلامی نباشد نمیرساند، پایدار هم نخواهد بود. رژیم اسلامی کماکان این حق انتخاب را دارد که با قبول شرایط غرب در مورد غنی سازی، امتیازات بسیاری بدست اَورد  که این زمینه ها را شامل میشود:

 ۱- داد و ستد رژیم اسلامی بسرعت با تمام دول دنیا شکل رسمی خواهد گرفت.

۲- دول غرب در قبال پذیرش شرایط اتمیشان، بسیاری از شرایط رژیم اسلامی را پذیرفته و بتدریچ اَنها را عملی خواهند ساخت:

 - برداشته  شدن از لیست تروریست ها

- عضویت در سازمان تجارت جهانی

- اَزاد شدن سپرده ها

- وام از بانک جهانی

پذیرش این شرایط از طرف جامعه جهانی اختلافات درونی رژیم را کاهش  داده، رژیم لرزان را مستحکم تر ساخته و اَزادی خواهان را با مشکلات و موانع بسیاری که مشروعیت بخشی به رژیم از طرف دنیای غرب و امیخته شدن با سرمایه های جهانی میکند روبرو خواهد نمود.

چه باید کرد؟

فشار های سیاسی و اقتصادی بر رژیم اسلامی را باید بتوان حفظٔ کرد. شرایط مناسبی که وجود دارد بعلت عدم توجه ما به نقش و اهمیت تحریم هوشمندانه و فشار بر رژیم، در حال از دست رفتن است. باید از خرده کاریها دست بر داشت و بحول کار سیاسی، اجتماعی در میآن مردم دنیا پرداخت تا بکمک اَنها فشار ها و تحریم هوشمندانه را مشروط به توقف نقضٔ حقوق بشرکرد. از اَنجائیکه رژیم اسلامی پیانسیل پذیرش چنین شرطی  را ندارد، این امر عملا به دائمی شدن تحریم ها خواهد انجامید.

برای درک اهمیت و حیاتی بودن این مطلب کافیست به اثرات تحریم بر رژیم توجه کرد و تلاش های لابی گران و حامیان رژیم را در مخالفت با اَن بررسی نمود. علیرغم شعارهای مسخره ای که پاره ای از سردمداران رژیم مانند احمدی نژاد سر میدهند، بسیاری نیز بی پرده نگرانی خود را از تحریم ها نشان داده اند. رفسنجانی رئیس شورای مصلحت نظام سه روز پیش مجددا موضع خود را در مورد تحریم ها بیان کرد و در جلسه این شورا گفت

" مسئله تحریم ها را بجای مسخره کردن باید بسیار جدی گرفت."

اشاره او به احمدی نژاد بود که در مورد تحریم های جدید سازمان ملل گفته بود که "این همان دستمال مصرف شده ایست که باید بدور انداخت."

رفسنجانی هم مانند سایرین افراد و جناحهای رژیم با سیاست تحریم غرب شدیدا مخالف است منتها پیشنهادش اینست که با نوعی پذیرش شرایط اتمی غرب، این خطر جدی را باید از میان برداشت و نظام را حفظ کرد. موسوی و کروبی هم بارها برخوردهای مشابهی را داشته اند.

 راه کار تلاش برای حمایت از تحریم های هوشمندانه علیه رژیم وافزودن شرط اَزادی زندانیان سیاسی، به شرط توقف غنی سازی :

-  تلاش افراد، هسته ها و گروهها در جهت شناسائی کردن نمایندگان سیاسی ناحیه خود

- ایجاد اَشنائی با کار داوطلبانه در دفاتر اَنها

- تشویق دیگران در انجام اینکار

- تبلیغ این فعالیت ها از طریق نهاد های علاقمند نظیر گروه مهر که میخواهد نقش کاتالیزر را بازی کند وارتباط بین افراد و گروه ها را در این رابطه فراهم نماید.

- طرح مسئله تحریم هوشمندانه و جلب حمایت این نمایندگان از اَن

- تاکید و توضیح این واقعیت که رژیم اسلامی قابلیت تغییر ندارد و هر قول و قراری را نیز که در مورد ٔفعالیتهای اتمی خود بدهد برای وقت خریدن است.

 در این رابطه باید بتوان سلسله مراتب قدرت در رژیم اسلامی، ایدئولوژی حاکم بر همه سیاست ها، قانونی بودن همه جنایات رژیم در درون و برون مرز و انطباق اَن با قوانین شریعه و جزا، اَرمان صدور انقلاب و نفوذ کامل  در منطقه خاور میانه را توضیح داد

- خواستار شدن این امر که اگر نماینده و یا مقام سیاسی مورد نظر از افزودن شرط اَزادی زندانیان سیاسی به شرایط تحریم عملا دفاع کند، بلوک رای دهنده  ایرانیان به او رای خواهند داد. برای انجام اینکار باید در ابتدا غیر جانبدار بود و تنها ملاک را موضع افراد در مورد اعمال تحریم هوشمندانه دانست. بعدها، رقابت بین نمایندگان مختلف بر سر جلب حمایت بلوک سیاسی ما، این امکان را فراهم خواهد کرد تا زمینه های دیگری را نیز که از نظر سیاسی- اجتماعی- اقتصادی مورد نظر ماست در نظر بگیریم.

- استفاده از رقابت های سیاسی بین احزاب مختلف سیاسی برای پیشبرد این کار

- استفاده از تمام نهاد ها و افراد غیر ایرانی که تحت شرایط خاص ایران به نقض ٔحقوق انسانها در ایران واقف شده اند و تلاش برای اینکه اَنها هم خواهان افزودن شرط اَزادی زندانیان سیاسی به شرایط تحریم شوند.

درس گرفتن از لابی گران

لابی گران نیز همین نوع کارها را منتها در جهت مشروعیت بخشی به رژیم انجام میدهند. اَنها برای مخدوش کردن مسئله تحریم همواره اَنرا همساز و همراه با جنگ و حمله نظامی مطرح کرده اند و کل مسئله را به جنگ و صلح با رژیم تبدیل نموده اند تا نهایتا در زیر لوای صلح طلبی، ارتباط با رژیم و پذیرش اَنرا عملی سازند. بعنوان مثال،  سازمان نیاک  با استفاده از خلائی که ما بعلت عدم شرکت در پروسه سیاسی در امریکا ایجاد کرده ایم خود را به کذب نماینده ایرانیان برون مرز معرفی کرده و با حضور خود در همه جاهائی که ما باید باشیم و نیستیم، برای همراه کردن سیاست های امریکا با سیاست های سازش کارانه خود تلاش میکند.

 بعد از اوج گرفتن مبارزات اَزادی خواهی در ایران و برملا شدن جنایات رژیم و برانگیخته شدن احساسات ایرانیان و غیر ایرانیان نسبت به نقض حقوق بشر، این لابی گران اهداف کثیف خود را اینبار در پوشش دفاع از حقوق بشر انجام میدهند.

 با این ترفند اَنها هم به غربیها خط میدهند که چگونه سازش و ارتباط خود را با رژیمی سفاک برای مردم خودشان توجیه کنند و هم سوار بر بسیاری از تلاش های "حقوق بشر" برون مرز شده اند تا بتوانند این تلاش ها را در همان حد شعاری و بی اثر خود نگاه دارند.

 اَنها برای اینکه هم به فعالیتهای اتمی رژیم لطمه ای نخورد و هم حساسیت های حقوق بشری مهار شوند، مسئله را اینگونه طرح کرده اند:

 - مسئله اصلی حقوق بشر در ایران است و مسئله اتمی را باید کنار گذاشت.

- حقوق بشر باید روی میز هر مذاکره ای باشد منتها فقط نقش تزئیینی دارد و در کل مباحث عملی نقشی ندارد.

- برای کمک به مردم ایران دولت ها باید بکوشند تا سازمان ملل نماینده ای به ایران بفرستد و از وضعیت حقوق بشر گزارش بدهد.

اَنها هیج گونه توضیحی نمیدهند که پس از اَنکه نماینده سازمان ملل اَنچه را که مردم ایران با گذشتن از جان خود در خیابانها به همه دنیا نشان دادند تائید کرد چه پیش خواهد اَمد؟ اَیا  رژیم اسلامی از ترس این گزارش، کشت و کشتارها و جنایات خود را کنار خواهد گذاشت؟! اَیا این بزرگترین بی احترامی به همه کسانی نیست که شکنجه و قتل و اعدامشان را هر روزه نهادهائی حتی چون سی-ان-ان با عکس و فیلم های زنده گزارش کرده اند و هزارها نمونه اَن در یو تیوب موجود است؟ 

امتاسفانه لابی گران در این راه تنها نیستند و بخش های زیادی از ایرانیان نیز اَنچه که در برون مرز میکنند و میگویند، چیزی چندان بیشتر از این نیست و فقط همراه با مقدار بسیار زیادتری شعار هائی همراه است که بر اندازی رژیم، اَزادی زندانیان سیاسی، محاکمه جنایتکاران و حل همه مشکلات را از در و دیوار طلب میکند.

بنا براین در پاسخ به سئوال چه باید کرد،  قدم اول اینست که از این وضعیت درد اَور خارج شویم و به راه کارهائی نظیر اَنچه ارائه شد بپردازیم. باید از محدوده واقعه نگاری، شماره کردن جنایات رژیم و دلبستگی به یادبود ها کشتارها  گذر کرد.

 . به شهادت ۳۰ سال گّذشته  تنها با حمایت و یا رد لفظی این ایده پیشنهادی و یا راه کارهای دیگر ره بجائی نخوهیم برد.  چالشها باید بر سر نوع راه کارها باشد. این نوع تلاش ها هنگامی امید به پیروزی دارد که  افراد علاقه مندی که  اَنرا مفید میدانند جایگاه خود را در ارتقای اَن  مشخص کنند و یا اگر راه دیگری را مفیدتر میدانند و در اَن راهست که میتوانند نقش داشته باشند، اَنرا تعریف و پیشنهاد کنند. منتقدان تحریم های هوشمندانه، هرگز به فلسفه و عمل این ایده برخوردی منطقی و مستدل نکرده اند. حامیان زبانی اَنهم برای ایجاد یک بلوک سیاسی و با برنامه برای پیشبرد اَن قدم پیش ننهاده اند. به امید اَنکه راه و رسم دیگری پیشه کنیم که توقف نقض حقوق بشر، اَزادی زندانیان سیاسی، و سر نگونی رژیم اسلامی را نه در پای اعلامیه ها، پتیشن ها، نشست ها و شعر خوانی ها و اَنچه امروزه  شاهدش هستیم، بلکه در تلاش های منطقی وعملی جستجو کند. 

 

 Back to MEHR Home Page

_________________________________________________

MEHR IRAN
P.O. Box 2037
P.V.P., CA 90274

Tel: (310) 377-4590
Fax: (310) 377-3103
E-mail: mehr@mehr.org
URL: http://www.mehr.org
 

MEHR is a tax-exempt, 501 C (3), organization and
all contributions are tax deductible