|
گروه
تلاش برای
نهادینه شدن
حقوق بشر در
ایران
(مهر
ایران) |
|
نشست
کاخ سفید، از
ولنگاری تا
واقعیت محمد
پروین در مورد
نشست روز
پنجشنبه،
بیستم جولای
در کاخ سفید،
بسیار گفته و
نوشته شده
ولی در میان
اَنها حتی به
یک نمونه نقد
و برخورد
منطقی و
صادقانه
نمیتوان
اشاره کرد.
دراین نوشته
ها و گفته ها،
بیش از
واقعیات،
تصورات
تنیده شده در
بی توجهی، بی
اطلاعی و
مهمتر از همه
بهتان و دروغ
مطرح
شده بود و
بهمین جهت من
واژه ای
مناسب تراز
ولنگاری
برای این نوع
برخوردها
نیافتم. کوشش
میکنم تا
ابتدا
واقعیات این
نشست را
برایتان باز
گو کنم و سپس
این واقعیات
را با سه
نمونه گزارش
شده از انجمن
اَینده نگر،
جبهه ملی، و
دکتر باقر
زاده مقایسه
کنم. در
ادامه شرح
ماجرای این
نشست، به
توضیح این
مطلب خواهم
پرداخت که
اصولا شرکت
در این نشست
ها چه اهدافی
را میتواند
در بر داشته
باشد و از
این منظر
دلایل شرکت
خودم را در
این نوع
مجامع بیان
خواهم کرد.
شک نیست که
من
مسئوولیتی
در قبال
نظرات افراد
دیگر شرکت
کننده در این
نشست و اهداف
اَنها ندارم
و این نظرات
شخصی لزوما
مورد تائید
من نیست.
اَقای
نیکلاس برنز
بعلت شرکت در
جلسه دیگری
دیر به این
نشست اَمد و
بحث را اَقای
الیوت
ابرامز
اَغاز کرد.
ایشان هدف از
تشکیل این
جلسه را
اَشنائی با
نظرات افراد
مختلف
ایرانی و
ارزیابی از
وضعیت ایران
و رژیم
اسلامی بیان
نمود. او طی
این ارزیابی
اظهار داشت
که رفتار
رژیم اسلامی
در زمینه های
مختلف قابل
قبول نیست و
از سه مورد
نام برد که
عبارت بودند
از شرکت و
کمک در
کارهای
تروریستی،
برنامه های
اتمی ، و
هژمونی طلبی
رژیم در
ناحیه خاور
میانه و نقض
حقوق بشر در
ایران. اَقای
الیوت
ابرامز در
میان
کارهائی که
امریکا قصد
انجام اَنرا
دارد کمک به
سازمان های
غیر دولتی
ایران و
ایجاد
مبادلات
گوناگون با
اَنها اشاره
کرد و اینکه
بعلت وجود
تحریم این
امر انجام
نشده و باید
بشود. او از
کمک های مالی
دولت امریکا
به برنامه
های صدای
امریکا نام
برد و اَنرا
نیز بعنوان
بخشی از
حمایت های
امریکا از
ایرانیان
نام برد.
الیوت
ابرامز در
بخشی دیگری
از سخنانش با
توجه به
تغییر
موقعیت و
مواضع
لاریجانی در
دوران مختلف
به ضرورت
شناخت نیرو
های درون
رژیم اشاره
کرد و در
پایان نیز
این سئوال را
مطرح کرد که
ما برای کمک
به ایرانیان
چه میتوانیم
بکنیم؟ بعد از
این توضیحات
به ایرانیان
حاضر دراین
نشست برای
سئوال و
اظهار نظر
فرصت داده شد.
در ابتدا و
اَقای کیان
از طرفداران
حزب جمهوری
خواه و من
درخواست
صحبت کردیم.
ابتدا وقت به
ایشان داده
شد که در
واقع بحث و
نظری ارائه
نداد و تنها
از پرزیدنت
بوش و
مسئولان
حاضر در جلسه
تشکر و از
سیاست های
اَنان حمایت
و بعد به
شایعاتی
اشاره کرد که
از روزهای
قبل در میان
ایرانیان
اَغاز شده
بود. اَقای
الیوت
ابرامز در
این رابطه
اشاره کرد که
او هم شایعات
بسیاری در
باره این
جلسه شنیده
است و بعد به
مسخره ادامه
داد که به من
هم گفتند که
شما
میخواهید
هیئت حاکمه
اَینده
ایران را
تعیین و
تقسیم مقام
کنید! علیرغم
اینکه هدف
این نوشته
برخورد به
نظرات دیگر
شرکت
کنندگان
نیست، برای
اینکه حال و
هوای این
نشست را کمی
بیشتر
دریافت کنید
تا جائیکه
حافظه ام
یاری کند به
صحبت های چند
نفر دیگر
اشاره میکنم. اَقائی
بنام فرهاد
منصوریان از
شمال
کالیفرنیا
که من نمی
شناختم و
بعنوان یک
فرد اَنجا
بود بحث
مختصری را
ارائه داد
دال بر اینکه
خوبست که
رژیم، روش ها
و نقش
جناحهایش را
بیشتر و بهتر
بشناسیم که
نگذاریم
مانند نمونه
های بسیار
دیگری مسئله
تحریم را هم
وارونه جلوه
دهد و خود را
مورد
مظلومیت
نشان دهد.
چون اَقای
برنز جلسه را
زودتر ترک
کرد، من
بدنبال
ایشان رفتم
که متن
انتقادی و
پیشنهای
خودم را به
او بدهم و در
این فاصله دو
صحبت را از
دست دادم.
بعد از
مراجعت،
اَقای الیوت
ابرامز داشت
به صحبت های
اَقای نصر
اصفهانی
پاسخ میداد
که از قراری
که بعدا
شنیدم
گفته بودند
که تحریم
کاری نخواهد
کرد و روی
مردم فشار
میاورد و
اینکه چرا
امریکا در
جهت تغییر
رژیم کاری
نمی کند.
پاسخ اینبود
که دولت های
بسیاری در
دنیا هستند
که
دموکراتیک
نیستند و ما
بدنبال
تغییر اَنها
نمی توانیم
باشیم و
اضافه کردند
که امریکا
سیاست تحریم
را اگر چه
ممکن است
مقداری روی
مردم فشار
بیاورد
مجبور است
دنبال کند. شرکت
کنندگان در
این جلسه که
بسیاری از
اَنان صحبت
نکردند از
نقطه نظر
فکری طیف
بسیار
ناهمگونی را
تشکیل
میدادند.
قضاوت من بر
اساس
اَشنائی هست
که با پاره
ای از اَنان
داشتم و بحث
هائی که در
این جمع
کردند. البته
هیچ یک از
این افراد
کوچکترین
ادعائی در
اینکه مردم
ایران و یا
بخشی از
اَنرا
نمایندگی
میکنند
نکردند. چند
نفر بطور
روشن تبعیت
بدون چون و
چرای خود را
از سیاست های
امریکا و
اقدام
مستقیم
امریکا برای
تغییر رژیم
بیان کردند.
قبل و بعد از
این نشست
اطلاعاتی در
مورد یکی از
افراد شرکت
کننده از
طریق
اینترنت پخش
شده بود که نشانگر
ارتباطات
تجاری نزدیک
او با ایران
بود. هدف
شرکت در
برنامه کاخ
سفید چه بود
و اصولا چه
خاصیتی بر
این گونه
تماها مترتب
است؟ بنا
براین ما در
مورد سیاست
خارجی
امریکا
مدتهاست که
نظر و
پیشنهاد
مشخص داریم.
این نظرات
بدلایل
مختلف
نتواسته است
که نظر سیاست
مداران
امریکا را
جلب کند چرا
که اصولا
مطمئن
نیستیم که
حتی به اطلاع
اَنها رسیده
شده باشد.
امکانات ما
برای طرح این
برنامه در
میان
ایرانیان و
جلب حمایت
اَنها محدود
است. از
اَنجائیکه
ما بساز هیچ
کس نمی رقصیم
و اهل بده و
بستان های
رایج نبوده و
همواره ناقد
هستیم،
ایرانیان
صاحب امکان
ما و نظرات
ما را بایکوت
کرده اند.
بنا بر این
جامعه صاحب
امکان
ایرانی و حتی
کسانی که
مدعی لابی
گری و تلاش
برای تغییر
سیاست
امریکا
هستند نیز
کمک چندانی
به ارتقای
کار ما
نکردند.
اَنها در
دلشان به ما
میخندند که
خوش خیالیم و
با اتکای به
مردم
میخواهیم
کاری کنیم و
یا به طیفی
تعلق دارند
که دست به
دامان
امریکاست تا
رژیم اسلامی
را برای ما
تغییر دهد و
یا از جمله
کسانی که
معتقدند
اصولا حرف
زدن با
امریکا اَدم
را نجس میکند.
این بخش یا
در حد شعار
های انقلابی
توقف میکنند
و یا اینکه
تحت عنوان
ملی بودن و
نظایر اَن
بدنبال
گنجی
ها،شیرین
عبادیها و
سازگارا ها
هستند.
قبل از
شرکت در این
جلسه در میان
شایعاتی که
اغلب کذب محض
از اَب در
اَمد، توصیه
عدم شرکت در
این جمع را
میکردند و
اینکه این و
اَن در اَنجا
خواهند بود و
تو اعتبار
خود را از
دست خواهی
داد. پاسخ
من
این بود اولا
چیزی بر من
نمی چسبد،
وانگهی خیال
اینکه
اعتباری را
به گور ببرم
ندارم و
ترجیح میدهم
که اگر لازم
باشد برای
انجام کاری
مثبت در
حیاتم مصرف
کنم. با این
نیت بود که
تصمیم گرفتم
در نشست
واشنگتن
شرکت کنم . من
از ترکیب
شرکت
کنندگان هیچ
گونه خبری
نداشتم.
منتها بعد از
اینکه شرکت
خودم را در
این نشست در
رادیو اعلام
کردم،
افرادی با من
تماس گرفتند
که سازگارا،
گنجی، عطری،
میلانی، عده
ای از جدائی
طلبان و این
طلب و اَن
طلب دارند در
اَنجا شرکت
میکنند و جای
تو نیست. تحلیل
من این بود
که اینها اگر
دعوت هم شده
باشند به
دلایلی که
خواهم گفت در
این نشست
شرکت
نخواهند کرد
همچنانکه
نکردند ولی
من خودم با
فرض مختصری
که ممکن است
اینها
اشتباه کرده
و در این
نشست شرکت
کنند بیشتر
راغب به شرکت
در این نشست
شدم سیاست و
هدف بسیاری
از شرکت
کنندگان در
این جلسه
مورد تائید
من نبوده و
نیست. تعدادی
را اصولا نمی
شناختم و
طبیعتا در
اَنجا حضور
داشتم که حرف
خودم را بزنم
و این حضور
بر اساس بحث
و نظرم طبیعتا
در تائید هیج
فرد و نظر
دیگری نمی
توانست باشد.
وجود من به
نمایندگی از
گروه مهر خود
دال بر این
بود که ادعای
ولنگارهای
سیاسی که این
نشست را
نیوکانهای [۷]
امریکا و
افرادی چون
مایکل لدین
ها [۸] برای
معرفی گروهی
بعنوان
اپوزیسیون
راه انداخته
اند، مطلقا
بی اساس بود.
ما حزب و لذا
جویای قدرت
سیاسی
نیستیم و هیچ
گروه و حزب و
دسته ای را
هم در صحنه
سیاست ایران
و امریکا
حمایت نمی
کنیم. حذف
نظرات
انتقادی من و
برنامه ای که
ارائه دادم
به این دلیل
بوده است که
بتوانند این
ادعای
توخالی
وولنگارانه
در مورد نقش
نیوکانها را
مطرح کنند. دو
نمونه از
ولنگاریهای
سیاسی: در میان
ولنگاریهای
رایج در مورد
این نشست بد
نیست به دو
نمونه ای که
چاپ شده بود
و مستند است
اشاره کنم.
گروهی در
واشنگتن
بنام "َ
اَینده نگر"
طی گزارشی از
این نشست و
ردیف کردن یک
سری شایعاتی
که اکثرا
نادرست از
اَب در اَمد
بی مسئولیتی
و دروغ
پردازی را
بجائی رساند
که این نشست
را که من
شخصا خبر
انجام اَن و
شرکت خود را
بطور علنی در
رادیو اعلام
کرده بودم "نشست
محرمانه "
کاخ سفید
خواند. جالب
است که
بدانید این
گروه که
اظهار
نگرانی
میکند که
نیوکانها
بدنبال
ایجاد
اپوزیسیون
هستند، بر
اَنست که
تنها راه
نجات ایران و
بیرون رفت از
شرایط موجود،
پیوستن
ایران (
ایرانی که
تحت سلطه
رژیم اسلامی
است) به
گلوبالیزم
جهانی است و
بر این گمان
است که این
امر باعث
خواهد شد که
رفتار رژیم
ایران هم
مانند چین
تعدیل یابد!
لابد برای
تحقق
بخشیدن به
این نظر است
که تا
اَنجائیکه
من میدانم
حداقل یکی از
موسسان این
گروه که فعلا
ضرورتی به
ذکر نامش
نیست مکررا
به ایران سفر
میکند. " جبهه
ملی ایران به
دولت ایالات
متحده گوشزد
میکند که با
این رویه
متاسفانه
تنها به
استحکام
قدرت جمهوری
اسلامی و
تضعیف
اپوزیسیون
مشروع و ملی
کمک خواهد
کرد..." از نقطه
نظر این گروه
که "ملی بودن"
و "مشروعیت"
خود را در
صدور ماهی
یکبار
اعلامیه و
واقعه نگاری
و هشدار به
امریکا
میداند،
صحبت با چند
نفر از
مقامات
امریکائی
مداخله در
کار ایران
است ولی
خواست ایجاد
روابط بین
امریکا و
رژیم اسلامی،
باز شدن
سفارت و
تنیده شدن
سرمایه های
کمپانیهای
غربی با رژیم
اسلامی کاری
بسیار "میهنی"،
"ملی" و در
شان "شخصیتهای"
اپوزیسیون "مشروع"
است. مقاله
ای هم اَقای
دکتر باقر
زاده نوشته
بودند. عنوان
این مقاله "کدامین
بدیل- ایرانی
یا
اَمریکائی"
است. ایشان
از همان
اَغاز نوشته
برای اینکه
زمینه خیال
پردازی ها و
انشا نویسی
هایش فراهم
شود با ذکر
اینکه "مضمون
این گفتگو ها
منتشر شده
است و مورد
بحث ما نیست"
از شرح اَنچه
که در نشست
کاخ سفید
گذشت میگذرد.
چرا چنین
میکند؟ برای
اینکه اگر
توضیح میداد
که محمد
پروین در
رابطه با
بدیل سوم سخت
به سیاست
حمله و دوستی
امریکا حمله
کرده بود،
اَنوقت
نمیتوانست
در ادامه این
جمله بنویسد:
" مهم
این است که
پدیده بدیل
سازی
اَمریکا
برای ایران
شروع شده است،
و این
اَمریکا (و
نه ایرانیان
به صفت عام،
یا
اپوزیسیون
جمهوری
اسامی به صفت
خاص) است که
اعضای بدیل
را انتخاب
میکند. دکتر
باقر زاده
سپس ادامه
میدهد که اگر
نمایندگانی
بعنوان
نمایندگان
فکری یا
سیاسی مردم
ایران وجود
داشت،
امریکا با
اَن ارتباط
بر قرار
میکرد و بنا
براین
میگوید که
باید اَنرا
ایجاد کرد تا
بتواند "
خود را به
امریکا یا هر
قدرت خارجی
دیگر) تحمیل
کند." بعد
اضافه میکند
که
اپوزیسیون
داخل ایران
امکان
انتخاب
نمایندگان
خود را ندارد
ولی
اپوزیسیون
خارج کشور
قادر به
اینکار
هستند و سپس
پیشنهاد
انجام
انتخاباتی
را برای
تعیین این
نمایندگان
در خارج کشور
ارائه میدهد.
تنها یک
سئوال از
اَقای باقر
زاده میکنم و
قضاوت در
اینکه ایشان
و امثال
ایشان چه
میکنند و چرا
اینچنین
میکنند را به
شما میسپرم. اَقای
باقر زاده،
شما
کوچکترین
اشاره ای به
این نمی کنید
که منظورتان
از اینکه
اپوزیسیون
از این راه
خودش را به
امریکا
تحمیل کند
چیست. فرض
کنیم که شما
این
نمایندگان
را انتخاب
کردید. از
امریکا چه
میخواهید؟
شما تنها
چیزی را که
از او خواهید
خواست همان
خواهد بود که
خودش دارد
بدون کمک و "تحمیل"
شما میکند.
شما با تحریم
مخالفید. در
عوض با
ارتباطات
تجاری
کمپانیهای
امریکا با
رژیم اسلامی
موافق هستید.
شما از زمره
کسانی بودید
که در
کنفرانس دو
سال پیش گروه
"اَینده نگر"
در شهر
واشنگتن که
منهم حضور
داشتم، در
تائید
گلوبالیزم و
خوبی هائی که
برای ایران
به ارمغان
خواهد اَورد
پرسیدید که
چرا میگوئید
رژیم اسلامی
عوض نمی شود
مگر چین عوض
نشد؟ روی
سخنتان هم با
من بود چرا
که بجز من
دیگر شرکت
کنندگان همه
از همفکران
شما بودند.
شما
اَقای باقر
زاده، با این
تفکر، هیچ
چیزی از
امریکا و
دنیای غرب
نمی توانید
بخواهید جز
اینکه بهمین
سیاست سیاه و
سفید موجود
امریکا
متوسل شوید و
دامن بزنید.
به کاخ سفید
بروید و به
نمایندگی از
مردم ایران
بگوئید حمله
به ایران بد
است و نهایتا
چون با هر
گونه فشار بر
رژیم هم با
بهانه کمبود
شیر خشک بچه
مخالفید
ارتباط و
دوستی با
رژیم (
اصلاح طلبان
حکومتی به
زعم شما) را
دامن بزنید.
در نوشته
دیگری به شما
و دیگران
نشان خواهم
داد که
امریکا
بدلیل خلع
سلاح بودن
اَن به
اصطلاح
اپوزیسیونی
که شما
سالهاست
میخواهید با
شعار "همه با
هم" بهم
وصلشان کنید،
بدیل های خود
را یافته است.
شاد باشید که
همان بدیل
شماست. همان
بزک کردن
چهره کثیف
رژیم به زیور
اصلاح طلبی
است. مسئولان
امریکائی به
اَنانکه
حمله به
ایران را
دامن میزنند
توجه ندارند.
اینکار اگر
چه جناحهائی
خواهانش
هستند،
برایش عملی
نیست. به
برنامه هائی
نظیر اَنچه
منهم ارائه
دادم بی توجه
است، چرا که
شما و امثال
شما اَقای
باقر زاده،
نه تنها
ارتقایش نمی
دهید بلکه با
توطئه سکوت و
یا تحریف با
اَن برخورد
میکنید. بدیل
امریکا
تغییر رفتار
رژیم اسلامی
است در حدی
که قابل قبول
دنیای سود جو
باشد و
بهترین
بدیلش
ارتقای
اصلاح طلبی
با رنگ و
لعاب
انقلابی
گریهای گنجی
هاست و شما
نه تنها
مسئله ای با
اَن ندارید
سخت دلبسته
اَن هم هستید.
نگران
انتخاب
نمایندگان
نباشید.
کارها بیشتر
از اَنکه فکر
کنید به مراد
شماهاست.
با سلب
امید از
امثال باقر
زاده و طیف
وسیعی از
اپوزیسیون
خلع سلاح شده
و نبود حرکت
سازمان
یافته در
محدوده ای که
من و گروه
مهر بدان
اعتقاد
داریم یعنی
تغییر رژیم
توسط مردم
ایران از
طریق
نافرمانی
مدنی و
مبارزات
بدور از
خشونت، تنها
راه حل،
مشارکت مردم
غیر حزبی (احزاب
سنتی بی
برنامه) و
مستقل (
مستقل از هر
رنگ و شکل
اصلاح طلبی) در
پیشبرد بدیل
سوم است. این
نظر از طرف
صاحبان
امکان حمایت
نشده و
نخواهد شد.
برنامه و حرف
ما را در
مورد ارتقای
فلسفه و عمل
نافرمانی
مدنی هیچ فرد
یا نهادی
ارتقا نداد
تا امروز
فردی چون
گنجی بتواند
در خط بدیل
سازیهای
رژیم این را
هم لوث کند و
برایش
برنامه بدهد.
گنجی که
تحریم،
مهمترین رکن
فشار روی
رژیم را رد
میکند و بد
میداند،
گنجی که
عدالت خواهی
را که از
حرکات اساسی
برای سلب
مشروعیت
رژیم هست تحت
لوای
انسانیت و
حقوق بشر لوث
میکند و طرح
بخشش عمومی
را مطرح
میکند،
سردمدار
نافرمانی
مدنی شده است
تا به کمک
دیگر یارانش
این سلاح کار
ساز را هم از
دست ما
بگیرند. تغییر
این شرایط
هنوز هم ممکن
است. شمای
خواننده،
شمای اَزادی
خواه، شمائی
که از حضور،
وجود و حکومت
ملایان اَدم
کش چندشتان
میشود، اگر
همت کنید
هنوز شاید
بتوان با
تشخیص راه
کارها و چالش
دیگران
شرایط نابسامان
امروز را تغییر
داد. ۱۷
اَگست ۲۰۰۶ یادداشت
ها: 1)
Elliott
Abrams 2)
Nicholas
Burns 3)
Brian
McCormack 4)
The
Third Option, Regime Change by Iranians 5)
Persian 6)
Neoconservatives 7) Michael Ledeen |
MEHR
Tel: (310) 377- 4590
Fax:
(310) 377- 3103
E-mail: mehr@mehr.org
URL:
http://mehr.org