>

گروه تلاش برای نهادینه شدن حقوق بشر در ایران (مهر ایران)

  محاکمه رژیم

  نافرمانی

  فدرالیزم

  مقالات

  حقوق بشر

  در باره مهر   

 قوانین اسلامی

       

English

  

ای کاش!

م- پروین

۳۱ جولای ۲۰۲۱

ما ستم‌ را نشانه‌ گرفته‌ بوديم‌

اما همهٔ تيرها از كمان‌ دانش‌ پرتاب‌ نشد

ای‌ كاش‌ نخست‌ جهل‌ را نشانه‌ گرفته بودیم

 

برای رهائی از ستم ملایان حاکم بر ایران، باید دریافت چرا و چگونه به قدرت رسیدند و چگونه  میتوان اَنها را سرنگون کرد. فقر و فلاکت، زندان، شکنجه و کشتار اَزادی خواهان ادامه دارد. اعتراضات خود به خودی مردم جان به لب اَمده و تلاشهای فعالان، به جائی نرسیده است و هر جا که رژیم لازم دانسته با سرکوب روبرو شده است. تلاشهای علنی به هر شکلی، پیش از سازماندهی میلیونی، هرگز نمیتواند رژیمی جنایتکار را نابود کند.

 

در برون مرز، راه کار به اصطلاح ما "فعالان" برای رهائی از ستم رژیم اسلامی چه بوده است؟

 

-        بیانیه نویسی، جمع امضا و در خواستهائی که مخاطبین پاره ای از اَنها خود رژیم بوده است و یا روشن نیست که روی سخن با کیست.

-        مقاله نویسی و گفتگو های رادیوئی ، تلویزیونی و اینترنتی در افشای رژیمی که جنایاتش دیگر بر کسی پوشیده نیست.

-        شعارهای این خواهی و اَن طلبی برای جانشینی رژیم - اتکای به دول غربی برای سرنگونی رژیم  و به حکومت نشاندن اَنان.

-        نوشتن قانون اساسی و دلبستن به بیانیه های ۱۴ نفری که بطور علنی در درون ایران عنوان شده است.

-        بیانیه هائی که با اعلام "کار زار های جهانی" ، " نه گفتن به رژیم"، "راههای گذار از حکومت اسلامی"، لرزه به جان رژیم انداخته اند!

امضا کنندگان بیانیه ها و پخش کنندگان ای-میل ها همه عنوان دکتر، مهندس، استاد، پژوهشگر، متخصص، هنرپیشه، کارگردان، روزنامه نگار، فعال مدنی، فعال سیاسی، ... دارند. پاره ای از این امضا کنندگان از مدافعان رسمی اصلاح طلبی بوده اند.

بعنوان نمونه ای میتوانید به نوشته "اَنانی که لیاقتشان در حد روحانی هاست" [۱] مراجعه کنید و نامه ۵۱۱ نفر "روشنفکر"، "فعال مدنی" و "زندانی سیاسی" را به اوباما بخوانید که نامشان را در کنار افرادی چون تریتا پارسی، لابی گر شناخته شده رژیم گذاشته و از اوباما خواستند که:

" از حضور رئیس جمهور روحانی در نیویورک برای باز کردن قفل روابط ایران و امریکا بهره بگیرید. دستیابی به صلح پایدار در منطقه تنها با همکاری ایران میسر است. حیف است که این فرصت تاریخی بسوزد. اکنون نوبت شما و جامعه جهانی است که تداوم گامهای ایران را از طریق پاسخ مذاکره ای خوش فرجام با نتایج ملموس ''برد-برد'' و رفع تحریم های ناعادلانه اقتصادی تضمین کنید."

حرفم را خلاصه کنم. ما احتیاج به دانستنی های بسیاری داریم تا راه کار های بر انداختن رژیم ملایان را بشناسیم و بتوانیم برای رهائی ایران و ایرانیان از ستم رژیم اسلامی نقشی بعهده بگیریم.

باید بپذیریم که نا اَگاهیم و بیاموزیم. اتکا به عنوان و مدرک را باید کنار گذاشت. میتوان از تجربیات جهانی، بررسیها و تحقیقات فراوانی که موجود است درس گرفت. میتوانیم با به چالش گرفتن یکدیگر و نه نفی بدون دلیل، نه بایکوت، نه تلاش در "مال خود " کردن ایده ها و پیشنهادات، راه کارهای موثر را یاد بگیریم. باید با شهامت به جهل خود اقرار کنیم تا بتوانیم خود را از نادانی نجات دهیم تا بتوانیم ستم رژیم اسلامی را نشانه بگیریم.

از مهم ترین و دردناکترین زمینه ای که "فعالان" برون مرز با موفقیت کامل توانسته اند بایکوت کنند، انعکاس جهانی قتل عام تابستان ۶۷ و شناخت جهانی روز اول ماه سپتامبر بعنوان یاد بود اَن بوده است. همچنانکه در نوشتجات بسیاری و منجمله در نوشته ای که اخیرا منتشر شد اَمده است [۲] پیرو تلاشهای گروه "مهر" سازمان عفو امریکا این روز را در سال  ۲۰۰۳به رسمیت شناخت و قرار بود در کنفرانس لندن به اَن رسمیت جهانی بدهد. بایکوت "فعالان" ایرانی از زمره دلایلی بود که این امر را متوقف کرد.

از اَنجائیکه اخیرا سازمان عفو رئیسی را برای اعدامهای تابستان ۶۷به سئوال کشیده است، گروه "مهر" دوباره تلاش خود را برای برسمیت شناختن این روز اَغاز کرده و از همه گروهها و افراد دیگر نیز تقاضای کمک کرده است. تا کنون هیچ گروهی اَمادگی برای هیچ نوع کمکی را اعلام نکرده است. منتها جلسات  "حمایت از داد خواهان ۶۷" بار دیگر اَغاز شده است.

مصطفی‌ بادكوبه‌ای‌ با این شعر خود وضعیت دردناک ما را بیان کرده است:

 

ما ستم‌ را نشانه‌ گرفته‌ بوديم‌

اما همه تیرها از کمان دانش پرتاپ نشد

ای کاش نخست جهل را نشانه گرفته بودیم

 

نشانه گرفتن جهل برای امکان ساختن مقابله با ستم را نویسنده ترک، یاشار کمال [۳]، در رمان سه جلدی بنام "اینجه ممد" به فرم بسیار جالبی بیان کرده است. نوشته او را ثمین باغچه بان ترجمه کرده و علی مرادی نمونه هائی از اَنرا در اینستاگرام منعکس کرده است.

 

من این براَورد ها را خلاصه کرده ام . متن این خلاصه در زیر اَمده است.

 

 

منابع مراجعه:

 

1-    اَنانی که لیاقتشان در حد روحانی هاستhttps://mehr.org/deserve_rohani.htm                                       

2- ادای دین ما به جابختگان قتل عام های سال ۱۳۶۷                             https://mehr.org/raisi3_farsi.htm

3- یاشار کمال نویسنده و فعال حقوق بشری در ترکیه بود که سال ۲۰۱۵ در گذشت. او جوایز بسیاری برای نوشته های خود کسب کرد

-------

رمان‌ سه‌‌جلدی‌ *اينجه‌‌ممد* ، شاهكار ياشار كمال، در نظام‌ ارباب‌ رعيتی‌ تركيه‌ اتفاق‌ می‌افتد.

اينجه‌ ممد قهرمان‌ اصلی‌ رمان‌، رعيتی‌ است‌ كه‌ زمين‌ و زنش‌ مورد تعدی ‌ارباب‌ ظالم‌ قرار گرفته‌ و زمينهٔ قيام‌ او می‌گردد.

 

اينجه‌ ممد دست‌ به ‌تفنگ‌ می‌برد و ارباب‌ را می‌کشد و از دست‌ ژاندارم‌ها و عُمال‌ ارباب‌ به ‌كوه‌ پناه‌ می‌برد و مدت‌ها در كوه‌ می‌ماند و به‌ خيال‌ اينكه‌ ديگر بساط ‌ظلم‌ و جور در روستا ريشه‌كن‌ شده‌ و دهقانان‌ آزاد شده‌اند، تصميم ‌می‌گيرد پس‌ از ماه‌ها متواری شدن‌، به‌ روستا برگردد.


اما وقتی به‌ روستا برمی‌ گردد با تعجب‌ می‌بيند كه‌ برادر ارباب‌ به‌ جای او نشسته‌ و چنان ‌ستم می‌کند و دمار از روزگار مردم‌ در می‌آورد كه‌ مردم‌ قبر ارباب ‌قبلی را زيارتگاه‌ كرده‌ و به‌ اينجه‌ممد دشنام‌ها می‌دهند كه‌ چرا ارباب‌ خوب‌ آنها را كشته‌ و اکنون ارباب‌ ظالم‌تر و بدتری ‌برسرنوشتشان‌ حاكم‌ گشته‌ است‌.

 

اينجه‌ممد دچار شک و ترديد می‌گردد و  سرگردان‌ از خود می‌پرسد كه‌ آيا مبارزه‌اش‌ بيهوده بوده‌؟ و اشتباهش‌ كجا بوده‌؟


سرانجام ‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ می‌رسد كه‌ به‌ جای ارباب‌ بايد با ارباب‌پرستی ‌مبارزه‌ می‌كرده‌ كه‌ در اذهان‌ دهقانان‌
ريشه‌ دوانده‌ است‌. به همین خاطر‌ ‌سرانجام‌  تصميم‌ می‌گيرد آتش‌ به‌ خارستان‌ بزند و خارستان ‌در واقع‌ همان‌ زنجيرهای‌ ذهنی‌ دهقانان‌ است‌.

 

نگاهی‌ به‌ تئوری‌های مربوط‌ به‌ دگرگونی جامعه‌ در تاريخ‌ معاصر ايران‌ از دورهٔ مشروطيت‌ تاكنون‌ هميشه‌ بیانگر دو نوع‌ نگرش‌ بوده:

 

نگرش‌ اول‌ عبارت از راديكاليسم‌ انقلابی‌ و تغيير قهری ‌ساختار سياسی‌ جامعه‌ با توسل‌ به‌ سلاح و تفنگ بوده‌ است. اين‌ ديدگاه‌ نه‌ تنها در دههٔ چهل‌ و پنجاه‌ و در آستانهٔ انقلاب‌ ۵۷ ديدگاه‌ غالب‌ بوده بلكه‌ در انقلاب‌ مشروطيت‌ و پس‌ از آن‌ نيز گاهگاهی‌ به‌ چشم‌ می‌خورد.

 

اگر مثلاً حيدرعمواوغلی‌ها با توسل‌ به‌ نارنجک می‌خواستند با كشتن‌ محمدعلی‌شاه‌ بساط‌ ظلم‌ را از صحنهٔ ايران‌ برچينند در واقع‌ ‌راه‌ ميان‌بُر و ساده‌ای را براي‌ مبارزه‌ با ستم‌ برگزيده‌ بودند. آنان فكر می‌كردند كه‌ با كشتن‌ حاكمی‌ جبار، مردم‌ زير سلطه‌اش‌ آزاد خواهند شد اما نبايد اين‌ اشتباه‌ اساسی‌ ایشان را از نظر دور داشت‌ كه‌ آنان‌، حاكم‌ را از توده‌های ‌محكوم‌ جدا می‌دانستند و به‌ تعامل‌ ذهنی‌ و روابط‌ عميق‌ بين‌ يک ‌ستمگر و ستمكش‌ در يك‌ نظام‌ استبدادی‌ توجه‌ نمی‌كردند و فكر می‌کردند كه‌ شوراندن‌ دهقانان بر عليه‌ فئودال‌ها، نظام‌ فئودالی‌ را متلاشی‌ ساخت‌.

 

كسروی‌ در نقد گروه‌ اول‌، زمانی‌ چنين‌ نوشت‌:

 

ما نيک آگاهيم‌ كه‌ حيدرخان‌ عمواوغلی‌ها و علی ‌مسيوها و... در راه‌ استقلال‌ و آزادی اين‌ كشور به‌ هرگونه‌ جان‌فشانی‌ آماده‌ بودند؛ آنان‌ در یکجا اشتباه‌ می‌کردند، از گرفتاری‌ها و آلودگی‌های توده‌ها ناآگاه ‌بودند و می‌پنداشتند اگر ريشهٔ استبداد كنده‌ شود، تودهٔ مردم‌ به‌ راه‌ پيشرفت‌ می‌افتند در حالی كه ‌درد اصلی‌، جهل‌ و نادانی و ناآگاهی‌ مردم‌ بود.

 

گذشتِ‌ زمان،‌ صحت‌ سخن‌ كسروی را نشان‌ داد، به‌طوری ‌كه‌ وقتی مجلس‌ اول‌ به‌ توپ‌ بسته‌ شد، مردم‌ در غارت‌ اموال‌ و فرش‌های مجلس،‌ روی قزاقان‌ لياخوفی‌ را سفيد كردند و حتی‌ به‌ درختان‌ نيز رحم‌ نكردند. اندکی بعد، وقتی در تبریز، خانهٔ ستارخان توسط روس‌ها تخریب و فروریخت باز مردم در غارت اموالِ خانه، سر از پا نمی‌شناختند.

 

 بعدها هم وقتی در کودتای ۲۸ مرداد خانهٔ مصدق تخریب شد، باز مردم همان غارت و تراژدی را تکرار کردند.

 

 نباید فکر کرد که غارتگران همگی ضد مشروطه بودند بلکه اکثرشان اصلاً بی‌ طرف بودند. در مقابل‌ گروه‌ اول‌، گروه‌ دوم‌ قرار داشتند كه‌ مشكل‌ را امری فرهنگی تلقی‌ كرده‌ و بر تغيير تدريجی‌ فرهنگ‌ مردم‌، آگاه‌ كردن به‌ حقوق‌شان و مبارزه‌ با جهل‌ و خرافات‌‌ تاکید می‌کردند؛ افرادی چون‌ ميرزافتحعلی‌ آخوندزاده‌، ميرزاآقاخان‌ كرمانی‌ و ميرزاعبدالرحيم‌ طالبوف‌‌ در اين ‌گروه‌ جای‌ دارند.

 

 بدون کار فرهنگی و آگاهی سیاسی مردم، درافتادن با استبداد با توسل بر سلاح، به مثابهٔ با شمشیر چوبین به جنگ آسیاب رفتن است؛ چرا که آن نظام استبدادی، برآمده از اعماق ذهنی همان مردم است. در واقع مصداق این شعرِ مصطفی‌ بادكوبه‌ای‌ بودند:

 

ما ستم‌ را نشانه‌ گرفته‌ بوديم‌

اما همه تیرها از کمان دانش پرتاپ نشد

ای کاش نخست جهل را نشانه گرفته بودیم

 

برای کمک مالی به مهر از این اتصال استفاده کنید

MEHR
P.O. Box 2037
P.V.P., CA 90274

Tel: (310) 377-4590

E-mail: mehr@mehr.org
URL: http://mehr.org